بچه های بد از کجا می آیند؛

در راهروهای دادگاه قسمت رسیدگی به جرایم اطفال که راه می روی ، دلت می گیرد. نگاه های متهمان این دادگاه معصوم است.
کد خبر: ۱۴۰۵۳۴

اینجا کسانی که مقابل ترازوی عدالت می ایستند محصول خانواده ، مدرسه و اجتماع هستند. در این راهروها از یک طرف پدر و مادرهایی را می بینید که با نگرانی پشت در اتاق دادگاه ها منتظر نتیجه محاکمه فرزندان خود هستند و با گریه و زاری و التماس های فراوان خواهان رهایی آنها هستند و در مقابل کسانی که در مقام شکایت از فرزندانشان برآمده اند، چنان خواهش و التماس می کنند و خود را به دست و پای آنها می اندازند که در حالت عادی حتی تفکر چنین صحنه هایی برای آنها غیرممکن و زجرآور است.
اما از سوی دیگر فرزندان این گونه والدین با چهره های زردرنگ و رنگ پریده ، به گونه ای که حتی لرزش بدنهایشان مشهود است ، مقابل قاضی دادگاه نشسته و بدون این که حتی معانی کلماتی چون تفهیم اتهام ، آخرین دفاع و... را دانسته باشند، مات و مبهوت تنها با اظهار ندامت و پشیمانی ، طلب عفو و گذشت می کنند وقتی به دستور قاضی دادگاه ، برای انجام تحقیقات بیشتر قرار بازداشت آنها صادر می شود، چنان که روانه قتلگاه می شوند.

یکی از مسائل پیچیده و ناراحت کننده که توجه بسیاری از پژوهشگران ، جامعه شناسان ، جرم شناسان و روان شناسان را به خود معطوف کرده ، موضوع مجرمان کم سن و سال یا اطفال و نوجوانان بزهکار است که روزبه روز گسترش بیشتری می یابد. آمارها نشان می دهد علی رغم بهبود وضع زندگی و معیشتی و ازدیاد سریع موسسات و خدمات اجتماعی در بیشتر کشورهای جهان ، جرایم ارتکاب اطفال و نوجوانان با سرعت و آهنگ بیشتری افزایش می یابد. عده ای ازدیاد جرایم را در سطح جهانی از اختصاصات جوامع متمدن می دانند و معتقدند بشر به همان سرعتی که به سوی ترقی و تکامل صنعتی و مادی پیش می رود از معنویت دور می شود و در نتیجه به تبهکاری و قانون شکنی روی می آورد. شماری نیز ازدیاد جرایم را محصول سستی اعتقادهای دینی و مذهبی می دانند و معتقدند علم و ایمان موجبات رشد انسان را فراهم می آورد و آفاتی نظیر خودپرستی ، حب دنیا، مجادله با حق سبب می شود انسان از رشد و کمال بازبماند و به سوی تبهکاری سوق داده شود.

آمارها سخن می گویند

گزارش سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی نشان می دهد تعداد افراد زیر 18 سال که در خرداد سالهای 1376 تا 1378 دستگیر و به کانون های اصلاح و تربیت تحویل شده اند، به ترتیب زیر است.
در خرداد سال 1376 در مجموع 3732 نفر زیر 18 سال دستگیر شده اند که معادل 7 درصد آنان یعنی 269 نفر دختر و مابقی پسر بوده اند.
به بیانی دیگر در خرداد سال 76 در مقابل هر 12.8 پسر، یک دختر در خرداد سال 77 در مقابل هر 13.5 پسر، یک دختر و در خرداد 78 در برابر هر 9.2 پسر، یک دختر دستگیر شده است. جامعه آماری اخیر معلوم می کند که دختران بیشتر مرتکب جرایمی همچون اعمال منافی عفت ، مواد مخدر و سرقتهای ساده و معمولی و اعتیاد شده اند. از بررسی ها چنین برمی آید که بیش از دو سوم زنان و دختران زیر 18 سال ، عمل خلاف را به عنوان منبع تامین معاش یا راه کسب درآمد بیشتر اختیار کرده اند.
ناگفته پیداست که در تبیین انحرافات نوجوانان از تاثیر نقش علل داخلی و خارجی هم نمی توان غافل شد. از سویی ، سنین نوجوانی خصایل و ویژگی های منحصر به فردی دارد که مهمترین شاخصه آن ورود به عرصه روابط اجتماعی و نوع تطبیق و سازگاری فرد با عقاید، ارزشها و هنجارهای اجتماعی است. به نظر می رسد در بررسی انحرافات اجتماعی میان نوجوانان ، وجود مشکلات بین فرهنگ رسمی و غیررسمی می تواند زمینه هایی را برای انحرافات نوجوانان آماده کند،به طوری که اگر فرهنگ رسمی که از طریق وسایل ارتباط جمعی تبلیغ و ترویج می شود، نتواند پاسخگوی نیازهای فرهنگی جوانان و نوجوانان شود، احتمال تخطی و عدول از ارزشها، عقاید و هنجارهای اجتماعی افزایش می یابد.
با این حال جامعه ایران به عنوان جامعه ای در حال گذار از وضعیت سنتی به شرایطی تحول یافته از درجه آسیب پذیری بیشتری نسبت به جوامع دارای ثبات اجتماعی و سیاسی برخوردار است.
روان شناسان علت ترویج و اشاعه آسیبهای اجتماعی را در فرهنگ فردی و خانوادگی افراد می دانند. به اعتقاد آنان از آنجا که فرهنگ ما روی ایجاد و گسترش اعتماد به نفس افراد کار مهم و اساسی صورت نداده است ، فرزندان ما بسیار منفعل بار می آیند و متاسفانه آن طور که باید قاطع نیستند.

عوامل موثر بر بزهکاری اطفال

محیط خانواده: محیط خانوادگی محیطی است که انسان در آن تربیت می شود. در این محیط فرزندان از عشق و عاطفه بهره مند می شوند و احساسات و امیال عاطفی آنان تربیت می شود. از این رو خانواده را پایه اصلی جامعه خوانده اند؛ چراکه اولین اجتماع کودکان است. در این محیط است که کودکان اولین تجربه زندگی با دیگران را به دست می آورند. در اینجاست که پایه رشد و فعالیت های آینده گذاشته می شود؛ اما از آنجا که خانواده از یک سو می تواند خاستگاه رشد ، کمال و تعالی فرزندان واز سوی دیگر سرمنشاء تباهی آنها باشد بزهکاری کودکان ثمره نقص تربیت از خانه تا جامعه تلقی می شود.

در خانواده هایی که اختلاف وجود دارد اعضای آن دائم درحال مقابله بایکدیگر هستند و هریک سعی دارند نظر و عقیده خود را بر دیگری تحمیل کند

کمبود عاطفه ، تبعیض ، اعمال خشونت ، بی مسوولیتی والدین ، سختگیری افراطی ، ازدواج مجدد والدین ، طلاق و اعتیاد از مسائل قابل مشاهده در زندگی این کودکان است.
برای مثال پدری که خودش معتاد است و هر از گاهی هم زندانی می شود چگونه می تواند پدری صالح برای تربیت فرزند باشد.
تقلیدپذیری اطفال: اما مساله دیگر بحث تقلید اطفال از رفتار والدین است ، زیرا شخصیت آنها هنوز تکامل نیافته و از سوی دیگر تمایل دارند شخصیت خود را نیز به نحوی به دیگران نشان دهند، بنابراین مبادرت به تقلید از دیگران بخصوص از والدین خود می کنند که این عمل را روان شناسان پدیده تشبیه شخصیت نامیده اند. از این رو رفتار، گفتار و معاشرت های والدین تاثیر بسزایی در تکوین شخصیت اطفال دارد.
وجود محیط متشنج در خانواده: چنین محیطی سبب محرومیت عاطفی اطفال می شود. در خانواده هایی که تنش و اختلاف وجود دارد اعضای آن دائم در حال مقابله با یکدیگر هستند و هر یک با قدرت هر چه تمام تر سعی دارد نظر و عقیده خود را بر دیگری تحمیل کند و در صدد تحقیر او برآید. در چنین خانواده هایی معمولا اطفال خود را تنها و مطرود احساس می کنند و فاقد انگیزه لازم برای همانندسازی خود با پدر و مادر یا معیارهای پسندیده رفتار هستند و حتی انگیزه های لازم برای تحصیل یا کار نیز در آنها خنثی می شود؛ در نتیجه اطفال به دلیل نبود آرامش در خانواده دائم در تشویق و اضطراب به سر می برند که این آثار بعدها در سنین بالاتر به صورت عصیان و سرکشی از قوانین و مقررات جامعه نمود پیدا می کند.
وجود مشکلات اقتصادی و مالی: چنین مشکلاتی سبب می شود از یک سو حوائج و نیازهای اطفال برآورده نشود، بنابراین خود در مقام رفع آن برمی آیند که به یقین چنین موضوعی به دلیل ناآگاهی به قوانین و مقررات اجتماعی و نیز سهولت رفع آن موجب دست یازیدن به اموال دیگران خواهد شد که به علت کشف نکردن چنین بزه هایی و یا عدم اعتنای جامعه به دلیل ناچیز بودن مال ربوده شده ، زمینه برای ارتکاب جرایم مالی مهمتر مهیا می شود.
اما از سوی دیگر وجود همین مشکلات مالی سبب می شود والدین ناگزیر به کار در محیط خارج از منزل باشند که همین حضور نداشتن آنان موجب عدم نظارت بر اطفال می شود و به طریق اولی ، اطفال نیز با فراغ بال و آسودگی خاطر از حضور نداشتن والدین و بدون این که کسی را ناظر بر اعمال خود بیابند خودسرانه هر عملی را که تمایل داشته باشند، انجام می دهند.
نقش دوستان و همسالان: همانندسازی شدید با همسالان یا وابستگی به آنان صرف نظر از این که از نظر طبقه اجتماعی اقتصادی عامل مهمی در بزهکاری است ، نوجوانانی را که از سوی والدینشان طرد می شوند برای کسب حمایت و تایید به سمت همسالان می کشانند. چنین نوجوانانی در مدرسه ضعیف هستند و به دنبال افرادی می گردند که مانند خودشان باشند. از این رو احتمال دارد دست به اعمال ضداجتماعی بزنند و همدیگر را برای ارتکاب این عوامل تشویق کنند. در تحقیقی از بزهکاران بند اصلاح و تربیت اردبیل در این باره که از چه کسی بزه را فرا گرفته اند، مشخص شد دوستان بالاترین منبع یادگیری بوده اند.
مدرسه: مدرسه پس از خانواده نقش بسیار مهمی در زندگی اجتماعی کودک و نوجوان به عهده دارد، زیرا اطفال و نوجوانان بیشتر وقت خود را آنجا می گذرانند، بنابراین اولیای آموزشگاه ها بخوبی می توانند ضمن مراقبت و کنترل رفتارهای نوجوانان به مشکلات و ناسازگاری آنان پی ببرند. از طرف دیگر موقعیت ، رفتار و برنامه های معلمان و مسوولان مدارس آنان ، اثر مهمی در علاقه مندی یا فرار نوجوانان از مدرسه دارد. مدرسه همچنین باعث رشد فکری ، عاطفی و اجتماعی کودکان می شود و با آموزش حرفه ای خاص آنان را برای ورود به دنیای بزرگسالان آماده می کند.
مهاجرت: عامل دیگری که امروزه باعث افزایش بزهکاری اطفال و نوجوانان شده است ، مهاجرت از روستاها به شهر و مشکلات مربوط به حاشیه نشینی است. وضع مساعد و مطلوب مراکز شهری و تمرکز امکانات رفاهی در شهرها باعث شده است همه ساله عده ای از روستاییان به نقاط شهری یا از کشورهای فقیر به کشورهای پیشرفته تر مهاجرت کنند. کمبود مسکن مناسب و انطباق نداشتن با قواعد و معیارهای حاکم بر جوامع بزرگتر باعث می شود این گونه مهاجران با سکونت در زاغه های حاشیه شهرها، در عمل زندگی مجرمانه ای را آغاز کنند.


میترا پازکی زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها