دایی: تازه متولد شده ام

زندگی ورزشی علی دایی بی تردید از آن دست داستان های دراماتیکی است که جان می دهد برای ساخت یکی از نمونه های درخشان فیلمهای ضدقهرمان.
کد خبر: ۱۴۴۶۴۱

کسی که حالا دیگر فصل بی نظیر دوران بازیش به تاریخ خواندنی این فوتبال پرمساله پیوسته است ؛ بازیکنی که قله های بسیاری را پرچم زد، اما کمتر همسنگ گلهای بسیاری که زد و پیروزی هایی که به ارمغان آورد محبوب شد. او البته در تمام سالهایی که در صدر اخبار فوتبال ایران بود همزمان در جنگی بی پایان نیز شرکت داشت . مبارزه با فرهنگ حاکم بر این فوتبال و البته جدال با منتقدان کوچک و بزرگ ، اما دایی هیچ گاه تسلیم نشد.
حتی آن روزهایی که گفته شد جماعتی برای خداحافظی اش از تیم ملی دخیل بسته بودند! اما براستی کدام نیرو یک بازیکن را تا بدین پایه جان سخت و خستگی ناپذیر می کند؛ بازیکنی که آقای گل جهان بود و مورد تقدیر جهانیان و در عین حال مغضوب در خانه . چنان که گل می زد و ناسزا می شنید، اما دایی حتی پس از وداع اجباری با آن شماره 10 خاطره انگیز از این جنگ تمام ناشدنی کناره نگرفت. اولین بار در قامت یک سرمربی ، مبارزه ای از نوعی دیگر را در پیش گرفته است ؛ راهی که شروعی به یادماندنی و درخشان داشت ، هرچند او بی تردید روزهای دشوار دیگری را پیش رو خواهد داشت. هرچه هست علی دایی دیگر چهره ای فراموش ناشدنی است. ورزشکاری که سالهاست از سطح یک شخصیت ورزشی فراتر رفته و میان چهره های مورد توجه یک ملت قرار گرفته است ، مردی که همچنان می جنگد آن هم برای رسیدن به قله های رفیع تر...

2 هفته از لیگ هفتم گذشته و حالا همه دیگر پذیرفته اند دایی از فوتبال خداحافظی کرده است. به طور قطع این دوری برای شما هم آسان نیست؛
دشوار هم نیست. با بچه های تیمم تمرین می کنم و در زمان مسابقه هم از بازی آنها لذت می برم. من جزو آنهایی نیستم که همواره حسرت گذشته را می خورند. باید با واقعیت ها کنار آمد و من هم تلاش کرده ام واقع بین باشم.

یعنی احتمال ندارد شما مثلا مثل روماریو حتی پس از خداحافظی دوباره به زمین بازگردید؛
تا الان که چنین تصمیمی نگرفته ام. در واقع شرایط طوری نیست که بازی کنم. این دوری بهتر است.

یعنی شرایط شما را به سمت خداحافظی کشاند؛
به هر حال تصمیم خودم بود. راجع به آن خیلی فکر کردم و هنوز هم معتقدم زمان خوبی چنین تصمیمی گرفتم. مگر یادتان نیست؛ می گفتند دایی تیم ملی را ول نمی کند، اما از تیم ملی رفتم و هیچ اتفاقی هم نیفتاد.

ولی قبول کنید که دل کندن برایتان سخت بود؛
به روح پدرم نه! شاید باور نکنید. همان زمان هم گفتم که انگار تازه متولد شده ام. من سیزده چهارده سال با تیم ملی بودم ، ولی الان حتی فکرش را هم نمی کنم. این پذیرفتن به شخصیت خود آدم و اعتقاداتش بستگی دارد. به خدا روزی که به تیم ملی آمدم می دانستم روزی خط می خورم. خدا شاهد است به آخر خط فکر کرده بودم. روزی هم که فوتبال را شروع کردم می دانستم روزی باید بگذارم کنار. خیلی مواقع بود که به قول معروف به مو رسید، اما خدا کمک کرد و قطع نشد. حالا هم حرفهای جالبی می شنوم.

چه حرفهایی؛
آن موقع دایی را بیچاره می کردند و می گفتند مردم برای خداحافظی او دست به دعا هستند، اما حالا می گویند فکر نمی کنی زود خداحافظی کردی. دوست نداری برگردی و از این جور حرفها. واقعا گیر افتاده ام.

