ستاره مرگ

تحلیلگران امریکایی اذعان کردند که برنامه های فعلی پنتاگون می تواند به عنوان تمایل ایالات متحده به نظامی سازی فضا تفسیر شود و تردید زیادی وجود ندارد
کد خبر: ۱۴۰۹۵۲
که جنگ افزارهای مستقر در فضا، بخشی از برنامه های تغییر شکل نیروی هوایی امریکا هستند که به احتمال زیاد در بلندمدت ، تاثیری منفی بر امنیت ملی ایالات متحده خواهد داشت.
تحلیلگران چینی معتقدند در حالی که ایالات متحده ، اهداف برنامه های خود را دفاعی اعلام می کند، ولی از نظر چین و دیگر کشورها، ایجاد چنین سیستم هایی بیشتر به مانند ساختن فضاپیمای ستاره مرگ در سری فیلمهای جنگ ستارگان است که می شود از آن برای حمله به ماهواره های نظامی و غیرنظامی و اهدافی در سراسر کره زمین استفاده کرد.
تسلیحات فضایی به علت این که در مقابل اقدام متقابل آسیب پذیر هستند، بیشتر از این که سلاحهای دفاعی باشند، به عنوان جنگ افزارهایی برای وارد کردن ضربه اول به نظر می آیند. بنابراین آماده سازی این تسلیحات می تواند نشانه ای از قصد امریکا برای کاربرد زور در روابط بین الملل باشد. چین و دیگر کشورها ممکن است در واکنش به اقدامات ایالات متحده به ایجاد سلاح های فضایی ارزان قیمت دست بزنند که در نتیجه ، سیاست ایالات متحده می تواند عامل ایجاد مسابقه تسلیحاتی در فضا باشد.
از این گذشته ، چین برای مقابله با شکست احتمالی توانایی های بازدارنده اش ممکن است به تقویت قابلیت های هسته ای اش متمول شود که این مساله به نوبه خود هند و سپس پاکستان را به انجام کاری مشابه برخواهد انگیخت.
روسیه پیش از این تهدید کرده است که به استقرار سلاحهای هسته ای هر کشوری در فضا، پاسخ خواهد داد؛ اقدامی که می تواند نظام شکننده فعلی محدودسازی تسلیحات اتمی را بیش از پیش تضعیف کند.در این میان ، پنتاگون پژوهش نگران کننده مشاور برجسته دانشگاهی خود در مسائل نظامی چین را مورد توجه قرار داده است.
وی با بررسی متون نظامی چینی و مصاحبه با نویسندگانشان ، نتیجه ای را استنباط کرده که سر و صدای زیادی در واشنگتن ایجاد کرده است ؛ چین ، ایالات متحده را رقیب نظامی خود می بیند. پس لابد ما باید این تصور را که چین ذاتا کشوری نرم خوست را کنار بگذاریم و تایید کنیم که چین فریبکار بدفکر، ممکن است مخفیانه راه شیطان را دنبال کند.
مایکل مک گوایر، برنامه ریز سابق ناتو، به ما یادآوری می کند که در سال 1986 ، میخائیل گورباچف با اذعان به منطق ترسناک سلاح های هسته ای ، خواستار محو کامل این سلاح ها شد، طرحی که برنامه های ریگان برای نظامی کردن فضا (جنگ ستارگان) را نقش بر آب کرد. وی می نویسد: دکترین غربی به تهدید واقعی استفاده نخست از سلاحهای اتمی استوار بود و این دکترین خطمشی فعلی غرب نیز هست.
روسیه نیز تا سال 1994 دکترین مشابهی را اتخاذ کرد، تا این که در آن سال این دکترین را تغییر داده و دکترین عدم استفاده نخست از سلاح های اتمی را جایگزین آن ساخت . ولی روسیه دوباره به دکترین ناتو روی آورد و درخواست قبلی اش را برای محو سلاح های هسته ای کنار گذاشت ، این امر در واکنش به برنامه کلینتون برای گسترش ناتو انجام می شد که برخلاف قول بی قید و شرط واشنگتن به گورباچف بود مبنی بر این که اگر گورباچف با باقی ماندن آلمان متحد در ناتو موافقت کند، ناتو برای جذب اعضای سابق پیمان ورشو، به سمت شرق گسترش پیدا نخواهد کرد.
اقدام کلینتون در نقض تعهدات ایالات متحده ، تهدید امنیتی جدی ای را متوجه روسیه ساخت و این امر در تقابل با اصل زیربنایی مفهوم مناطق عاری از سلاح های اتمی (NWFZ) قرار داشت.
خلف وعده کلینتون توضیح می دهد که چرا ناتو در مقابل شکل دادن NEFZ در نواحی اروپای مرکزی از قطب شمال تا دریای سیاه ، ایستادگی می کرد. مک گوایر خاطرنشان می سازد که چنین شکل دادنی را در اواسط دهه 1990، بلاروس ، اکراین و روسیه پیشنهاد داده بودند، ولی طرحهای گسترش ناتو مانع از اجرای آن شدند. با این حال ، واشنگتن از تشکیل یک NWFZ در آسیای مرکزی حمایت می کند. از آنجا که ممکن است جمهوری های شوروی سابق ، با یک پیمان نظامی به روسیه بپیوندند، یک منطقه عاری از سلاح های اتمی ، مانع از این خواهد شد که روسیه ، جنگ افزارهای اتمی را در قلمرو این جمهوری ها مستقر کند.


اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتی وروجنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها