نقش روحانیت در تاریخ ایران معاصر از نظر نفوذ و اعتبار همواره به عنوان یکی از اهرم های تعیین کننده و سرنوشت ساز مطرح بوده است . نقش روحانیت در 150 سال اخیر در برابر اتفاقات اجتماعی و سیاسی خیلی متفاوت است.
در قضیه تنباکو احساس می شود که نهاد روحانیت و مرجعیت نقش مهمی را داشت و در برابر زورگویی اجنبی واکنش جدی نشان داد. در مشروطیت باز همین نهاد روحانیت است که نقش ایفا می کند؛ اما نقش 50 درصدی دارد. سابقه فعالیت علما خیلی بیش از دوره مشروطیت است. حرکت بیدارگرایانه روحانیون مشروطه خواه را که در مقاطعی پرافت و خیز، رهبری اصلی قیام و مبارزه مردمی را بر دوش داشتند، می توان نقطه عطف تاریخ مشروطه دانست. از آنجا که جامعه ایرانی یک جامعه با پیوندهای قوی مذهبی بود، نگاه و توجه مردم به اندیشه ، باور، فتوای روحانیت و مراجع بسیار کلیدی ، سرنوشت ساز و تعیین کننده است.
|
عدالتخواهی ، خواسته اساسی مردم

زمینه های تاریخی ذهنی در شکل گیری انقلاب مشروطه ، حداقل بعد از جنگهای ایران و روس بوجود آمد. انعقاد قراردادهای استعماری ، شکل گیری گروههای جدید، تفکری که روحانیت نسبت به مسائل جدید پیدا کرد، از جمله ذهنیت های جدید در سده مذکورند. خواسته های عمیق نیز اهمیت ویژه ای داشتند. خواسته های مردم چه بود و چگونه شد که در پی رخدادهای نسبتا کوچکی مانند کتک خوردن یک تاجر قند به میدان آمدند و زمینه قیام همگانی فراهم شد؛ طبیعی است که بگوییم ، خواسته های دیرینه ای داشته اند که در این موارد خود را نشان داده است. این خواسته ها چه بوده است؛ قانون خواهی و عدالت خواهی از خواسته های اساسی مردم بود؛ خواسته ای که سالیان سال هرگز به آن دست نیافته بودند. مردم عدالت می خواستند چراکه عدالتی در کار نبود. شاهان و دربار هر چه می خواستند انجام می دادند و هیچ کس یارای مقابله با آنان را نداشتند. فقط گاهی روحانیون و علما دادخواه مردم بودند و پناهگاهی برای ناملایمات روزگار. از این رو تاسیس عدالتخانه را می توان بر همین اساس ارزیابی کرد. همچنین توطئه و تجاوز مستمر و فزاینده قدرتهای بیگانه بویژه 2 همسایه زورگو، در شمال و جنوب ، روسیه تزاری و بریتانیای کبیر عواملی بود که نارضایتی ها را تشدید کرد و در مواردی خود متغیری اساسی در شکل دهی این نارضایتی بود |
این انگیزه ها و اعتقادات مذهبی ، مردم را به این ضرورت لایتغیر گره می زد که سعادت جز در رعایت دستورات مراجع روحانی که جدای از دین نیست از واجبات دینی است که خیر دنیا و سعادت آخرت را دربردارد، در نتیجه در پیروی و اجرای اوامر و باورهای روحانیون هرگز اهمال نمی کردند و همین باعث می شد که روحانیت به عنوان بازوی اصلی ، نهضت را پشتیبانی کند. حتی روشنفکران تحول خواه نیز می دانستند که برای پیشبرد اهداف آرمانی شان و همراه کردن مردم با تحقق این اهداف ، باید دست به دامان حمایت مراجع و روحانیون شوند و تایید آنها را جلب کنند. سخنرانی های پرشور روحانیون بر فراز منابر و در دل مساجد که در این مقطع تاریخی به کانون هم اندیشی مردم مبارز تبدیل شده بود، در برانگیختن مردم و جهت دهی به آنان بسیار موثر بود. این سخنرانی ها به اضافه حضور روحانیون در بدنه رهبری نهضت ، از جمله راهها و شیوه های بیدار کردن مردم و هماهنگی شان در واکنشی جمعی و انقلابی بود.
این رهبری و این نقش آفرینی اجتماعی و سیاسی ماجرای نوظهوری نبود و ریشه ای قوی در دل تاریخ کهنسال این سرزمین داشت ؛ اما واقعیت این است که پیشینه مبارزات پررنگ مراجع و نقش مدیریتی آنها در رهبری جنبش ها و قیام های مردمی بویژه در ماجرای تحریم تنباکو به اوج خود رسیده بود. این ماجرا سر حلقه زنجیره ای از رهبری خردمندانه روحانیون مردم گرا در مبارزه ای اجتماعی و سیاسی شمرده می شد. در دوره مشروطیت نیز علما گرچه بیدارگران نخستین نبودند، ولی بنا به روحیه و منش مذهبی و غلبه گرایش های دینی مردم ، بزودی رهبری مردم را در حرکتهای انقلابی به عهده گرفتند.
دول خارجی و مشروطیت
نقش دول خارجی بویژه روس و انگلیس در مقوله مشروطیت هر دو نقش مخالف و معارض با روند مشروطه خواهی بود و با برقراری نظام مشروطه ، حوزه نفوذ این دو قدرت استعماری در ایران کاملا کاهش یافت. مشروطه ای که دیگر شاه قاجار را فعال مایشائ نمی دانست و قدرت او را محدود می کرد. روسیه به دلیل نفوذ در دربار و شاه امتیازهای مختلفی می گرفت و با برقراری مشروطیت این نفوذ کاملا کاهش می یافت و به همین علت با تشویق مستقیم نیکلای دوم که دیگر به همکاری امپریالیسم انگلستان دلگرم بود و صریحا گفته بود، باید مجلس ایران را پراکنده کرد و تایید امپریالیسم انگلیس از این سیاست و تحریک دائمی اطرافیان شاه ، محمدعلی شاه را که شخصا زمینه کاملا مساعدی برای نقض سوگند نسبت به مشروطیت داشت ، به این راه روی آورد و مجلس را به توپ بست ؛ اما انگلیس نیز نقشی نظیر روس را در ایران ایفا کرد و فقط منافع متفاوت تری نسبت به دیگر رقبا داشت.
ترس از تهدید هند، آرام و قرار انگلیس را ربوده بود، ترس از آمدن مشروطه خواهانی که دیگر از خواسته های انگلیس تمکین نمی کرد. ترس از وارد شدن قدرتهای دیگر در حیاط خلوت انگلیس در ایران ، این قدرت استعماری را واداشت تا با نفوذ در انقلابیون با تایید ضمنی از برقراری نظامی مشروطه با الگوبرداری از بریتانیا مسیر این مشروطه خواهی را ملایم و در جهت منافع خود همراه کند. انگلیس که در دوره اول ، عوامفریبانه خود را طرفدار جنبش نشان می داد پس از انقلاب و از ترس سرایت به هند به تحریک علیه آن پرداخت.
در دوم ژانویه 1908 سفیر وقت انگلیس در ایران ، مارلینگ ضمن گزارش خود به وزیر امور خارجه وقت این کشور، سرادواردگری (کتاب آبی مکاتبات درباره ایران) چنین نوشت: ایران برای داشتن مجلس نمایندگان هنوز آمادگی ندارد و حتی طی دو نسل دیگر نیز برای این منظور آماده نخواهد شد. به هر حال مشروطیت فرجامی مثبت نیافت . حرکت مردمی ضداستبدادی با کارشکنی های بسیار از مسیر خود خارج شد و در نهایت به استبداد رضاخانی منجر شد. تقابل و مشترکات منافع دول خارجی و ایجاد دسیسه ها برای ایجاد اختلاف بین مذهبیون و کارشکنی های روشنفکران که آن را هم باید در مقوله نفوذ قدرتهای استعماری ارزیابی کرد، موجب کجروی هایی شد که در نهایت مشروطه خواهان واقعی را قربانی کرد و به این ترتیب ، شیخ فضل الله نوری ، باقرخان ، ستارخان و... همه قربانی مرام و مسلک خود در مشروطه خواهی شدند؛ اما این قربانی شدن زمینه ساز انقلابی بس بنیان کن در 1357 شد.