فکر نمی کنید جای دایی در نوک حمله تیم ملی خالی باشد؛
این را مردم باید بگویند.

تحلیل خودتان را می خواهم.
تحلیل من برای خودم است نه روزنامه ها. ببینید، علی دایی روزی که از جام جهانی برگشت حضور در تیم ملی برایش تمام شد.

یعنی اگر پیش از خداحافظی در پایان فصل و در آن فاصله 10 ماهه به تیم ملی دعوت می شدید نمی پذیرفتید؛
اصلا و ابدا.

چرا؛
به خاطر خیلی مسائل. آن شرایط با روحیات من سازگار نبود. خوشبختانه گذشت زمان خیلی حقایق را روشن کرد. خوشحالم که در مدت حضورم در تیم ملی با تمام وجود تلاش کردم و هیچ گاه وجدانم ناراحت نبود.

مشکلات و ناکامی تیم در جام ملتها را چطور ارزیابی می کنید؛
ببینید، موفقیت تیم ملی آرزوی من بوده و هست. این جور نیست که چون تیم ملی شکست خورده جای خالی دایی احساس و به قولی حقانیت من اثبات شود. اصلا. برای من مهم است که تیم ملی ببرد و قهرمان شود آن وقت این حرفها را بگویند.

شما یکی از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران هستید. انتظار نداشتید با شکوه تر از تیم ملی جدا شوید؛
جدایی را آقایان تصمیم گرفتند چگونه باشد. من هم با جان و دل قبول کردم. حالا هم دیگر دنبال این مسائل نیستم. دیگر تمام شد.

راجع به کیفیت بازیهای تیم ملی بگویید؛
من درباره مسائل فنی تیم ملی صحبت نمی کنم. تیم سرمربی و مربی داشت و خودشان حرف بزنند خیلی بهتر است. متاسفانه اینجا جوری شده که اگر حرفی بزنی زود به خیلی ها برمی خورد.

تیم ملی برای دایی تمام شده اما از آن روزهای پایانی حرف و حدیث بسیاری باقی مانده است ، بویژه آن انتقادهای وحشتناک.
هنوز هم می گویم که آن انتقادها از طرف مردم نبود. مردم ما خیلی احساسی هستند وقتی برخی که صاحب تریبون هستند هزار حرف و حدیث مطرح می کنند معلوم است که مردم هم می آیند دنبال مقصر می گردند. خدا را شکر پیش از جام جهانی کسی نمی گفت علی دایی سوپرمن می شود. همه از بازیکنان دیگری حرف می زدند و ستاره ، کسان دیگری بودند. اما قرار بود همه کاسه کوزه ها سر دایی بشکند. با خودم فکر می کردم مگر می شود پس از 13 سال که با تمام وجودم به مملکتم خدمت کرده ام مردم بگویند همه اش بیخود بوده است.

اما منتقدان می گفتند دایی در جام جهانی خوب بازی نکرد، نه این که همه خدمات شما را زیرسوال ببرند.
نمی خواهم به گذشته بازگردم ؛ اما امروز راحت تر می شود حرف زد. وقتی در تیم ملی چهار پنج نفر جمع می شوند و جلسه تشکیل می دهند که به علی دایی پاس ندهیم چون اگر گل بزند باز در تیم ملی می ماند، من چه کار می توانستم بکنم؛ فیلم بازیها را دوباره ببینید تا به حرفم برسید.

اما نبودن دایی چه نفعی به آنها می رساند؛
آنها از بیرون خط می گرفتند، چون مثل من مستقل نبودند. شما می دانید چرا دوست نداشتند برانکو سرمربی تیم ملی در جام جهانی باشد؛ چون مربی به ایران آورده و به او قول هم داده بودند که در جام جهانی روی نیمکت تیم ملی می نشیند. بازیکن ها را هم تحریک کرده بودند علیه برانکو موضع بگیرند. حالا بگویند علی دایی به تیم ملی خیانت کرده یا آنها که جلسه تشکیل می دادند برای خراب کردن من؛

ولی با شکست تیم ملی آنها هم شکست خورده بودند.
نه! همه هدف آنها نابودی علی دایی بود. می دانستند اگر دایی باشد باید نظم حاکم باشد. اگر دایی باشد آنها برو بیا ندارند و نمی توانند هر کاری که می خواهند انجام دهند. همین جام ملتها را بررسی کنید. همه چیز دستگیرتان می شود. چرا من در همه این سالها باند نداشته ام.

اما پشت سر شما هم می گفتند با گل محمدی و میرزاپور و چند نفر دیگر باند تشکیل داده اید.
ببخشید یحیی از بانک تجارت با من همبازی بوده. اگر او با من رفیق نباشد با چه کسی می تواند رفیق باشد؛ بعد هم میرزاپور که جایگاه خود را داشت ، چه نفعی از این جور مسائل می برد.
همه می دانند که این جور وصله ها هرگز به دایی نمی چسبید. می گفتند دایی در تیم ملی به برانکو خط می دهد، اما آیا کسی توانست این را نشان دهد؛ من از تیم ملی جدا شدم و کارم را در سایپا ادامه دادم. تیمم هم قهرمان ایران شد. چرا؛ چون به کسی اجازه ندادم در کارم دخالت کند. همان طور که در کار هیچ مربی دخالت نمی کردم . وقتی من مسوولیت قبول می کنم باید پای همه چیزش بایستم . مطمئن باشید یک بار هم از من نخواهید شنید که به خاطر شکست دنبال مقصر بگردم. تیم ببرد، ببازد، مسوولش من هستم.

شما از تیم ملی کنار گذاشته شدید. این به آن معنی است که آن عده موفق شدند؛
گذشت زمان همه چیز را نشان داد. از طرفی قرار نبود که دایی تا آخر عمرش در تیم ملی باشد. به هر حال این بحث را تمام کنیم ، چراکه دیگر گذشته است.

یادآوری آن روزهای سخت و تلخ ناراحتتان می کند؛
بهتر است بگویم تجربه بسیار بزرگی بود، اما گفتم که با وجود دشواری های فراوان ، خوشحالم که وجدانم راحت است. زمانی باید ناراحت باشی که کم کاری کرده و یا حق کسی را خورده باشی. وجدانم راحت است که هر چه در توان داشتم ، گذاشتم و هیچ گاه هم به خراب کردن این و آن فکر نکردم. بگذریم.

برسیم به سایپا. شاید اگر لورانت از سایپا نمی رفت ، علی دایی همچنان یک بازیکن بود. این اتفاق سرفصل تازه ای برای شما شد، نه؛
مهم این است که از این اتفاقات چگونه استفاده کنی. بعد از جدایی لورانت وقتی با پیشنهاد مسوولان باشگاه روبه رو شدم ، استخاره گرفتم. خیلی خوب آمد. البته از چند دوست هم مشاوره گرفتم. به هر حال هیچ وقت نمی گویم رفتن لورانت برای من بد بود، خیلی هم خوب بوده.
کاری را که باید یکی دو سال بعد شروع می کردم پارسال آغاز کردم. خدا را شکر شروعش هم خوب بود.

اما اگر موفق نمی شدید، دوران مربیگری تان با یک چالش بزرگ همراه می شد. نگران نبودید؛
باید برای قبول یک مسوولیت خیلی مسائل را در نظر گرفت . باشگاه سایپا مدیریت خیلی خوبی دارد. شما هیچ وقت نمی بینید که اعضای هیات مدیره یا مدیرعامل مصاحبه و جنجال کنند. آنها مثل خیلی از مدیران دیگر نیستند که در کارهای فنی دخالت کنند. اینجا هر کس کار خودش را انجام می دهد. مدیریت باشگاه به گونه ای بوده که همه حریم خودشان را می دانند. در چند سال اخیر، شما هیچ گاه ندیده اید سایپا حاشیه داشته باشد. این اتفاقی نیست. من وقتی این مسائل را دیدم ، مسوولیت قبول کردم ؛ چون احساسم این بود که می شود کار کرد.
روزی هم که قبول کردم سرمربی تیم باشم ، اختیار تام گرفتم. گفتم تا روزی که من هستم ، مسائل فنی مربوط به من است.

اما می گفتند شما تا زمان تعیین یک سرمربی به طور موقت کار را در دست گرفتید.
نه. اصلا. البته من قرارداد جدیدی نبستم و حتی یک ریال هم بیشتر از قراردادم به عنوان بازیکن نگرفتم.

