اجلاس رهبران روسیه و اتحادیه اروپایی در سامارا بدون نتیجه پایان یافت تا همچنان فضایی سرد بر روابط آنها حاکم باشد.
کد خبر: ۱۳۴۶۸۷
بحث تمدید توافقنامه همکاری مشترک اروپا و روسیه برای یک دوره 10ساله دیگر مهمترین هدف این اجلاس بود که به دلیل امتناع روسیه حصول به آن میسر نشد.
دکتر داوود کیانی ، کارشناس مسائل روسیه در گفتگو با جام جم با اشاره به ریشه های تاریخی توافقنامه همکاری مشترک اروپا و روسیه ، دولت مسکو را در شرایط کنونی حائز موقعیت برتر در مذاکرات به دلیل برخورداری از منابع غنی انرژی می داند.
به طور اساسی نشست های مشترک اتحادیه اروپایی و روسیه با چه هدفی برگزار می شود؛
این نشست ها معطوف به توافقنامه مشارکت و همکاری اتحادیه اروپایی و روسیه است که در سال 1994میان آنها امضائ شد و از سال 1997نیز جنبه اجرایی به خود گرفت.
هدف از این توافقنامه توسعه همکاری های اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی در حوزه مسائل اروپا بود و مدت آن 10سال در نظر گرفته شد که اعتبار آن نیز تا سال 2007بوده است.
در شرایط کنونی نیز خانم آنجلا مرکل ، خوزه بارسو و ولادیمیر پوتین ، روسای دوره ای اتحادیه اروپایی ، کمیسیون اروپا و رئیس جمهور روسیه در سامارا گردهم آمدند تا برای تمدید این توافقنامه برای 10سال دیگر توافق کنند که این مساله تحقق نیافت.
علت به نتیجه نرسیدن نشست اخیر اروپا و روسیه برای تداوم همکاری ها در قالب توافقنامه مشارکت و همکاری برای 10سال آینده چیست؛
در 2سال اخیر روابط روسیه با اتحادیه اروپایی به دلایل مختلف بخصوص بحث انرژی به سردی گراییده است. در همین خصوص رئیس کمیسیون روابط تجاری اتحادیه اروپایی گفته است که از زمان جنگ سرد تاکنون روابط روسیه و اروپا به تیرگی شرایط کنونی نبوده است که این اظهار نظر جای تعمق بسیار دارد؛ چرا که وی از طرفداران جدی توسعه روابط مسکو و اروپا به شمار می رود.
به نظر می رسد دلایل تحقق نیافتن اجماع نظر برای تمدید همکاری ها به سیاست واقعگرایانه و عریان مسکو در اروپای شرقی برمی گردد. تحریم واردات گوشت لهستان ، تحریم تجاری استونی به دلیل پایین کشیدن مجسمه سرباز ناجی از سوی دولت تالین ، مخالفت قاطع با سپر دفاع موشکی و استقرار آن در چک و لهستان و خروج مسکو از پیمان منع گسترش سلاحهای متعارف است.
لذا اتحادیه اروپایی بشدت نگران تعمیق این سیاست ها در دولت پوتین است. از نگاه اتحادیه اروپایی ، دولت روسیه از صادرات انرژی استفاده سیاسی و امنیتی می کند که در این خصوص قطع گاز اوکراین در سال 2006و بلاروس در سال 2007را مطرح می کنند. کشور روسیه دلایلی برای گسترش نیافتن مناسبات با اروپا ذکر می کند که از آن جمله بحث دخالت اروپا و امریکا در مسائل داخلی مسکو، حمایت دستهای خارجی از تظاهرات ضد دولتی در روسیه و حمایت انگلیس از مخالفان پوتین است.
در نگاه تحلیلی به چرایی عدم دستیابی به تفاهم برای تمدید توافقنامه باید گفت: روسیه به کمک صادرات گسترده انرژی به اروپا از موقعیت برتری برخوردار شده است . لذا از نگاه کرملین ، اتحادیه اروپایی به انرژی روسیه نیاز شدید دارد و جایگزین مناسب تری نیز در این عرصه نخواهد داشت.
بر این اساس ، پوتین با صدای بلندتری در اروپا می تواند سخن بگوید. از طرف دیگر نیز نیاز شدید اروپا به انرژی روسیه باعث شده است اتحادیه اروپایی در برابر رفتارهای روسیه ، جانب احتیاط را رعایت کند.
آیا رویکردهای اخیر روسیه ناشی از راهبرد مسکو برای بازگشت به پرستیژ دوران جنگ سرد است یا در قالب تفاوت دیدگاه های روسیه و اروپا قابل تحلیل است؛
در این زمینه 2دیدگاه وجود دارد.
دیدگاه اول معتقد است روسیه رویکردهای عملگرایانه در پیش گرفته و نمی خواهد خاطرات تلخ گذشته در دوران جنگ سرد را تجربه کند و لذا می خواهد از طریق فروش نفت و گاز موقعیت راهبردی برای خود ترسیم کند.
از دیدگاه دوم ، روسیه در حال بازگشت به قدرت گذشته است تا از موقعیت بهتر از 2دهه گذشته برخوردار شود و جایگاه مهمی در نظام بین الملل پیدا کند. مطابق این دیدگاه ، ارتش جدید روسیه ، انرژی است که با اعمال سلطه بر منابع نفت و گاز، اعمال کنترل برخطوط لوله و شرکتهای اروپایی در قاره اروپا نفوذ کند.از این دیدگاه روسیه قصد دارد در حوزه خاورمیانه با اتخاذ رویکردهای متفاوت با امریکا در مسائل لبنان ، ایران و حماس یک عرصه نفوذ جدید را بازگشایی کند که این سیاست در قبال دکترین نفوذ امریکا در قفقاز و آسیای مرکزی اتخاذ شده است تا از این طریق نوعی بالانس نفوذ ایجاد کند.
به هر حال ، برخورداری روسیه از بزرگترین منابع انرژی جهان و وابستگی اروپا به انرژی روسیه ، شرایط مطلوبی برای مسکو در جهت رسیدن به موقعیت برتر ایجاد کرده است.
می توان گفت دست نیافتن به نتایج مثبت در اجلاس سامارا نیز خواست روسیه بود وگرنه اروپا می توانست دولت لهستان را برای عدم وتو تمدید توافقنامه همکاری اروپا و روسیه راضی کند. بنابر این قراین و شواهد حاکی از آن است که نسیم سرد در روابط اروپا و روسیه وزیدن گرفته است.