ایدز؛زندان هم امن نیست

6 ماه سرگردان بودیم بین روابط عمومی قوه قضاییه ، حفاظت - اطلاعات سازمان زندان ها زندان ها و دفتر دکتر افشار.
کد خبر: ۱۴۱۹۶۱

رد نامه ای را می گرفتیم که مثل نسیم سازمان به سازمان می رفت و ما به گم و پیدا شدنش عادت کرده بودیم و متنش را بارها و بارها برای مسوولان خوانده بودیم: «جناب آقای... با سلام... بدین وسیله خانم... برای مصاحبه با دکتر پرویز افشار، معاون سلامت اصلاح و تربیت سازمان زندان ها و اقدامات تامینی کشور، درباره شیوع ایدز در زندان ها و فعالیت های انجام شده برای کنترل آن معرفی می گردد.»
اما صبر 6 ماهه ما، به گپی کوتاه با دکتر افشار می ارزید. او اهل انکار نبود. وجود مواد مخدر در زندان ها را پذیرفت که گفت: «دیوار هیچ زندانی آنقدر بلند نیست که راه ورود موادمخدر را سد کند.»
او حتی آمار بالای مبتلایان به ایدز ر ا هم رد نکرد: «به زندانیان هشدار می دهم ، همه را در زندان آلوده بدانند، پس با احتیاط رفتار کنند.»

آیا میزان شیوع بیماری ها در زندان نسبت به سطح جامعه بیشتر است؛
زندان محیطی بسته است و در بهترین شرایط کسانی که وارد آن می شوند از نظر سطح اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و بهداشتی در سطح پایین تری نسبت به جامعه هستند. شیوع بیماری ها در همه زندان های دنیا، بالاتر از سطح عادی است و این مقدار از یک کشور به کشوری دیگر متفاوت است اما به طور کلی اگر فرض کنید در جامعه عادی از هر 100 نفر یکی بیمار باشد، این رقم در زندان 3 تا 3.5 برابر است.

با این توضیح اگر در جامعه ما از هر 1000 نفر یکی آلوده به ویروس اچ.آی.وی باشد، در زندان وضع بدتر است.
در سالهای 1375 و 1376 اولین اپیدمی ایدز در 2 اردوگاه کرمانشاه مشاهده شد و نگرانی عمیق درباره شیوع بیماری به وجود آمد، به طوری که مردم خیال می کردند زندان یعنی ایدز و این بیماری فقط از زندان نشات می گیرد، اما پس از اپیدمی سال 1375 ، از سال 1380 که مداخلات سازمان زندان ها آغاز شد و کلینیک های مثلثی در زندان ها شکل گرفتند، منحنی رشد ایدز شکل بطئی و سطحی به خود گرفت و بالاخره در سال 1385 توانستیم این سیر را نزولی کنیم. به زبان ساده تر در سالهای 1375 تا 1379 تعداد مبتلایان از 2.2 درصد به 4.1 درصد رسید و در حال حاضر دوباره به 2.2 درصد برگشته است.

در گفتگو با یکی از خبرگزاری ها از 12 هزار زندانی با رفتار پرخطر صحبت کرده بودید. فکر نمی کنید با این حساب ، تعداد آلوده ها به ویروس اچ.آی.وی بیشتر باشد؛
46 درصد کل زندانیان کشور، زندانیان موادمخدر هستند. از این تعداد 25 درصد اعتیاد تزریقی دارند که 2.2 درصدشان مبتلا به ایدز هستند. برای به دست آوردن مقدار عددی این رقم باید آن را نسبت به تعداد زندانیان کل کشور محاسبه کنید ولی مسلما عددی که به دست می آید عدد نهایی و قطعی نیست.

آقای دکتر، چرا از زندانیان محکوم به حبس های طولانی مدت ، هنگام ورود به زندان آزمایش اچ.آی.وی گرفته نمی شود؛
این بحث کاملا تخصصی است. بیماری هایی مثل ایدز که دوره پنهان دارند، مشمول غربالگری نمی شوند. چون در صورت انجام غربالگری ، تعداد زیادی از بیماران که آلوده به ویروس هستند و قابلیت انتقال آن را به دیگران دارند اما تست شان مثبت نشده است ، به اشتباه سالم تشخیص می دهیم و با اطمینان خاطر دادن به آنان از نظر سلامتی ، سبب افزایش رفتارهای پرخطرشان در تعامل با دیگران می شویم و آنان ایدز را چه در محیط خانواده و چه در خارج از آن اشاعه می دهند.