هنوز هم خیلی ها می گویند لورانت سهم زیادی در قهرمانی سایپا داشت. حتی بیشتر از شما. این حرف را قبول دارید؛
من هم از ایشان تشکر کردم. در همان پنج ، شش هفته ای که بودند، خیلی چیزها یاد گرفتم ، اما این که ایشان چقدر در قهرمانی تاثیر داشتند، کارشناسان باید نظر بدهند.

وقتی 7 هفته در نیم فصل دوم موفق به کسب پیروزی نشدید، خیلی ها از قهرمانی سایپا قطع امید کرده بودند. چه شد که دوباره برگشتید؛
بزرگترین تیمهای دنیا هم با افتهای مقطعی روبه رو می شوند. از سوی دیگر ، مصدومیت چند بازیکن هم ما را دچار مشکل کرده بود. هر چند من به قهرمانی تیمم ایمان داشتم و همان موقع هم بارها این را تکرار کردم.

موفقیت تیم ملی


پیشنهاد شما برای موفقیت تیم ملی چیست؛
باید برنامه ریزی درست انجام شود، مثل همه جای دنیا! نه این که شعار بدهیم. برنامه 120 صفحه ای و کتاب و این جور چیزها برای تیم ملی نوشته ایم. فوتبال چیز دیگری است. امیدوارم کسانی بیایند که فوتبال را از اعماق بشناسند و با آن زندگی کرده باشند و دنبال شعار دادن نباشند. ما نیاز به یک برنامه اصولی و اجرای درست آن داریم. نه این که بخوابیم و در لحظات آخر با خرد جمعی برای تیم ملی شعار بدهیم.

پس با خرد جمعی موافق نیستید؛
آخر کجای دنیا چنین چیزی داریم که ما داشته باشیم؛ آنهایی که چنین عنوان هایی درست کردند حالا باید پاسخگو باشند.

با الزام حضور یک مربی داخلی در راس تیم ملی موافقید؛
نه! من می گویم باید بهترین را انتخاب کنیم.

اصلا مربی داخلی در این حد داریم؛
ما مربیان خوبی داریم ، اما باید از آنها درست استفاده کنیم. تا به حال که نه از داخلی و نه از خارجی ها بهره درستی نبرده ایم.

به انتخابات فدراسیون فوتبال نزدیک می شویم. چه نظری در این باره دارید؛
فقط دعا می کنم کسی رئیس شود که هم مستقل باشد و هم از قدرت لازم برخوردار باشد، جبهه گیری هم نکند.

و اگر سیاسی باشد؛
ایرادی ندارد، فقط مستقل باشد و فوتبال را آباد کند.

با شناختی که از این فوتبال دارید نمی خواهید از کسی حمایت کنید؛
نه. من در هیچ انتخاباتی جانب کسی را نمی گیرم چون این صلاحیت را در خودم نمی بینم. نه در انتخابات ریاست جمهوری ، نه مجلس و نه دیگر انتخابات سیاسی و ورزشی.

اما شاید حضور شما در انتخابات ریاست فدراسیون از مربیگری در سایپا بیشتر به سود فوتبال باشد. در این صورت شانه خالی می کنید؛
در حال حاضر به این مساله فکر نمی کنم. از طرفی روحیاتم با پشت میز نشستن سازگار نیست. الان دوست دارم کنار زمین باشم و کار کنم. از نظر مدیریتی هم تجربه چنین پست و مسوولیت سنگینی را ندارم ، البته شاید در آینده... هرگاه فکر کنم می توانم کمک کنم دریغ نخواهم کرد

البته اشتباه های من هم در روند نامطلوب تیم بی تاثیر نبود. من چند بازی کنترل خودم را از دست داده بودم و تیم را به حاشیه بردم ، اما وقتی متوجه شدم ، همه چیز به روال طبیعی بازگشت و قهرمان شدیم.

اما آقای دایی شما در این فصل در حد یک قهرمان یارگیری نکردید، چرا؛
با این حرف شما موافق نیستم. ما بازیکنان خوبی به خدمت گرفته ایم ؛ هر چند متاسفانه دو بازیکنی که تا روز آخر رویشان حساب کرده بودیم یکباره سر از تیمهای دیگر درآوردند. مطمئن باشید اگر به تیمم ایمان نداشتم و آن را مدعی قهرمانی نمی دیدم ، اصلا این مسوولیت را قبول نمی کردم.

اما دو باخت در همان ابتدای فصل قابل دفاع نیست؛
زود قضاوت نکنید. نمی شود آینده یک تیم را با دو ، سه بازی پیش بینی کرد. حدود 40 درصد تیم ما تغییر کرده و برای رسیدن به شرایط تثبیت شده و تیم اصلی زمان نیاز داریم.
وقتی این تیم هماهنگ شد، بهتر می توانید نظر بدهید. ما می خواهیم فوتبالی بهتر از فصل قبل ارائه کنیم ، اما نیاز به زمان داریم. گفتم اگر قبول داشتم این تیم توان قهرمانی ندارد، سرمربیگری آن را قبول نمی کردم.

اما همیشه حفظ قهرمانی از کسب آن دشوارتر است. قبول ندارید؛
کاملا موافقم. کار ما در این فصل به مراتب سخت تر از پارسال است. به همین دلیل ، باید بیشتر تمرین کنیم و هوشیارتر باشیم.

ولی برای حفظ قهرمانی باید ابزار آن را داشت. خروجی های تیم شما در مقایسه با ورودی ها وزن به مراتب سنگین تری دارند.
با این که بازیکنان بسیار خوبی را از دست داده ایم ، نباید افسوس آنها را بخوریم. باید برای پر کردن جای آنها تلاش کنیم. معتقدم بازیکنان جدیدمان اگر از آنها بهتر نباشند، کمتر هم نیستند.

گفته می شود یزدانی ، مومن زاده و خلیلی به دلیل اختلاف با شما از سایپا جدا شدند. درست است؛
نه. البته آنها حق داشتند برای خودشان تصمیم بگیرند، اما هرسه از نظر مالی با باشگاه به توافق نرسیدند. من که نمی توانستم از جیبم به آنها پول بدهم. در مسائل مالی باشگاه هم دخالتی نکردم. تنها از مسوولان خواستم اختلاف سطح قراردادها زیاد نباشد.

این را هم که می گویند علی دایی نمی تواند و نمی خواهد با ستاره ها کار کند، قبول ندارید؛
اصلا و ابدا. چرا دوست نداشته باشم؛ هر مربی آرزو دارد بهترین نفرات را داشته باشد، اما باید شرایط آن مهیا باشد. باشگاه ما پولهای آنچنانی ندارد که بریز و بپاش کند. جذب ستاره ها به بودجه باشگاه ارتباط دارد، اما سایپا همیشه با حساب و کتاب هزینه کرده و به همین دلیل هم هیچ گاه بدهکار نبوده است. حق و حقوق اعضای تیم هم همیشه بموقع پرداخت شده و به هر قولی هم که داده اند، عمل کرده اند.

نام و اعتبار علی دایی در یارگیری به کمک سایپا نیامد؛
همه آنهایی که من می خواستم و نیامدند و همه بازیکنانی که از جمع ما جدا شدند، مسائل مالی را در نظر گرفتند. وقتی یک تیم دیگر صد میلیون بیشتر می دهد، بازیکن هم مسائل دیگر را در نظر نمی گیرد. او باید به آینده اش فکر کند و این دیدگاه هم برای من کاملا قابل احترام است. با این حال ، تکرار می کنم که ما بازیکنان خوبی گرفته ایم. هر چند زیاد اسم و رسم ندارند، اما بزودی درخشش آنها را خواهید دید.

با چه عملکردی در پایان فصل احساس می کنید که سایپا موفق بوده است؛
فتح حداقل یک جام.

یعنی به فتح لیگ آسیا خوشبین هستید؛
چرا که نه؛ من یک سال با صبا باتری در لیگ قهرمانان آسیا شرکت کرده ام. ما اگر تنها کمی هوشیارتر بودیم ، می توانستیم به جای تیم الکرامه سوریه در فینال حضور یابیم. تیمی که ما براحتی آنها را شکست داده بودیم.

این سایپا از آن صبا باتری قوی تر است؛
به نظرم سایپا این توانایی را دارد که تا مراحل پایانی بالا برود. مقایسه درست نیست ، اما در مجموع سایپا را قوی تر از صبا باتری می دانم.

و اگر موفق نشدید؛
در زندگی همیشه به چیزهای مثبت فکر می کنم. ناامید بودن سرآغاز شکست است من به تیمم اعتقاد دارم.

اما سایپا دیگر یک علی دایی با اراده را در نوک حمله ندارد؛
قبول دارم که در خط حمله ضعفهایی داریم ، اما درصدد رفع آن هستیم و می دانم که با تلاش و تمرین بیشتر می توانیم به وضعیت بهتری برسیم.

دو بازی اول که قابل دفاع نبود؛
بله ، قبول دارم که در 2 هفته ابتدایی تیمم بد بازی کرد. در واقع آنچه انتظارش را داشتم ، نبود. هر چند دلایل خاص خود را دارد اما نمی توان بهانه آورد. در بازی مقابل راه آهن 5 بازیکن جدید را به میدان فرستادم و زمانی که تیم 10 نفره شد، دچار مشکل شدیم. با این که معتقدم با اشتباه کمک داور در عدم اعلام آفساید 10 نفره شدیم ، اما دنبال پنهان شدن پشت این دلایل نیستم. ما اگر خودمان بودیم ، راه آهن را شکست می دادیم. در بازی مقابل فجر هم از فاصله خطوط ضربه خوردیم . به هر حال ، فوتبال همین است. اطمینان دارم این دو شکست باعث بیداری تیم و افزایش انگیزه و تلاش بچه ها می شود.

دایی سرمربی با دایی بازیکن چقدر فرق کرده؛
هیچ! این را بگویم که هیچ وقت نخواسته ام خودم را اثبات کنم. کسانی که فوتبال می فهمند جایگاه دایی بازیکن را می دانستند. حالا هم قرار نیست خودم را به کسی ثابت کنم. عشق و علاقه من فوتبال است. به همین خاطر هم چه قبلا و چه امروز تلاش کرده ام کاری که انجام می دهم عالی باشد.
بیرون از فوتبال هم همین است. شاید امروز وقت بیشتری برای فوتبال می گذارم. مربیگری استرس بیشتری دارد، اما من با گذشته اصلا و ابدا تفاوتی نکرده ام.

>b> کدام مربی خارجی الگوی شماست؛ در واقع از سبک کدام مربی پیروی می کنید؛
از سبک علی دایی! من از همه مربیانم چیزهایی یاد گرفته ام. از مربی ام در اردبیل تا اوتمار هیتسفیلد در بایرن مونیخ. الان هم دوست دارم چیزهای زیادی یاد بگیرم. از همین آقای فروزانی که مدرک A اروپایی دارد و از سایرین.
من کلاسی نرفته ام اما شاید مطالعه فوتبالی ام از خیلی ها بیشتر باشد. با علاقه فوتبال روز دنیا را پیگیری می کنم. تلاش می کنم از همین حالا درسهایی را که در کلاسهای معتبر مربیگری اروپا تدریس می کنند، یاد بگیرم.

شما موافق حضور مربیان خارجی در فوتبال ایران هستید؛
مطمئنا. اما باید مربی بزرگ بیاوریم. نگاه بکنیم که 1.5 میلیون دلار می گیرد یا 4 میلیارد دلار. تا موقعی که بخواهیم با پانصد هزار دلار مربی خارجی بیاوریم ، اوضاع همین است ؛ اما وقتی مربی درجه یک بیاید می توان از او انتظار داشت.

به نظر علی دایی سرمربی ، چه زمان مهاجمی مثل دایی در فوتبال ایران ظهور می کند؛
همین حالا هم خیلی ها را داریم که از نظر فنی از من بهتر هستند. من از خیلی بازیکنان پایین تر بودم اما من به کار خود ایمان داشتم و از خیلی چیزها گذشتم. گفتنش آسان است ، اما اراده آهنین می خواهد. همین حالا خیلی از بازیکنان هستند که می توانند مفید باشند، اما نمی دانم چرا آنها تلاشی را که ما می کردیم انجام نمی دهند. انگار دوست ندارند یاد بگیرند. فکر می کنند همه چیز را می دانند و این «بلد بودن» کار دست همه داده! بازیکن بایدهر روز هدف داشته باشد و چیزی یاد بگیرد.

چقدر به مربیگری تیم ملی فکر می کنید. آخر شما را از حالا برای این سمت مطرح می کنند؛
الان تنها به موفقیت سایپا فکر می کنم و البته چرا دروغ بگویم ، هر مربی آرزو دارد روزی سرمربی تیم ملی شود. من هم دوست دارم در صورت توانایی در لباس و جایگاه دیگری به تیم ملی خدمت کنم. اما هنوز زود است.

خیلی ها می گویند شما می توانید پلاتینی و یا بکن باوئر فوتبال ایران باشید. نظرتان چیست؛
من اهداف بزرگتری دارم و هنوز اول راه هستم.

چه اهدافی؛
اجازه بدهید. گذشت زمان همه چیز را روشن می کند.

شما در زمان بازی هرگاه مورد انتقاد قرار می گرفتید با قدرت بازمی گشتید و با گلزنی ها پاسخ می دادید. «دایی سرمربی» هم چنین خصوصیتی دارد؛
آن زمان هم می گفتم که یک بازیکن همواره روی فرم و در اوج نیست. اما همه دایی را همیشه بهترین می خواستند و اگر در چند بازی گل نمی زدم انتقادات به طرز عجیبی بالا می گرفت. من هم تلاش می کردم و با کمک خدا گل می زدم. حالا هم از سرمربیگری ادعایی ندارم ، اما دوست دارم همه چیز را با کارم نشان دهم.

اما شما با سایپا قهرمان شدید آن هم در اولین تجربه.
آن عنوان دیگر برایم تمام شده و من به جلو نگاه می کنم. من زمانی می توانم بگویم موفق شده ام که باز هم قهرمان شوم.

فصل قبل در مقاطعی عصبی می شدید. امسال چطور؛ باید منتظر آن رفتارها باشیم؛
تلاش می کنم کمتر عصبانی شوم و خودم را کنترل کنم ؛ چون اگر من آرامش داشته باشم تیم هم آرام خواهد بود. دارم اینها را تمرین می کنم.

همیشه می شنیدیم که علی دایی حتی نمی خواهد در فوتبال تمرینی ببازد و برای پیروزی در میدان می جنگد. آیا حالا پس از باخت تیمتان راحت می خوابید؛
هنوز هم نمی توانم شکست را تحمل کنم ، بویژه زمانی که می دانم می توانم پیروز باشم. مثلا اگر سایپا به میلان ببازد، اصلا ناراحت نمی شوم و خوب هم می خوابم ، اما هنوز هم نمی توانم قبول کنم که مقابل راه آهن و فجر سپاسی باخته ایم.

چیزی در میدان بود که حسرت عدم دستیابی به آن را داشته باشید؛ مثل گلزنی در جام جهانی؛
حتما خیلی چیزهایی بود که به آنها دست پیدا نکردم اما به هیچ عنوان حسرت نمی خورم. وقتی به گذشته فکر می کنم و این که از کجا آمدم و به کجا رسیدم ، فقط به یاد خدا می افتم. می دانم حتی آن نرسیدن ها هم به صلاح من بود. از طرفی مگر یحیی در جام جهانی گل نزد، کسی سراغش را گرفت؛ تمام شد و رفت. نه ، حسرت هیچ چیز را نمی خورم.

و برخوردی که پس از شما با شماره 10 شد؛
پیراهن شماره 10 مال من نبود، بلکه من تنها امانتدار بودم و آن را هم پس دادم. البته من به رسول خطیبی علاقه خاصی دارم و معتقدم او در جام ملتها تلاشش را کرد تا به تیم ملی خدمت کند، اما متاسفانه رسانه ها کسی را ضعیف تر از او گیر نیاوردند تا به او حمله کنند و مقصر بدانند. در بازی با کره بازیکنان دیگری هم پنالتی را خراب کردند، اما فکر می کنم به این دلیل که رسول رابطه اش با رسانه ها کمتر از بعضی ها بود، بیچاره اش کردند! بگذریم.

استقلال و پرسپولیس این فصل را چطور دیده اید؛
بازیهای استقلال را که فرصت نکردم به طور دقیق ببینم ، اما این تیم نفرات خوب و سرمربی بادانشی دارد. پرسپولیس را هم تیم خیلی خوبی دیدم که می تواند این فصل موفق باشد هرچند که معتقدم این تیم باید حواسش خیلی جمع باشد به هر حال پرسپولیس شکست ناپذیر نیست.

و سایپا؛
چند هفته فرصت بدهید. ما امسال یک جام می خواهیم.


رضا عباسی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها