گفتگو با امید برک قبل از اجرای حکم قصاصش

هر زنی که به من اعتماد کرد، کشتم

گفتگو با پسر جوان که دختر مورد علاقه‌اش را کشت

معشوقه‌ کشی در مهمانی

امیر، مهندس جوانی است که دلدادگی از او یک عاشق روانی ساخت. او به یک پرستار زن علاقه‌مند شد و تصمیم به ازدواج گرفت اما بعد از مدتی پاسخ منفی شنید و نتوانست او را مجاب به ازدواج کند. وقتی فهمید زن پرستار دل در گرو فرد دیگری دارد، دیوانه شد.
کد خبر: ۱۳۲۵۳۷۳

به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین، شامگاه هفتم خرداد امسال به خانه‌ای در محله درکه تهران رفت و در جشنی که دختر جوان هم در آن حضور داشت، درگیر شد و با ضربه‌ های چاقو دختر جوان را کشت.

در «پشت‌ صحنه یک جنایت» این هفته پای حرف‌های قاتل عاشق نشستیم و در یادداشتی به ریشه‌یابی این جنایت پرداختیم.

عشقی که دو سر باخت بود

آرام و قرار ندارد. همین‌طور که گریه می‌کرد یکدفعه از کوره دررفت و چند ضربه محکم با مشت به دیوار اتاق بازجویی کوبید که دستش زخم شد. فریاد می‌زد مرا اعدام کنید. وقتی عشقم زیر خاک رفته، من هم باید بمیرم.

چه‌کاره بودی‌؟
تا همین چند هفته پیش فردی تحصیلکرده و مهندس بودم. برو و بیایی در شرکت محل کارم داشتم اما اکنون به اتهام قتل بازداشت شدم.

متاهلی‌؟
چند سال قبل با دختری ازدواج کردم. اما عدم تفاهم و دخالت خانواده‌ها باعث جدایی‌مان شد.

از آشنایی با مقتول بگو.
او پرستار بیمارستانی در تهران بود. من افسردگی داشتم و برای درمان مدتی به بیمارستان محل کارش در رفت‌وآمد بودم که به او علاقه‌مند شدم. بعد از آشنایی با او حالم بهتر شد. هردو تجربه تلخ طلاق را داشتیم. او هم به من علاقه‌مند بود و می‌خواستیم با هم ازدواج کنیم.

پس چرا ازدواج نکردی‌؟
اوایل موافق ازدواج بود اما بعد اخلاق و رفتارش عوض شد و پاسخ منفی داد. می‌گفت به من علاقه ندارد و به دروغ گفته علاقه دارد و بهتر است از او دور شوم. همین حرف‌ها باعث شد شک کنم پای عشق دیگری در میان است. آن‌قدر او را زیر نظر گرفتم که فهمیدم دل در گرو مرد دیگری دارد و عشقم به او پوچ است.

با افشای عشق یک‌ طرفه، تصمیم به قتل گرفتی‌؟
نمی‌خواستم او با مرد دیگری جز من ازدواج کند. در خانه‌ام اسید، طناب، قرص و چاقو تهیه کردم. چند بار دعوتش کردم که ترسید و نیامد. می‌خواستم با اسید صورتش را بسوزانم، با قرص او را بیهوش و چند روزی در خانه‌ام او را حبس کنم، با چاقو روی صورتش خط بیندازم و با طناب به مرگ تهدیدش کنم تا هوس ازدواج با کس دیگری را نداشته باشد اما نقشه‌هایم عملی نشد.

هدفم کشتن او نبود. می‌خواستم آسیب جسمی ببیند و نتواند با مردی جز من ازدواج کند. آن شب به او زنگ زدم تا تلفنی حرف بزنیم که ادعا کرد خانه است و حوصله حرف‌زدن ندارد و برای همیشه او را فراموش کنم. اما ردیابی که به خودرویش نصب کرده بودم به صدا درآمد و فهمیدم دروغ گفته و خودرویش در مقابل خانه‌ای ویلایی در محله درکه پارک شده که راهی آنجا شدم.

بعد چه شد؟
وقتی در زدم در باز شد و وارد شدم. خانم پرستار و مردی که رقیب عشقی‌ام بود در آن مهمانی بودند. او با من دعوا کرد و خواست محل را ترک کنم که قبول نکردم. از من خواست فراموشش کنم. مهمانان مرا آرام کردند و به آشپزخانه بردند. او شروع به فحاشی کرد و می‌خواست به زور مرا بیرون کند که چاقوی آشپزخانه را برداشتم و خراش‌هایی روی صورتش انداختم تا زخمی شود اما دوباره فحاشی کرد. دیوانه شدم و ضربه‌های بعدی را زدم که فوت شد. من هم از ترس فرار کردم.

کجا رفتی‌؟
وقتی با چاقوی خون‌آلود بیرون زدم میوه‌فروشی مرا دید و به گمان این‌که سارق هستم به پلیس زنگ زد و کمک خواست. سوار خودرویم شدم و به بیمارستان محل کار مقتول که اولین محل آشنایی‌مان بود رفتم. گفتم همکارتان را کشته‌ام و روانی‌ام، بستری‌ام کنید. بعد به پلیس خبر دادند که با حضور ماموران، بازداشت شدم.

شنیدم خودزنی کردی.
در بازداشتگاه با تیزی دستم را زدم، سر و صورتم را به دیوار بازداشتگاه کوبیدم تا بمیرم که نشد.

خانواده مقتول را دیده‌ای‌؟
هنوز نه اما شنیدم که مادرش برایم قصاص می‌خواهد.

حرف آخر؟
زودتر اعدامم کنید.

جنایت مجنون‌ ها

محمدتقی شعبانی - بازپرس دادسرای تهران: در این پرونده متهم با یک آشنایی ساده و بدون شناخت، دلباخته زنی می‌شود و رفتارهای غیرمعقولی از خود بروز می‌دهد.

از سوی دیگر، مقتول خود پرستار بوده و در محیطی کار می‌کرده که از شرایط بیماری متهم آگاهی داشته است. باید موضوع را با خانواده‌اش در میان می‌گذاشت و بعد به آشنایی‌اش ادامه می‌داد.

بررسی جنایت نشان می‌دهد متهم به دلیل بیماری‌اش دچار یک جنون عاشقانه شده، تحمل شنیدن جواب منفی و دور شدن فرد مورد علاقه‌اش از خود را نداشته و همین باعث شده عقلانی عمل نکند و از روی عواطف و احساسات تصمیم‌ بگیرد.

اگر از طریق پزشکی‌قانونی مشخص شود که مرتکب دارای اختلال‌های روانی بوده و در زمان قتل جنون داشته، حکم قصاص منتفی می‌شود. براساس قانون برای رفع حالات خطرناک، متهم تا بهبود وضعیتش در بیمارستان‌های روانی بستری خواهد شد.

از سوی دیگر چون قصاص منتفی شده، عاقله متهم باید در حق خانواده مقتول دیه را بپرداز‌د. در صورتی که خانواده متهم پولی برای پرداخت دیه نداشته باشند، این پول از طریق بیت‌المال به خانواده مقتول پرداخت خواهد شد.

برای جلوگیری از وقوع این‌گونه قتل‌ها باید زن و مردی که قصد ازدواج دارند به مشاوران خانواده مراجعه کنند تا تحت نظر آنها و نیز مشورت با خانواده‌هایشان بتوانند یک تصمیم‌گیری منطقی داشته‌باشند.

معصومه ملکی - گروه حوادث روزنامه جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها