حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
|
دلایل رفتار پرخاشگرانه حوزه خانوادگی : برخی ریشه پرخاشگری و آمادگی برای خشونت کودکان را در حوزه خانوادگی می دانند. کمبود حمایت روانی و تایید: وقتی کودک بزرگ می شود باید یاد بگیرد که ممکن است همه خواسته هایش بر آورده نشود به عبارتی کودک باید صرف نظر کردن از علایق و نه شنیدن را بیاموزد. برای این که پس از ناامیدی ، کودک به تعادل برسد ، مهم است که پدر و مادر و مربیان ، به اندازه کافی به او محبت و او را تایید کنند. کودک نباید فرمان بزرگسالان را برای صرف نظر کردن از چیزی به حساب بدجنسی آنها بگذارد و این احساس را پیدا کند که همیشه در برابر آنها کم می آورد ، چون وقتی کودک احساس کند که دوستش ندارند ، رفته رفته پرخاشگر می شود. محدود کردن و جلوگیری از فعالیت کودکانه : تربیت مستبدانه و جدی هم یکی از عوامل بروز رفتارهای پرخاشگرانه در کودک است. وقتی به کودک زور گفته می شود ، با این عمل او را مجبور می کنند که حرکات غیر ارادی و نیازهای حرکتی خود را سرکوب کند. این کار سرانجام به تشنج ناشی از خشم و پرخاشگری منجر می شود. طبیعی است با این محدودیت ها ، یک شیوه تربیتی ، بخصوص تنبیه ، نیز همراه است. فرقی نمی کند چه تنبیه بدنی باشد یا محرومیت از عشق و علاقه. در هر دو حالت کودک احساس می کند دوستش ندارند ، واکنش دفاعی که کودک بالاجبار به دلیل تنبیه دائمی از خود نشان می دهد ، ممکن است براحتی رفتار او را تغییر دهد و پرخاشگرانه کند. کمبود اعتماد به نفس : تجربه هایی که یک کودک در محدوده خانواده به دست می آورد ، تاثیر پایدار و زیادی بر رشد او دارد. این نکته تقریبا همیشه در مورد پرخاش و خشونت هم صادق است. مثلا اگر یکی از والدین به طور کلی تندخو و پرخاشگر باشد ، کودکی که بشدت با او همانندسازی می کند ، مایل است که همان شیوه رفتاری او را نشان دهد و به همان ترتیب به راحتی پرخاشگر می شود. |
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....