رهبر معظم انقلاب در جمع صدها نفر از افتخارآفرینان المپیادی کشور و مسابقات علمی جهانی بار دیگر بر تلاش گسترده و جامع برای تبدیل ایران به یکی از مراجع علمی جهان مدرن تاکید کردند.
کد خبر: ۱۴۴۵۲۳
این آرزو و امیدی است که هر ایرانی در سر دارد. ایرانیان در طی قرون گذشته بارها عرصه پرجذبه دانش را به زیر پای درآورده اند و در 2 دوره تمدن باستانی و تمدن اسلامی نقشی ممتاز از تولید و توسعه علم را ایفا کرده اند و باعث پیش رفتن کاروان دانش در سالهایی شده اند که بیرون از این جغرافیای فرهنگی و در اروپای قرون وسطی افراد را به دلیل داشتن اعتقادات علمیشان زنده در میدان شهر می سوزاندند.
گرچه در دوره های دیگری و به دلایل گسترده فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی در دوره ای ، افول چشمگیری در پیشرفت علم کشور رخ داد. تا این که بار دیگر از میانه های دوران قاجار ایرانیان با دانش نوین آشنا شدند، این آشنایی اگرچه قدمتی 150 ساله دارد، اما واقعیت این است که پس از انقلاب اسلامی ایران بود که رشدی شگفت در مشارکت ایرانیان در تولید علم جهانی اتفاق افتاد.
دانشگران ما با استانداردهای جهانی مطالعه کردند و وارد جهان علم شدند و در برخی از رشته ها به درخشش قابل توجهی دست یافتند. چنین رشد شتابانی که حتی از سوی ناظران بین المللی علمی نیز تایید شده و در چند سال گذشته کشور ما را دارای بیشترین سرعت رشد علمی کرده است رویای تبدیل شدن به یکی از قطب های علمی جهان را در سالهای نه چندان دور قابل دسترسی می کند، اما برای رسیدن به چنین جایگاهی که همواره مورد تاکید رهبر معظم انقلاب نیز بوده است باید احتیاطها و شرایطی را نیز در نظر گرفت.
علم را جامعه دانشگرانی تولید می کنند و توسعه می دهند که به واسطه فعالتیشان نیازمند آن هستند تا شرایط رشد مناسبی داشته باشند تا بتوانند با حداکثر توان و پتانسیل خود در خدمت جامعه خویش قرار گیرند. ناگفته پیداست که تحقق این امر با ایجاد فضای تحقیق و پژوهش برای چهره های برتر و افتخارآفرینان المپیادهای کشور میسر خواهد شد؛ عاملی که در صورت نبود آن ، امکان جذب تولیدکنندگان علم به خارج از مرزهای ایران را فراهم می کند. با این حال 3 نکته زیر شاید اصولی باشد که با رعایت آنها بتوان امید داشت رشد تولید علم و روند رو به رشد علمی کشور با سرعت بیشتری ادامه یابد.
1- حرمت و کرامت اهل علم: دانشگران ایرانی ثابت کرده اند که عشق و علاقه ای غیرقابل انکار به وطن دارند و حاضرند با حداکثر توان خود به فعالیت علمی بپردازند، اما آنچه این جامعه در برابر خدمات خود طلب می کند فراتر از مسائل و منافع اقتصادی ، حرمت و کرامت اجتماعی و فرهنگی است.
در جامعه ای که مقام دانشگران رعایت می شود و مردم و مسوولان به چشم احترام به آنها می نگرند، دانشگر احساس امنیت می کند و احساس می کند فعالیت او دیده می شود و مورد توجه است و لذا با جان و دل بیشتری کاری می کند. این حرمت در عین حال جایگاه علم را چنان معتبر می کند که جمع کثیری از نوجوانان علاقه مند می شوند وارد حوزه دانش شوند. با وجود چنین حرمتی شرایط بقا و فعالیت نخبگان واقعی در کشور بیش از هر زمانی فراهم می شود.
2- ضعف در حمایت های اقتصادی: حمایت های واقعی و تامین معیشت ، حقیقت تلخی است که برخی از نخبگان یا دانشگرانی که تصمیم به مهاجرت از کشور می گیرند با دشواری با این تصمیم کنار می آیند و در بسیاری از مواقع تنها فشارهای اقتصادی و قوانین دست وپا گیر است که باعث می شود پژوهشگران احساس کنند امکان ادامه فعالیت موثر را ندارند و ناچار تصمیم به مهاجرت می گیرند. اصلاح قوانین مربوط به پژوهش و کار علمی و اصلاح تعرفه ها و بودجه های پژوهشی یکی از مهمترین و ضروری ترین اقدام ها برای ایجاد بستر لازم برای فعالیت های علمی است. در جهان امروز همگان پذیرفته اند که سرمایه گذاری برای علم و دانش حتی در نابترین و پایه ای ترین (و در ظاهر غیر کاربردی ترین علوم) زمینه ساز سودی بزرگ خواهد بود و معامله علم اگر با قوانین درست صورت گیرد، معامله ای است که هیچ ضرری در آن وجود ندارد. حال با توجه به تدوین سند چشم انداز، نقشه علمی کشور و تعیین اولویت ها می توان امید داشت که با شناخت اهداف و افقها، زمینه های لازم تحقق آنها نیز فراهم آید. لذا قوانین باید در راستای حمایت از پژوهشگران واقعی باشد و برای آنها دغدغه و غم نان را کاهش داد تا بتوانند در شرایطی ایده آل به تولید علم بپردازند.
3- ایجاد تمایز میان دانشگران و شبه دانشگران: تهدیدی واقعی که ممکن است جامعه علمی رو به رشد ایران را تهدید کند، ظهور طبقه ای از شبه دانشگران است . افرادی که به دلیل ایجاد فضای حمایت از محققان و پژوهشگران دانسته یا ندانسته به طلب سودی از این سفره برآیند و با ارائه حرف ها و حدیث های بی دلیل و بی پایه و طلب حمایت از ایده های غیر علمی خود، همین اندک منابع پژوهشی کشور را هدر دهند. این افراد را شاید بتوان سراب هایی در علم دانست که اگر چه ظاهری خوش سیما و ادعاهایی دهان پرکن دارند، اما اگر از نزدیک به آنها بنگرید هیچ نمی یابید. این سرابها نه تنها دردی از ما دوا نمی کنند که باعث می شوند چشمه های خروشان دانش سرزمین ما نیز در پشت پرده ای که این سرابها به وجود می آورند نادیده بمانند و هرگز فرصت رشد نیابند. بنابراین نه تنها لازم که ضروری است قوانین طوری اصلاح شود که جامعه علمی در نقش مرجع علمی بنشیند و کار داوری علم را تنها عالمان و دانشمندان بزرگ برعهده بگیرند و آنها باشند که تشخیص اولویت های علمی و نحوه هزینه کردن ها را داشته باشند.
به عبارت دیگر مدیرانی که سودای رشد ایران را در سر دارند باید به معنی واقعی کلمه ، «مدیر علمی» باشند و با جامعه علمی در ارتباط، تا بتوانند روشها را تدوین کنند و اجازه ندهند سودجویانی با سوءاستفاده از نام علم عرصه را بر دانشگران واقعی تنگ کنند. اگر چنین نکاتی را در نظر گیریم دور نخواهد بود زمانی که شاهد تحقق رویای تبدیل ایران به یکی از قطب های علمی جهانی باشیم.