واقعیت این است با آن که زنان خانه دار با کار شبانه روزی خود در خانه محیط امن و آرامش را برای دیگر افراد خانواده فراهم می آورند، جایگاه آنان ناشناخته مانده است.
نظرات متفاوتی درباره روشهای احیای خانه داری مطرح می شود. عده ای تحقیر خانه داری را ناشی از این می دانند که زنان خانه دار حقوق و دستمزدی دریافت نمی کنند و هر آنچه را که دارند به طور رایگان در طبق اخلاص قرار می دهند و بنا بر این اصل که هرآنچه ارزان به دست آید ارزش چندانی نخواهد داشت ، کار زنان خانه دار نیز بی ارج و قرب خواهد بود. این گروه چاره کار را در این می بینند که برای خانه داری نیز همانند تمام مشاغل دیگر دستمزد تعیین شود. بعضی کارشناسان معتقدند در این صورت بسیاری از مشکلات و اختلافات خانوادگی نیز برطرف خواهد شد. دکتر منصور در این زمینه می گوید: چقدر زن برای مبلغی ناچیز گردن کج کند. بسیاری از طلاق ها و مهریه به اجرا گذاشتن ها ناشی از عدم تامین اقتصادی زن است. چه بهتر که به جای قرار دادن مهریه های سنگین برای زن در خانواده حقوقی قائل شویم.
تجربه نشان داده است در خانواده هایی که در این زمینه مشکل داشته اند اختصاص مبلغی برای زن که بتواند در آن آزادانه دخل و تصرف کند مشکل را حل کرده است. اما گروه دیگری نیز معتقدند به هیچ عنوان نمی توان برای کار زن در خانه ارزش اقتصادی تعیین کرد. زن در خانه با عشق و علاقه و به خاطر حفظ کانون گرم خانواده از خواب و خوراک خود می زند تا همسر و فرزندانش در آرامش زندگی کنند. بسیاری از زنان تنها به خاطر این که بتوانند بهتر به محیط خانواده و تربیت فرزندان رسیدگی کنند، از فرصتهای بسیار مناسب شغلی چشمپوشی می کنند. چگونه می توان برای این فداکاری ها و از خودگذشتگی ها ارزش مادی قائل شد و چه کسی و با چه معیاری می تواند دستمزد کسی را که حداقل 15 ساعت در شبانه روز بدون تعطیلی و مرخصی کار می کند بپردازد؛ از آن گذشته تجربه نشان داده است وقتی بخواهیم ارزشهای معنوی را با مادیات بسنجیم مفاهیمی مانند گذشت ، ایثار و فداکاری مفهوم واقعی خود را از دست خواهند داد. در این صورت فرد کوچکترین گذشت خود را در کفه ترازو می گذارد و با معیارهای مادی خواهد سنجید. این تجربه ای است که در میدان های مختلف به اثبات رسیده است.
تعیین ارزش اقتصادی برای کار زن در خانه نیز از مقولاتی است که علاوه براین که موجب رودررویی بیشتر زن و شوهر خواهد شد، از ارزش و اعتبار کار او خواهد کاست.
|
من هم می توانم
زن ایرانی کار در خانه را بدون چشمداشت و از روی عشق و علاقه انجام می دهد. او معتقد است زندگی مشترک و نهاد خانواده پایگاه مقدسی است که حفظ بنیان آن تنها با همکاری همه جانبه زن و شوهر امکان پذیر است. او همچنین پذیرفته است که در این خصوص شوهر بنا به آفرینش و طبیعت در خارج از خانه و او در داخل چرخ زندگی را به چرخش درآورند؛ اما تحقیر جایگاه خانه داری باعث می شود زن در جای دیگری به دنبال کسب هویت و ارزش و اعتبار از دست رفته خود باشد. او در این شرایط دیگر از انجام وظایف خود در خانه احساس رضایت مندی نخواهد داشت. او می بیند به رغم تمام از خودگذشتگی ها در تصمیم گیری های مهم چندان به حساب نمی آید و حرف اول و آخر را مرد خانواده می زند.

در مورد مسائل مالی و اقتصادی همیشه وابسته به مرد است و نمی تواند مطابق میل خود در زندگی هزینه کند و اگر مرد بخواهد از برتری اقتصادی خود به عنوان حربه ای برای صدارت هرچه بیشتر استفاده کند و غرور و عزت زن را نادیده بگیرد احساسات او هرچه بیشتر جریحه دار خواهد شد. به طور کلی زنان خانه دار ما متاثر می شوند از این که هیچ جا به حساب نمی آیند. شاهد این گفتار سخنان خانم دکتر منصور، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی است : بیشتر مراجعان مرکز خدمات مشاوره ای دانشگاه شهید بهشتی را زنان خانه داری تشکیل می دهند که از وضعیت زندگی خود شکایت دارند. بیشتر این مشکلات ناشی از این است که در اجتماع جایی برای خانه داری باز نشده است. بسیاری از مراجعان ما احساس بی انگیزگی دارند و معتقدند خانواده آنان را به رسمیت نمی شناسد. درصد بسیاری از مشکلات آنها نیز بر سر مسائل مادی است. زن در این شرایط برای رقابت با همسر و اثبات این نکته که من مثل تو و حتی بهتر از تو می توانم کار کنم به اشتغال بیرون از منزل رو می آورد و در این صورت زن و شوهر وارد جنگ قدرتی می شوند که به طور طبیعی آثار روانی نامناسبی را در خانواده به جای می گذارد |
به یقین صدمات روحی حاصل از شنیدن این جمله از همسر و فرزندان «که اگر کار می کنی مزدش را می گیری» بسیار بیش از درآمدی خواهد بود که زن برای کار خود دریافت می کند. بهتر است به جای رو آوردن به تعیین ارزش اقتصادی برای کار زنان در خانه این فرهنگ را تقویت کنیم که زن و مرد در کنار یکدیگر، یکی بیرون و دیگری در خانه می کوشند چرخ زندگی را به گردش درآورند و کار هیچ کدام بر دیگری ارجحیت ندارد. اگر حرمت ها حفظ شود و این فرهنگ بویژه میان مردان تقویت شود که برای کار همسران خود در منزل ارزش قائل باشند آن گاه بسیاری از زنان ترجیح خواهند داد با تقویت علم و اطلاعات خود هر چه بیشتر در تحکیم بنیان خانواده بکوشند و بیش از پیش برای راحت و آرامش همسر و فرزندان خود مایه بگذارند. بخشی دیگر از گفتار دکتر منصور را نیز بخوانید: اگر دیدگاه خود را نسبت به خانه داری عوض کنیم ، به زن خانه دار ارج دهیم و ساعتی را برایش در نظر بگیریم می توانیم از مشکلات زنان خانه دار پیشگیری کنیم.
یعنی مرد همان طور که انتظار دارد وقتی وارد خانه می شود مورد قدردانی و پذیرایی قرار بگیرد به خاطر زحمات همسرش از او قدردانی کند. وقتی زن ببیند به احساس او توجه می شود و می تواند زمانی را به خودش اختصاص دهد، برای زندگی خود برنامه ریزی کرده و از نظر مالی نیز با توجه به درآمد خانواده مبلغی را در اختیار داشته باشد احساس خوشحالی و رضایت بیشتری خواهد کرد و مزایای این رضایت مندی در وهله اول عاید تمام اعضای خانواده بویژه شوهر خواهدشد.یک زن و یک مادر رسالت بزرگی برای تامین سلامت روانی خانه و تربیت فرزندان به عهده دارد و باید برای ارتقای جایگاه اجتماعی زن کوشید. برای این کار لازم است دستگاه های مختلف قانون گذاری ، اجرایی و فرهنگی دست به دست داده و تلاش کنند حفظ حرمت زن و خانه داری به صورت یک فرهنگ عمومی درآید.
امروز تمایل بسیاری از زنان و دختران ما برای کار بیرون از منزل به دلیل کسب هویت و اعتبار است و شاغل بودن را برای خود مایه افتخار می دانند. بسیاری از زنان نیز برای احیای غرور از دست رفته خود بدون تمایل قلبی در کنار کار در خانه شغل دیگری را نیز برمی گزینند؛ این فشار چندجانبه به زن است . بسیاری از زنان ما اگر بدانند در جایگاه خانه داری به آنان توجه شده و شان و اعتبار آنان حفظ می شود نیازی به کار بیرون از خانه نخواهند داشت.
به اعتقاد دکتر منصور، برای ایجاد این فرهنگ نیاز است به صورت ریشه ای و حتی دوران قبل از دبستان روی این قضیه کار شود.