ملاقات های ویژه


یکی از اقدامات سازمان زندان ها در ایران تدارک ملاقات های ویژه در محیط زندان است. شاید به قول شما کسانی معتقدند این ملاقات ها باعث انتقال بیماری های مقاربتی و ایدز می شود اما آنها باید بیایند به مباحثه بنشینند؛ دلایلشان را مطرح کنند و دلایل ما را هم بشنوند تا قانع شوند.
ملاقات های شرعی برای زندانیان در ایران قدمتی حدود 2 دهه دارد. از دیدگاه علمی ، این ملاقات ها اضطراب ، استرس و دغدغه های فکری زندانیان را کاهش می دهد. برای تبدیل اتاق های ملاقات شرعی به محیطی امن ، ما دو راهکار را در پیش گرفتیم. در مرحله اول زندانیان پیش از ملاقات ، شیوه های سرایت ایدز و راههای جلوگیری از انتقالش را آموزش می بینند. در مرحله دوم ، لوازم محافظتی در اختیار زندانیان قرار می گیرد. ما معتقدیم ، با آموزش دقیق و تسهیل دسترسی به لوازم محافظتی ، منافع این گونه ملاقات ها بیشتر از مضراتش است

از طرف دیگر، پروتکل سازمان بهداشت جهانی و وزارت بهداشت و درمان درباره بیماری های قابل انتقال از راه خون که دوره پنهان دارند، مبتنی بر مشاوره اختیاری است اما درباره بیماری هایی مانند سل و اختلالات روانی با نظر شما موافقم و غربالگری می کنیم.

وقتی درباره ایدز غربالگری نمی کنید، چطور از تعداد بیماران با اطمینان صحبت می کنید و درصد ارائه می کنید؛
ما اطلاعات را از طریق پایگاه های دیده ور به دست می آوریم. آنها هر سال ، 400 تا 450 زندانی را انتخاب می کنند، از آنها آزمایش می گیرند و نتیجه را به ما اعلام می کنند که رقم 2.2 درصد مبتلایان به ایدز هم به همین شکل به دست آمده است.

زندانیان را بر چه اساسی انتخاب می کنید؛
آنها کسانی هستند که سابقه رفتارهای پرخطر دارند مثل اعتیاد تزریقی ، تزریق مشترک ، رفتارهای محافظت نشده جنسی ، خالکوبی و دریافت خون.

اما همه زندانیان با رفتار پرخطر را آزمایش نمی کنید؛
ما آنها را به شکل تصادفی انتخاب می کنیم مثلا از بین 700 - 800 زندانی با رفتارهای پرخطر، 400 تا 450 نفر را آزمایش می کنیم.

آلوده شده ها به اچ.آی.وی را در کدام مرحله بالینی شناسایی می کنید؛
هر کدام از زندانی ها که احساس کنند آلوده به ویروس هستند باید به تیمهای تخصصی در کلینیک های مثلثی دمراجعه کنند، آنجا درباره رفتارهای پرخطری که داشته اند از آنها سوال می کنند؛ اما چنانچه فردی رفتار پرخطر جنسی داشته باشد، بلافاصله آزمایش نمی شود. به آنها فرصتی 3 تا 6 ماهه می دهند تا ویروس در خون قابل تشخیص شود. در این مدت مرتب با او مشاوره می کنند تا رفتارهای پر خطرش را کنترل کنند و سرانجام در پایان فرصت 3 تا 6 ماهه از آنها آزمایش می گیرند.

به هر حال حتی اگر غربالگری انجام نشود، گروهی از مبتلایان به ایدز، بخصوص وقتی آلودگی به ویروس وارد فاز بیماری می شود، از دیگران قابل تشخیص هستند. چرا آنان را برای جلوگیری از همه گیر شدن بیماری از زندانیان سالم جدا نمی کنید؛
راه انتقال بیماری هایی مثل هپاتیت و ایدز کاملا مشخص است . اگر کسی در میان اقیانوسی از مبتلایان به ایدز زندگی کند اما مراقب رفتارش باشد، هرگز مبتلا نمی شود. به زندانیان هشدار می دهم ، همه را در زندان آلوده بدانند، پس با احتیاط رفتار کنند. ما برای جلوگیری از همه گیری بیماری مکانیسم های بازدارنده را اجرا می کنیم. برای مثال ملاقات های شرعی را برای زندانیان تدارک دیده ایم و درمانگاه ها، بیمارستان ها و مراکز دندانپزشکی را به انواع امکانات و وسایل پیشگیری مجهز کرده ایم. اینها راههای عملی کنترل بیماری است. ما حتی تیغهای ژیلت یک بار مصرف در فروشگاه های زندان های کشور پخش کرده ایم که در پاره ای از زندان ها رایگان توزیع می شوند تا اشتراک رفتار را به صفر برسانند. اگر زندانیان رفتارهای پر خطر جنسی ، اشتراک سرنگ ، وسایل تزریق و مسواک نداشته باشند، مبتلا نمی شوند. با قرنطینه کردن بیماران وضع بهتر نمی شود، بلکه بدتر خواهد شد.

با شما موفق نیستم. قرنطینه از گسترش بیماری جلوگیری می کند.
قبلا هم اشاره کردم که در صورت آزمایش گرفتن تعداد قابل توجهی از افراد آلوده به ویروس که بیماری در بدنشان تشخیص داده نشده است ، از بقیه جدا نمی شوند و به این خیال که سالم هستند میزان رفتارهای پرخطرشان را افزایش می دهند.
از این گذشته ، بیماران هم انسان هستند و تا زمانی که دیگران با آنها اشتراک رفتار نداشته باشند خطری برای کسی ندارند، پس نمی توانیم ایزوله شان کنیم. وقتی به کسی انگ بیماری می زنید با تحقیر، سرکوب و تبعیضی که به او تحمیل کرده اید، برای انتقامگیری از جامعه ترغیبش می کنید.

نیمی از پرونده های زندان مربوط به موادمخدر است. اگر زندانیان مواد مخدر را در بندهای جداگانه ای نگهداری کنید با اعمال نظارت بیشتر بر آنها، نه تنها راههای پخش مواد مخدر در زندان مسدود می شود بلکه گسترش ایدز هم محدود خواهد شد.
این کار مقدور نیست.

چرا؛
من گفتم 46 درصد زندانیان جرایمی در ارتباط با موادمخدر دارند اما شیوع سوء مصرف مواد در 64 درصد جمعیت زندان های کشور وجود دارد. یعنی معتادان فقط در میان مجرمان موادمخدر نیستند بلکه در گروههای دیگر نهفته اند، برای نمونه حدود 60 - 70 درصد سارقان بویژه آنها که مرتکب خرده سرقت شده اند، معتاد هستند، به این معنی که علت تامه بروز جرم تامین مواد مخدر بوده ولی فرد به جرم سرقت دستگیر شده است و در پرونده اش نامی از اعتیاد و موادمخدر وجود ندارد.

آقای دکتر، زندان یک محیط حفاظت شده با تدابیر امنیتی شدید است ، مثلا هیچ زندانی نمی تواند مواد منفجره را وارد زندان کند، پس چطور موادمخدر از چشم مسوولان دور می ماند و در این محیط پخش می شود؛
دیوار هیچ زندانی آنقدر بلند نیست که راه ورود موادمخدر را سد کند. میزان مواد مخدر در زندان های کشورمان بسیار بسیار کم است.

با این ادعا کاملا مخالفم. حداقل با آمار و ارقامی که خودتان ارائه کردید بیش از نیمی از زندانیان سوء مصرف موادمخدر دارند.
اگر مواد مخدر به وفور وجود داشت ، باید قیمت آن در بیرون و درون زندان به هم نزدیک بود در حالی که براساس بررسی های انجام شده ، قیمت موادمخدر در زندان 20 تا 40 برابر قیمتش در جامعه عادی است.

شایع ترین راه ورود مواد به زندان چیست؛
حدود 73 درصد موادمخدر ورودی به زندان از طریق روشهایی است که بعضی شان را نمی توانیم به آسانی کنترل کنیم مثل بلع ، انباری و جاسازی در منافذ بدن.

سهم کارکنان زندان در انتقال مواد چقدر است؛
کمتر از 3 درصد مواد به وسیله پرسنل به داخل حمل می شود که آنها هم عمدتا سرباز وظیفه اند. گاهی وقتها هم از روشهای عجیب استفاده می شود، مثل پرت کردن مواد به درون زندان در ساعات هواخوری بخصوص در شهرهایی که زندان ها در درون بافت شهری قرار دارند یا حمل مواد از طریق حیوانات دست آموز. استفاده از این راههای غیرمتعارف بیانگر آن است که بازار موادمخدر زندان بازاری داغ و سودآور است که افراد را علی رغم خطر دستگیری وسوسه می کند به فعالیت شان ادامه دهند.

فکر می کنید باید اقدامات نظارتی قوی تری برای جلوگیری از ورود موادمخدر به زندان اعمال شود؛
من معتقدم جلوگیری از ورود موادمخدر به زندان صرفا از طریق کشف ، مکانیسم مناسبی نیست چون با این روش ، ما به نیاز معتادانی که داخل زندان هستند، پاسخ کارشناسانه و منطقی نداده ایم. زندانیان باید از طریق متادون و مشاوره درمان شوند.
وقتی تقاضا برای ماده مخدر در زندان وجود نداشته باشد، خود به خود عرضه کم می شود. بازار می شکند، قیمت موادمخدر در زندان پایین می آید و سوداگران خطر وارد کردن مواد را به زندان نمی پذیرند. اگر فقط ورودی ها را کنترل کنیم و به نیاز زندانیان پاسخ ندهیم آنها به سمت رفتارهای خطرناک تری مثل استفاده از سرنگ مشترک و... روی می آورند.

چرا دستور آقای شاهرودی برای پخش سرنگ در زندان ها اجرا نمی شود؛
دو سال و نیم تا سه سال پیش ما در شرایطی قرار داشتیم که تازه درمان با متادون را آغاز کرده بودیم ، طوری که فقط 5 تا 10 زندان در طرح متادون درمانی همکاری می کردند. تسری این شیوه در همه زندان های کشور کار ساده ای نبود، هم به منابع انسانی نیاز داشت هم به منابع مالی و هم به زیرساخت ها، تجهیزات و کلینیک های مثلثی. در آن زمان بین ایدز و توزیع سرنگ ، مجبور به انتخاب بودیم. واضح است که توزیع سرنگ را انتخاب کردیم و قرار شد سرنگ و سوزن در زندان ها پخش شود و این گزینشی بود بین بد و بدتر اما زمانی که پوشش متادون را به حد کافی رساندیم ، دیگر نیازی به استفاده از سرنگ احساس نمی شد.

آیا روش پخش سرنگ ، از سوی زندانیان هم رد شد؛
برای سنجش میزان رضایتمندی از متادون ، حدود 6 ماه در 5 زندان کشور، 400 نفر را تحت پوشش درمان با متادون قرار دادیم اما علاوه بر متادون سرنگ ، پنبه و الکل را هم در بسته های کوچک در اختیارشان گذاشتیم. جالب اینجاست که در مجموع ، فقط 5 تا 10 بسته سرنگ استفاده شد. چنین نتیجه ای ثابت می کند با اجرای طرح متادون ، ضرورت توزیع سرنگ و سوزن در زندان های کشور منتفی است.

اما متادون هم مضراتی دارد. درمان با آن میل جنسی را افزایش می دهد که در محیط زندان ممکن است سبب بروز انواع بزه شود. ضمن آن که متادون یک نوع شبه مخدر است و اعتیادزا.
شکی نیست که منافع و مضرات متادون باید سنجیده شود، اما اگر متادون را با مواد مخدری مثل هروئین و تریاک مقایسه کنید، متادون را ترجیح می دهید.

حدود 73 درصد موادمخدر ورودی به زندان از طریق روشهایی است که بعضی شان را نمی توانیم به آسانی کنترل کنیم مثل بلع انباری و جاسازی در منافذ بدن

هروئین و تریاک چرخه های خماری و سرخوشی کوتاهی دارند و چند بار باید در روز مصرف شوند به طوری که سبک زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهند، اما متادون هر 24 ساعت یک بار مصرف می شود، با مصرفش خماری و سرخوشی بیش از حد روی نمی دهد و از آنجا که دولت بر پخش و تجویز آن نظارت می کند، ارتباط فرد با سیستم غیرقانونی توزیع مواد مخدر قطع می شود و مجبور نیست برای تامین مواد، مرتکب جرم شود و از همه مهمتر برخلاف دیگر مخدرها، استفاده تزریقی ندارد که به این ترتیب از گسترش ایدز به واسطه تزریق مشترک جلوگیری می کند.

پس می پذیرید که استمرار در مصرف متادون هم وابستگی در پی دارد.
وابستگی به متادون قابل مقایسه با وابستگی به هروئین و تریاک نیست . بازگیری از متادون هم آسان تر از بازگیری از دیگر مخدرهاست که این به خاطر مکانیسم بیولوژیک یا فیزیولوژیک آن نیست بلکه فردی که تحت درمان با متادون قرار گرفته است ، عزت نفس بالایی پیدا می کند و آمادگی ورود به چرخه ای 6 ماهه تا 2 ساله را برای ترک دارد.

شنیده ام که مدتی با کمبود متادون در زندان های کشور روبه رو بودید.
در حال حاضر هیچ مشکلی نداریم اما پنج ، شش ماه پیش در خط تولید شربت این ماده اختلالاتی به وجود آمد و با کمبود شربت مواجه شدیم ولی حتی در آن زمان ، قرص های متادون به جای شربت از سوی وزارت بهداشت و درمان در اختیارمان قرار می گرفت.

مایلم بار دیگر بحث را به مقوله موادمخدر در زندان برگردانم. هر زندانی یک ثمین کارت دارد که با آن می تواند از فروشگاه های زندان خرید کند. اعتبار این کارت در حدی نیست که زندانی بتواند با آن مواد مخدر بخرد. به نظر شما هزینه خرید مواد از کجا مهیا می شود؛
من در این باره اطلاعی ندارم. ما پول را در زندان کنترل می کنیم اما به طور کلی در داخل زندان مواد مخدر آنقدر زیاد نیست که برایش معادله اقتصادی تعریف کنیم.

شاید زندانیان هزینه ها را از طریق فشار بر همسرانشان در خارج از زندان تامین می کنند....
به هر حال ممکن است از طریق فشار به همسران یا دوستانی که خارج از زندان هستند معادلات اقتصادی خارج از محیط زندان شکل بگیرد.

به طور مسلم قرار گرفتن در مضیقه مالی ، همسران زندانیان را در معرض انواع آسیب های اجتماعی قرار می دهد. آیا سازمان زندان ها در زمینه حمایت از همسران زندانیان هم تلاش می کند؛
علاوه بر انجمن های حمایت از زندانیان ، ما نیز استراتژی هایی برای رسیدگی به وضعیت خانواده زندانیان ترسیم کرده ایم که عبارتند از: کمک به معیشت ، تحصیل و مسکن خانواده زندانیان. کمیته امداد هم موظف است این خانواده ها را تحت پوشش بگیرد و سبد حمایتی و اعتباری در اختیارشان بگذارد، اما همان طور که می دانید این مقادیر بسیار اندک اند و در حد آرامبخش هستند، نه درمان. به همین دلیل در برنامه جدیدی که در این حوزه ترسیم کرده ایم سعی در توانمندسازی این خانواده ها داریم. بر این اساس تفاهم نامه ها و توافق نامه هایی با وزارت کار و امور اجتماعی ، صندوق مهر رضا (ع) و دیگر نهادهای حمایتی کشور امضائ کرده ایم تا خانواده های زندانیان بتوانند در برنامه های حرفه آموزی شرکت کنند و آنها که گواهی دریافت کنند به بانکهای عامل معرفی می شوند تا از وامهایی با سود کمتر بهره مند شوند. به طور کلی سیاست کنونی ما برای جلوگیری از بروز آسیب های اجتماعی و فروپاشی خانواده ، ایجاد مشاغل مولد زودبازده برای اعضای خانواده زندانیان است.

پانوشت:
* کلینیک های مثلثی مراکز بهداشتی هستند که قابلیت انجام خدمات آموزشی ، مشاوره ، پیشگیری ، مراقبت و درمان را در سه بعد بیماریهای آمیزشی ، عفونت ایدز و مصرف مواد مخدر تزریقی دارا می باشند.


مریم یوشی زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها