امروزه و در ابتدای هزاره سوم میلادی ، صف بندی و آرایش نیروهای موثر در فرآیندهای فضایی به طور قابل توجهی تغییر پیدا کرده است. دیگر ناسا قدرت بلامنازع این عرصه نیست اگرچه هنوز موثرترین و بهترین نیروها و متخصصان سراسر جهان را در خود جای داده است.
اما روسیه اینک ، پس از سالها از خواب سنگین خود بیدار می شود و می خواهد نقش موثرتری بر عهده بگیرد. نقش ویژه ای که این کشور در مدت تعطیلی موقت شاتل های فضایی که پس از سقوط شاتل فضایی کلمبیا رخ داد و حدود 2 سال به طول انجامید، بر اهمیت حضور روسیه افزوده است.
در این مدت تمام انتقال های انسانی و بار به ایستگاه بین المللی فضایی از سوی روسیه سامان داده شده و در همان حال این کشور کوشید تا طرح فضاپیماهای نسل بعدی خود را گسترش دهد. طرحی که شاید بتواند پس از آنکه شاتل های فضایی در سال 2009 برای همیشه بازنشسته شدند ،با جایگزین آنها یا فضا پیماهای اوریون رقابتی جدی داشته باشند.
|
برنامه اعلام شده از سوی سیاستمداران امریکا برای آینده ناسا تا 2030 بیشتر از آن که بر مبنای واقعیات علمی باشد بر مبنای مناسبات سیاسی شکل گرفته است |
در همین حال برخی قدرت های جدی نیز شکل گرفته اند. در شرق ، چینی ها توانسته اند با استفاده از تجربیات عظیم روسیه ، نخستین فضا پیمای سرنشین دار خود به نام شنزهو را به مدار زمین ارسال کنند تا به سومین کشور جهان پس از امریکا و روسیه تبدیل شوند که توانسته اند چنین پروازی را به طور مستقل انجام دهند. آنها سال گذشته این پرواز را با دو فضانورد تکرار کردند و بلافاصله اعلام کردند هدف بعدی آنها ساخت ایستگاه فضایی ملی چین در مدار زمین و سپس سفر به سوی ماه خواهد بود. در سوی مقابل هندی ها هم که پیش از این ثابت کرده بودند آن قدر جدیت و پشتکار دارند که نباید از کنار حرفهایشان آسان گذشت ، اعلام کردند در برابر پیشرفت های چین سکوت نخواهند کرد و وارد این رقابت خواهند شد. آتل بیهاری واجپایی ، نخست وزیر وقت هندوستان ، پس از پرواز موفق شنزهو 1 چینی از دانشمندان کشورش خواست با تمام توان برروی فتح ماه کار کنند. اگرچه این فعالیت ها در سکوت خبری ادامه دارد اما خبرهایی که گاه گاهی به بیرون درز می کند نشان از آن دارد که این پروژه چیزی فراتر از یک تبلیغ سیاسی بود و دانشمندان این کشور در حال کار روی این پروژه هستند و شاید بزودی شاهد شکل گیری عصر جدیدی از رقابت های فضایی میان کشورهای بلوک شرق باشیم.
اگر چه رقابت فوق الذکر در زمینه سفرهای سرنشین دار بود اما نباید از خاطر برد که کشور صنعتی آسیایی ، ژاپن نیز در این زمینه بیکار ننشسته است.
این کشور اگرچه در زمینه فعالیت های سفرهای سرنشین دار کمتر سرمایه گذاری کرده اما با مشارکت دادن فضانوردان خود در برنامه های کاوش شاتل های فضایی امریکا سعی می کند به تجربه ای از نوع غربی در این زمینه دست یابد. اما در زمینه اکتشافات روباتیک ژاپن اینک به قدرتی غیر قابل انکار بدل شده است.
ماموریت نوزومی ژاپن به مقصد مریخ اگرچه به مقصد نرسید اما نشان از روحیه بالای این دانشمندان در طراحی یکی از پیچیده ترین مسیرهای ناوبری مداری داشت.
سال گذشته عبور موفق فضا پیمای هایابوسا از کنار هسته یک سیارک به نام ایتاکاوا نشان داد که آژانس فضایی تازه شکل گرفته ژاپن نیز در راه رسیدن به نقاط دورتری است.
اما در غرب نیز اوضاع مثل سابق نیست. اتحادیه اروپا با تجربه موفقی که در زمینه اتحاد سیاسی خود به دست آورد اینک می کوشد تا در عرصه فضا نیز از این تجربه استفاده کند. آژانس فضایی اروپا یا ESA اینک یکی از بزرگترین آژانسهای فضایی جهان به شمار می رود و یکی از همکاران اصلی ناسا در طرحهای بین المللی به شمار می رود.
این سازمان نه تنها پژوهش هایی بنیادی را در طرحهای زیستی فراسوی زمین و به عنوان شریک ساخت ایستگاه بین المللی فضایی دنبال می کند اما در طرحهای روباتیک نیز اقدام به کاوشهای مهمی کرده است. فرستادن مارس اکسپرس به مریخ ، ونوس اکسپرس به زهره و فرود آوردن کاوشگر هویگنس بر سطح تنها قمر جو دار منظومه شمسی ، یعنی تیتان در اطراف سیاره زحل یکی از این موفقیت های بی نظیر است.
به موازات این فعالیتها، کشورهای عضو این آژانس نیز برنامه های فضایی اختصاصی خود را پی می گیرند. اخیر انجمن سلطنتی علوم انگلستان از دانشمندان کشورش خواست فارغ از سیاستهای ناسا، اقدام به برنامه ریزی برای اعزام مستقل فضانورد به فضا و سفر به ماه کنند.
خبرهای غیر تایید شده ای حاکی از آن است که روسیه قصد دارد اگر اختلاف های سیاسی اجازه دهد - به عنوان همکار جدید وارد آژانس فضایی اروپا شود و اگر این اتفاق رخ دهد آنگاه باید در انتظار روزهای پر هیجانی برای این سازمان ماند؛ چرا که تجربه غنی روسیه و امکانات اروپایی در هم خواهد آمیخت و عصر تازه ای را رقم خواهد زد.
اگرچه هنوز هیچ یک از این نیروهای جدید در حدی نیستند که خطری برای قدرت فنی ، علمی و اقتصادی ناسا به شمار آیند، اما شاید بتوان این سخن را گفت که این جو آینده ای متفاوت را رقم خواهد زد. امروزه دانشمندان و سیاستمداران کشورهای پیشرفته به این جمله کنستانتی کسولفسکی ایمان دارند که می گفت اگرچه زمین گهواره تمدن است ، اما هیچ کودکی را نمی توان تا ابد در گهواره خویش نگاه داشت و شاید به همین دلیل است که مسولان ناسا کمی نگران آینده شوند. 2 سال پیش و در شرایطی که برنامه فضایی ناسا به شدت تحت تاثیر سقوط کلمبیا و مرگ 7 فضانورد آن بود و تنها برگ برنده رسانه ای اعتبار بخش این سازمان موفقیتی بود که دکتر فیروز نادری و همکارانش در طرح مریخ برای این سازمان به دست آورده بودند و با اعزام موفق 2 ربات کاوشگر بر سطح سیاره سرخ مدارک و شواهد محکمی از وجود آب بر سطح مریخ و در گذشته آن به دست آورده بودند. جورج بوش وارد دفتر مرکزی ناسا شد تا خط مشی آینده این سازمان را تا سال 2030 تبیین کند.
سخنان آن روز بوش بر خلاف سخنرانی کندی ، با مخالفت های فراوانی روبه رو شد و بسیاری تنها آن را ژستی ویژه از سوی بوش توصیف کردند تا خود را در جایگاهی مانند کندی قرار دهد و چهره یک رهبر پیش روی علمی را به خود بگیرد در حالی که چشم انداز ارائه شده توسط وی بسیار دور از ذهن بود.
وی ابتدا بحث را با ضرورت تکمیل ایستگاه فضایی و عملیاتی کردن نسل جدیدی از شاتل های فضایی آغاز کرد که همه مردم بر آن اتفاق نظر داشتند، اما این تازه آغاز داستان سخنرانی بوش بود وی در ادامه به 2 نکته مهم اشاره کرد که به نوعی هدف برنامه های فضایی او به شمار می رفت.
او اعلام کرد تا پیش از سال 2020 امریکا باید به ماه برگردد و در آنجا پایگاه هایی ایجاد کند و سپس در 2030عازم مریخ شود، اما آیا این یک رویای واقعی است؛
نخستین مخالفت ها با بوش از درون ناسا بلند شد. کارشناسان متفق القول بودند که مطرح شدن سفر دوباره به ماه و ایده بلند پروازانه مریخ به بودجه ای بیش از چند تریلیون دلار نیاز دارد و این به معنی لغو ماموریت های کم هزینه دیگر خواهد بود. جایی که رباتهای کاوشگر با هزینه های بسیار پایین در حال گشت زمینی و کسب اطلاعات از گوشه و کنار منظومه شمسی هستند و ارزش داده های آنها بسیار بیشتر از سری انسانی است.
دانشمندان برای مقایسه سعی کردند بر تعداد مقالات علمی استخراج شده میان تلسکوپ فضایی هابل به عنوان یک ربات مداری و ایستگاه پر هزینه بین المللی فضایی بپردازند و ثابت کنند این هزینه ها چندان هم ضروری نیست.
اگر طرح بخواهد به طور جدی پیگیری شود بسیاری از طرحهای اکتشافی باید کنسل شود در حالی که ما در باره بسیاری از سوالات کلیدی و نقاط اساسی دانش فضایی هنوز ضعف داریم و می توانیم این داده ها را با هزینه و خطری کمتر تامین کنیم ؛ اما گذشته از آن سفر به مریخ چالشی است که بعید است یک کشور بتواند از عهده آن بر آید و فناوری امروز ما اجازه بحث بر سر اجرایی شدن آن تا سال 2030 را نمی دهد. اگر سفر به ماه با کمک آپولوها که چندین میلیارد دلار هزینه داشت ، تنها یک هفته طول می کشید، سفر اکتشافی به مریخ حداقل 3 سال به طول خواهد انجامید که بیش از 1.5 سال آن باید صرف اقامات در مریخ یا مدار آن برای ایجاد شرایط مناسب بازگشت به زمین شود. نیازهای یک تیم فضایی حرفه ای برای سفری 3 ساله آن قدر زیاد است که هنوز برآوردی از میزان هزینه ای که باید صرف انتقال این حجم از بار به مدار مریخ شود، وجود ندارد. ضمن این که هنوز مسائل سلامتی فضانوردان در طی اقامتهای طولانی در فضا مشخص نشده است و حتی دانشمندان نگران سلامت روانی افرادی هستند که ممکن است 3 سال سیاره مادیشان را تنها به شکل نقطه ای کوچک و محو در آسمان سیاره ای دور ببینند و مطمئن باشند هیچ شانسی برای دیدار سریع با همنوعانشان ندارند.
چنین مشکلاتی است که برنامه و طرح دراز مدت ناسا را با ابهام مواجه می کند، اما دانشمندان این سازمان راه میانه ای را د رنظر گرفته اند و آن ادامه دادن به فعالیت های پژوهشی خود و هم راستا کردن آن با طرح مذکور بدون توجه به بازه زمانی آن هستند. بدین ترتیب اگرچه از داده های ماموریت های گوناگون ممکن است برای سفر به مریخ استفاده شود، اما ضرب الاجلی برای آن در نظر گرفته نمی شود.