پروفسور رشدی راشد - مورخ و فیلسوف بزرگ مصری - خیام و دکارت را با هم مقایسه می کند. چرا که خیام نخستین کسی است که در تاریخ ، نظریه ای هندسی درباره حل معادلات درجه سه و کمتر را بیان می کند و دکارت هم فعالیت های عمده ای در زمینه هندسه انجام داده است.
|
تکه ای از پیشگفتار جبر و مقابله خیام
وقتی خیام نخواست یا نتوانست کتاب جبر خود را آشکار کند، بعد از سلطه سلجوقیان ، به قراخانیان در ماوراءالنهر پناه برد تا از حمایت امام ابوطاهر، قاضی القضات سمرقند برخوردار شود و در آنجا بود که کتاب جبر خود را به پایان برد.
«...دچار زمانه ای شده ام که اهل دانش از کار افتاده و جز اندکی که از مرگ جان به در برده اند، کسی نمانده که از فرصت برای بحث و پژوهش های علمی استفاده کند. برعکس ، حکیم نمایان جامعه ما همه دست اندرکارند که حق را با باطل بیامیزند... من دیگر ناامید شده بودم از دست یافتن به شخصی که به فضیلت های علمی و عملی آراسته باشد، هم به کارهای علمی دنیا توجه کند و در عین حال خیرخواه مردم باشد تا این که خدا دیدار با ابو طاهر را نصیبم کرد...
در نتیجه نزدیک شدن به مقام او وظیفه خود دیدم آنچه را در چکیده مساله حکمت ، مطالعه و تحقیق نموده ام به کوتاهی بیان کنم و این کار را با نام بردن گونه های جمله های جبری آغاز کردم ؛ چرا که ریاضیات به پیشگامی سزاوارتر است ...» |
هندسه دکارت از یک سو تکمیل سنتی است که خیام و شرف الدین توسی برپا کرده اند و از سوی دیگر این توفیق دکارت ، نقطه آغاز یک سنت دیگر است که هر چند سرچشمه اش در کتاب دکارت است ، اما پی ریزی واقعی آن در آثار پیشینیان او صورت می گیرد. رشدی راشد دراین باره می گوید: این که دکارت ، غیر مستقیم این سنت خیامی را می شناخته یا نه ، چیزی نیست که من به آن علاقه داشته باشم ، بلکه کار من تنها تحلیل برنامه های ریاضی دانان و نحوه تحقق آنهاست.
همچنین قابل درک است که من نمی توانم همه وجوه هندسه دکارت را شرح دهم یا در عمق همه لایه هایی که در این کتاب روی هم قرار گرفته اند نفوذ کنم . بنابراین تنها به دو محور تبدیل هر مساله هندسی به یک معادله جبری یک مجهولی و حل این معادله از راه ترسیم ریشه های آن به کمک تقاطع دو مقطع مخروطی که حتی الامکان یکی از آنها دایره است ، توجه می کنم.
دکارت گاهی گله می کند که کتاب هندسه اش قربانی بد فهمی شده است. آیا باید شکایت را به پای خلق و خوی او نوشت یا به حساسیت مولف گذاشت ، یا باید گفت که دکارت این کار را می کند تا فاصله خود را با ویت -جبردان فرانسوی - نشان دهد.
نظریه هندسی معادلات جبری ؛ تکمیل برنامه خیام
موضوع یکی از نخستین کارهای ریاضی دکارت نظریه معادلات جبری است ، یعنی حل برخی از معادلات درجه سوم به کمک هندسه. در سال 1619 دکارت طبقه بندی ای را برای این معادلات پیشنهاد می کند و برخی از آنها را به کمک پرگار خود حل می کند و نیز مساله ای را بررسی می کند که به یک معادله درجه سوم منتهی می شود. دکارت نیز مانند خیام می پذیرد که هر مساله مسطح ، آخر سر به یک (یا چند) معادله درجه دوم منتهی می شود که ریشه های آنها را می توان به کمک خواص دایره و خط مستقیم ترسیم کرد، اما برخلاف خیام که مسائل مجسم را از مسائل فرا مجسم متمایز می کند و می گوید که ریشه های معادلات درجه سومی را که متناظر با مسائل مسطح هستند به کمک خواص مقاطع مخروطی می توان تبیین کرد و نیز چنانکه ابن هیثم در قرن پنجم نشان داده بود، می توان ریشه های یک معادله درجه پنجم را از روی خواص یک خم درجه سوم و یک مقطع مخروطی به دست آورد، دکارت در این مرحله هنوز به ذکر هیچ نوع تمایزی نمی پردازد و فقط از مجموع خم هایی که بعدها خم هندسی نامیده شدند، یاد می کند.
در مقابل ، خیام جز از مقاطع مخروطی و تلویحا از یک خم درجه سوم ، از هیچ خم دیگری سخن نمی گوید. خلاصه این که در سال 1619 دکارت هنوز بر همان زمین گام می زند که خیام ، کلیت نتایج ریاضی ای که به دست می آورد کمتر از اوست و با این حال برنامه ای که در سر دارد کلی تر و بر این برنامه طبقه ای از خم ها حاکم اند و همه خم هایی را که هندسه جبری به آن می پردازد در بر می گیرد. این علاقه جدید او را وامی دارد که مفهوم خم هندسی و بررسی آن را هر چه بیشتر ترجیح بدهد، اما پیش از آنکه به این مرحله برسد، دستاوردهای دیگری لازم بود تا این اندیشه بنیادی قابلیت های خود را ظاهر کند و به یک اندیشه بارور تبدیل شود.