الزامات فرهنگی

: فرهنگ ما جوهره هستی و ذات زندگی است. حقیقتی است که انسان را اصحاب هویت و شخصیت می نماید، شیوه زندگی و رفتار یک اجتماع را در تطور تاریخی تعیین می کند و عامل انسان ساز و در برگیرنده ویژگی های مادی و معنوی است.
کد خبر: ۱۴۵۶۰۹

فرهنگ مجموعه ای است از آداب و رسوم ، عقاید و افکار ، پندارها و باورها، گفتارها و کردارها ، ابداعات و اختراعات ، هنجارها و اعتقادات ، هنر و ادبیات که طی زمان در جامعه شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و عموم اعضای جامعه آنها را به صورت عادت به منصه ظهور می رسانند.
اگر از خلقیات منفی و مثبت ، روحیه مشارکت جویی و گریز از مشارکت ، سلطه پذیری و سلطه طلبی هویت یابی یا بی هویتی ، قانون گرایی و بی اعتنایی به قانون ، آزادی طلبی و خودسانسوری ، حریت و حق طلبی و... در جامعه ای سخن رانده می شود بی شک ارتباط مستقیم و معناداری با فرهنگ دارد. انقلاب اسلامی بزرگترین تجلی و جلوه آن «فرهنگی بودن» است . به عبارتی با انقلاب سیاسی در 22 بهمن 57 رژیم سلطنتی با رهبری حضرت امام خمینی (ره) و مشارکت مردم سقوط کرد و بنیان های جدید انقلابی مردمی در ایران پس از انقلاب پایه گذاری شد اما گویی همپا و همسنگ با آن ، معمار کبیر انقلاب اسلامی از «انقلاب فرهنگی» سخن گفت و ترجمان آن را در عرصه بین المللی صدور ارزش ها و مفاهیم انقلاب و در عرصه داخلی دگرگونی و تحول در اندیشه ها ، ساختارها و تار و پود جامعه انقلاب تعریف کرد و برای تحقق آن «ستاد» و سپس «شورای عالی انقلاب فرهنگی» را با حضور سران قوای سه گانه تشکیل داد. امام راحل عظیم الشان در بیانی ماندگار فرمود: «کلید سعادت و شقاوت یک ملت در دست فرهنگیان است ، اگر فرهنگ اصلاح شود مملکت اصلاح می شود.» اما چرا با این همه اهمیت و جایگاه تحول در خور شان و منزلت انقلاب در حوزه فرهنگ صورت نگرفته است . واکاوی دلایل این مهم در شرایط کنونی که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی «رفع مظلومیت از بخش مظلوم فرهنگ» را از «دولت اصولگرا، پرتلاش و مردمی» مطالبه کرده اند یک ضرورت تاریخی دارد. بر این باورم که راهکار عملی برای توجه به رهنمود رهبر فرزانه ، تحقق آرمان های حضرت امام خمینی (ره) و گام برداشتن عملی برای ارتقاء و منزلت بخشی به فرهنگ مستلزم لوازمی است که اهم آنها به شرح زیر است :
یکم : تغییر رویکرد در نظام برنامه ریزی کشور: اگر خواهان اولویت بخشی به فرهنگ هستیم باید رویکردها ، راهبردها و استراتژی ها را عوض کنیم . هیچ کدام از دولت های پس از انقلاب در برنامه های خود به خصوص در ایام انتخابات و یا اخذ اعتماد از مجلس شورای اسلامی از اولویت فرهنگ در برنامه های خود سخن نگفته اند، و این در حالی است که همگی آنان از عناصر فرهنگی تبلیغی نظام بوده اند. همچنین است تخصیص بودجه و اعتبارات در دولت های گذشته و حال . مقایسه تطبیقی وضعیت بودجه و اعتبارات سه نهاد مهم و اصلی در حوزه فرهنگ (سازمان تبلیغات ، وزارت ارشاد و صداوسیما) ، از سال 68 تا 86 نشان می دهد سهم بخش فرهنگ ، ارتباطات ، اطلاع رسانی و تبلیغات از بودجه کل دولت کمتر از 5 درصد را به خود اختصاص می دهد. نکته مهم آن که این رقم ، بودجه جاری و عمرانی دستگاه ها را نیز شامل می شود. بالاخره درباره سازمان صدا و سیما در سال 86 فقط بالغ بر 130 میلیارد تومان پیش بینی دولت از محل درآمد آگهی ها برای رسانه ملی است نه این که اعتبار آن به سر جم رسانه در نظام بودجه ریزی کشور چون سایر دستگاه ها تامین شده باشد. پس راه حل این است که دولت نهم در لایحه تقدیمی بودجه سال 87 به مجلس شورای اسلامی حداقل به میزان 3 برابر فعلی به اعتبارات دستگاه های فرهنگی بیفزاید. این گام اول را دولت و مجلس باید محکم بردارند.

دوم : کارآمدتر شدن نهادها و مجامع ذی ربط در حوزه فرهنگ : بی شک کمتر نهادی چون شورای عالی انقلاب فرهنگی به کرات مورد تاکید و سفارش حضرت امام خمینی (ره) و رهبر گرانقدر بوده است. این شورا به رغم برخی خدمات از کارآمدی لازم و مورد انتظار برخوردار نیست و تاثیرگذاری آن به عنوان «مرجع» و «فصل الخطاب» در حوزه فرهنگ ، هنر ، تبلیغات و اطلاع رسانی مغفول است. بازمهندسی وظایف ، ماموریت هاو ترکیب و ساختار آن در عرصه کنونی یک ضرورت است . تدوین استراتژی فرهنگی در آستانه ورود به دهه سوم انقلاب و عملیاتی کردن آن همپای سند چشم انداز یک اصل انکارناپذیر است و بالاخره در بازمهندسی حوزه فرهنگ ادغام ، انحلال و حذف دستگاه های موازی نیاز مبرم کنونی است. برابر آمار بیش از 30 نهاد ، دستگاه و سازمان که عنوان «فرهنگ و تبلیغات دینی » را همراه دارند در کشور وجود دارد که بود یا نبود برخی از آنها مشکلی را به وجود نمی آورد.

سوم : درباره رسانه ملی : واقعیت آن است که امروز اگر ما از رسانه ملی سخن می گوییم از 107 شبکه رادیویی تلویزیونی که به 31 زبان فراملی برنامه تولید و پخش می کنند ، سخن گفته می شود. اگر عصر امروز را عصر تبلیغات ، ارتباطات ، فرهنگ و نفوذ در افکار عمومی یا رسانه بنامیم ، بی شک رسانه ملی در خط مقدم نبرد با تهاجم فرهنگی است. برای نمونه اگر فقط به وضعیت رسانه ها در امریکا اشاره ای داشته باشیم ، آمار بشدت تکان دهنده است : 1220 ایستگاه تلویزیونی ، 9871 ایستگاه رادیویی ، 482 روزنامه و 11328 مجله وجود دارد. امریکا با 6 درصد جمعیت کل جهان 75 درصد تبلیغات دنیا را انجام می دهد. دولت امریکا هر ساله بیش از 400 میلیون دلار برای استخدام 8هزار کارمند می پردازد تا تبلیغاتی به سود ایالات متحده تهیه کنند. حاصل کار هر سال بیش از 90 فیلم ، 12 مجله به 22 زبان و 800 ساعت برنامه های صدای امریکا به 37 زبان است که همگی زندگی به شیوه امریکایی را تبلیغ می کنند. بدون آن که بخواهیم قصد بزرگنمایی از امپراطوری رسانه ای استکبار داشته باشیم ، هدف اصلی از بیان برخی آمار این است که بگوییم آنان برای باطل خود این گونه هزینه می کنند اما ما رسانه ملی که علاوه بر آن که باید در خط مقدم نبرد با تهاجم فرهنگی انجام وظیفه کند و باید پر کردن اوقات فراغت ، اطلاع رسانی ، تنویر افکار عمومی ، آموزش ، پاسداشت ارزشها و میراث تمدن ایرانی اسلامی رانیز در سپهر وظایف خود در نظر داشته باشد را با کمترین بودجه و اعتبار مواجه می سازیم . رسانه ملی نیاز به حداقل یکهزار میلیارد تومان برای طرح گذر از آنالوگ به دیجیتال و 350میلیارد تومان برای تکمیل پوشش صدا و سیما در کل کشور دارد. رسانه ملی برای آن که بتواند سالیانه بیش از 700 سریال و فیلم ، انیمیشن و دیگر تولیدات مناسب با ارزشهای اسلامی ایرانی و هویت بومی ، محلی تهیه کند و آثار فاخری را به مخاطبان ارجمند ارائه نماید ، نیاز به بودجه سالانه یکهزار میلیارد تومانی دارد. رسانه ملی از عدم ماهواره مستقل رادیو تلویزیونی رنج می برد ، این در حالی است که برخی کشورهای همسایه که بسیار عقبتر از ما بوده اند در سالیان اخیر پیشرفت های شگرفی را در این زمینه به دست آورده اند. رسانه امروز قادر است در صورت حمایت و پشتیبانی ویژه از نظر مالی و تدارکاتی نقش استثنایی خود را ایفا کند. امید که این گونه باشد.

علی دارابی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها