بی ثباتی سیاسی

برنامه ریزان دولت بوش ، برنامه های ممانعت از ترور هسته ای غیرقابل اجتناب را کنار گذاشتند و در عوض تمام انرژی خود را صرف راه اندازی جنگ در عراق کردند و
کد خبر: ۱۴۰۰۶۰
پس از آن تلاش دارند به هر طریقی ، فاجعه ای را که به وجود آورده اند، کنترل کنند.
2 تحلیلگر مسائل استراتژیک ، جان اشتین برونر و نانسی گالاگر، در مجله فرهنگستان ادبیات و علوم انسانی امریکا (البته با کمی اغراق) هشدار داده اند که برنامه های نظامی دولت بوش و خصلت تهاجمی این دولت ، خطر چشمگیر نابودی نهایی را در پی خواهد داشت. دلایلی هم که ارائه کرده اند، بسیار واضح است. جستجوی امنیت کامل به وسیله یک کشور که شامل حق راه اندازی خودسرانه جنگ و نیز حذف موانع تسلیحات هسته ای می شود، منجر به عدم امنیت دیگران می شود که درنتیجه ، آنان نیز از خود واکنش نشان می دهند.
این فناوری هولناک که با تغییر رویه نظامی رامسفلد گسترش یافته است ، به بقیه جهان نیز سرایت خواهد کرد. در چارچوب رقابت برای ترساندن ، چرخه کنش واکنش ، خطر روبه رشد و غیرقابل مدیریتی را ایجاد می کند. اگر نظام سیاسی ایالات متحده نتواند این خطر را تشخیص دهد و با آن مقابله کند، کارایی این نظام به میزان زیادی زیرسوال خواهد رفت.
اشتین برونر و گالاگر، اظهار امیدواری می کنند که ائتلافی از کشورهای صلح دوست به رهبری چین با تهدیدی که ایالات متحده برای مردم خود و دیگر ملل جهان ایجاد کرده است ، مقابله کنند. کار به چنان جاهای باریکی کشیده شده است که دست اندرکاران امریکایی ، چنین نظراتی ارائه می کنند. طرح این نظرات ، کاستی های دموکراسی امریکایی را نشان می دهد که در آن به زحمت می توان مسائل اینچنینی را در عرصه انتخاباتی یا مباحثات عمومی مطرح کرد.
اشتین برونر و گالاگر، چین را به این علت مطرح می کنند که میان قدرتهای اتمی ، چین به مراتب بر الگویی مهار شده تر از صف آرایی نظامی تاکید می ورزد. از این گذشته ، چین اقداماتی را در سازمان ملل برای حفاظت از فضای اطراف زمین به منظور اهداف صلح آمیز رهبری می کند، در حالی که ایالات متحده با همراهی اسرائیل ، در مقابل اقدامات ممانعت از مسابقه تسلیحاتی در فضا، سنگ اندازی می کنند.
نظامی سازی فضا را دولت بوش آغاز کرده است. فرماندهی یگان فضایی دولت کلینتون برای محافظت از منافع و سرمایه های ایالات متحده خواستار تسلط بر فعالیت های نظامی فضایی شد، یعنی به همان شیوه ای که نیروهای زمینی و دریایی امریکا تسلط پیدا کرده بودند. از این رو ایالات متحده ، در راستای رسیدن به توانمندی کاربرد توان نظامی دقیق در فضا باید جنگ افزارهای تهاجمی فضایی را توسعه دهد. یگان فضایی و نیز اداره اطلاعات ایالات متحده توافق داشتند که چنین توانی موردنیاز است ، زیرا جهانی شدن اقتصاد جهان ، به شکاف وسیع و رکود شدید اقتصادی ، بی ثباتی سیاسی و از خودبیگانگی فرهنگی منجر خواهد شد که در نتیجه ، ناآرامی و خشونت را میان کشورهای فقیر برخواهد انگیخت که بخش اعظم آن مستقیما متوجه ایالات متحده خواهد بود.
برنامه ریزان کلینتون (STARTCOM) توصیه کردند واشنگتن باید چهره خود را طوری ترسیم کند که در صورت به خطر انداختن منافع حیاتی اش ، به اعمال غیرعقلانی و انتقام جویانه دست زند که شامل خطر ضربه اول سلاحهای هسته ای علیه کشوری غیرهسته ای نیز می شود. STARTCOM اشاره کرد که سلاحهای هسته ای ، اهمیت بیشتری از دیگر سلاحهای کشتار جمعی دارند، زیرا تخریب ناشی از یک انفجار هسته ای آنی بوده و هیچ راهی هم برای کاهش اثرات آن وجود ندارد. علاوه بر این ، سلاحهای اتمی روی هر بحران و منازعه ای سایه انداخته و دامنه دسترسی به قدرت متعارف را نیز افزایش داده است.
از این گذشته ، این دکترین راهبردی نیز چیز جدیدی نیست ؛ برای مثال هارولد براون ، وزیر دفاع کارتر از کنگره خواست بودجه قابلیت های اتمی راهبردی را تامین کند، چرا که با داشتن این قابلیت ها، دیگر توانایی های نظامی ما به ابزارهای کارآمد قدرت سیاسی و نظامی تبدیل خواهند شد که باید در سراسر جهان سوم حاضر باشند، زیرا اتحادیه شوروی برای نیل به منافع اقتصادیش با مداخله خود ناآرامی ها را افزایش داده است. باید اعتراف کرد که ادعای دخالت شوروی بیشتر از این که دلیل باشد، دستاویزی برای دخالت ایالات متحده بوده است.
در دوران حکومت بوش ، این خطرات حتی جدی تر شده است. برنامه ریزان دولت بوش ، دکترین کنترل فضایی کلینتون برای مقاصد نظامی را تا حد دکترین مالکیت فضا گسترش داده اند که می تواند به معنی درگیری آنی در هر جایی از جهان باشد. ژنرال جیمز کارترایت ، فرمانده یگان راهبردی می گوید که در سال 2005 فرماندهان عالی رتبه نظامی به کنگره اطلاع دادند که پنتاگون در حال ایجاد تسلیحات نظامی جدیدی است که به ایالات متحده اجازه می دهد در هر نقطه ای از روی زمین ، حمله ای برق آسا در کوتاه ترین زمان برای طرح ریزی و پرتاب انجام دهد. این سیاست ، هر نقطه ای از کره زمین را در معرض تخریب آنی قرار می دهد و به لطف این نظارت پیشرفته جهانی و تسلیحات تهاجمی مرگبار، متقابلا مردم ایالات متحده را نیز در معرض خطر قرار می دهد.
ویلیام آرکین ، تحلیلگر مسائل نظامی می گوید: دولت بوش همچنین گزینه ضربه اتمی را گسترش داده است و به طور فزاینده ای مرز مابین سلاحهای متعارف و اتمی را نامشخص و در نتیجه خطر استفاده از گزینه اتمی را بیشتر کرده است. سیستم های تسلیحاتی که هم اکنون در حال گسترش است ، درست پس از زمان شلیک و به واسطه ابزار هدایت پرتاب ، مواد منفجره متعارف زیادی را دقیقا روی هدف فرو می ریزد که مطابق با یک دکترین نیروی هوایی است که برتری فضایی را اختیار حمله و نیز مصونیت از حمله متقابل توصیف می کند.


اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتی وروجنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها