قطعنامه ای برای هیچ

شورای امنیت سازمان ملل با تصویب قطعنامه 1747 دایره تحریم ها و محدودیت ها در قطعنامه 1737 علیه ایران را گسترده تر کرد.
کد خبر: ۱۳۰۸۵۴

هر چند قطعنامه 1747 ادامه ای از قطعنامه های اخیر از جمله قطعنامه های 1696 و 1737 است و بر لزوم اجرای این قطعنامه ها و مفاد مندرج در پیمان NPT و پروتکل الحاقی از سوی ایران تاکید دارد و در قطعنامه جدید همچنین به گزارش 21 فوریه محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره قطعنامه های 1696 و 1737 اشاره شده است و به قطعنامه 1737 یک مهلت 60 روزه دیگر برای ارائه گزارش جدید البرادعی و اجرای قطعنامه اخیر از سوی ایران در نظر گرفته شده است ، اما نکته قابل تامل در این میان این است که این قطعنامه نیز به مانند قطعنامه های پیشین با اجماع 15 عضو شورا و بدون رای مخالف و ممتنع و حتی رای گیری به تصویب رسید.

در قطعنامه جدید که بر اساس بند 41 از فصل 7 منشور سازمان ملل تهیه شده تاکید شده است که ایران باید بدون تاخیر و درنگ بیشتر، اقداماتی را که از سوی شورای حکام آژانس بر آنها تاکید شده است ، اجرا کند که این موضوع شامل اعتمادسازی درباره ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران و تعلیق غنی سازی باشد. در ادامه نیز از همه کشورها خواسته شده تا جلوی انتقال تجهیزات یا فناوری هایی که در ارتباط با برنامه های هسته ای و موشکی ایران است را بگیرند البته این موضوع می تواند کلیه افراد حقیقی و حقوقی مرتبط با برنامه هسته ای ایران را شامل شود.
در واقع شاید بتوان گفت رویکرد کلی این قطعنامه بر این مبنا است که تلاشی می کند خود را صرفا از نظر رژیم های مربوط به عدم تولید، تکثیر و اشاعه سلاح های کشتار جمعی نگران نشان دهد. جالب است وقتی این نگرانی از سوی نماینده امریکا در اجلاس شورای امنیت مطرح شد، که ماه گذشته واشنگتن با احیای طرح جنجال برانگیز موسوم به پسر جنگ ستارگان در شرق اروپا، در عمل رژیمهای عدم اشاعه را برای همیشه به بایگانی تاریخ سپرد.

تناقض های حقوقی

با نگاهی به بندهای قطعنامه 1747 می توان به نکات ابهام آمیز و در عین حال سوال برانگیزی برخورد کرد که در نوع خود قابل توجه است. از جمله این که در بند یک از پاراگراف 2 قطعنامه 1747 مانند قطعنامه های 1696 و 1737 بار دیگر تاکید می کند که ایران باید بدون تاخیر بیشتر گامهایی را که شورای حکام آژانس آنها را الزامی کرده است بردارد این گامها برای اعتمادسازی درباره این که برنامه هسته ای ایران صرفا هدف صلح آمیز دارد یا نه ، معلوم نیست که این تاکید شورای امنیت بر اصرار در این مورد که ایران باید بدون تاخیر بیشتر گامهای الزامی در پاراگراف دوم قطعنامه 1737 را بردارد تا چه زمانی قابل تحقق است.
بسیاری بر این موضوع تاکید دارند که امروز اعتماد سازی با جامعه جهانی نیازمند هزینه ای بیشتر از سه سال پیش است و با ادامه این روند در افزایش حجم و میزان خواسته های فراقانونی شورای امنیت و آژانس سقف اعتمادسازی درنهایت باید در کجا به پایان برسد. همچنین در پاراگراف 2 از بند 2 قطعنامه 1737 و بند 9 قطعنامه مصوب 1747 با ابراز نگرانی از ادامه فعالیت های غنی سازی به روشنی بر این مساله تاکید شده است که الزام کشورها در ملحق شدن به کمک متقابل در انجام دادن تدابیر اتخاذ شده در شورای امنیت سازمان ملل متحد این شورا، از خطرات تکثیر هسته ای که برنامه هسته ای ایران باعث آن شده است ، نگران است و خواستار اقدام آنی در مواجهه با این موضوع و همچنین راستی آزمایی پیروی کامل ایران از الزامات قید شده شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی شده است.
این بند در حالی در قطعنامه گنجانده شده است که در گزارش فوریه سم راس معاون پادمانی آژانس که همزمان با گزارش البرادعی منتشر شد، به روشنی اعلام شده است طبق بازرسی های صورت گرفته از سوی آژانس ، تاسیسات هسته ای نطنز که در آن غنی سازی اورانیوم انجام می شود برای 54 هزار سانتریفیوژ تعبیه شده است و اکنون آبشار 3000 تایی آن فعال است ؛، اما به اعتقاد سم راس با داشتن چنین سانتریفیوژی در ایران برای ایجاد بمب اتمی که مهمترین نگرانی شورای امنیت است به حدود دو هفته زمان نیاز دارد. جالب است که راس در ادامه این پرسش را مطرح می کند که ایران به چند سال زمان نیاز دارد تا بتواند از توان تاسیسات نطنز بهره برداری کند؛ او در ادامه چنین پاسخ می دهد؛ دستکم 6 تا 8 سال دیگر.
از سوی دیگر این راستی آزمایی های تکراری از سوی شورای امنیت با نگاهی به گزارش 21 فوریه البرادعی نیز واضح است که در فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران به طور کامل نمود یافته است.
وقتی حتی خود البرادعی نیز با رد هرگونه ابهام آلود نامیدن رفتارهای هسته ای ایران در عمل به قطعنامه های شورای حکام و آژانس عنوان می کند که این راستی آزمایی ایران در عمل قابل اثبات است ، جای تعجب دارد که گنجاندن بندهای اضافی و تکراری با این ادبیات خاص دیپلماتیک برای قانع کردن چه مخاطبی بکار می رود. مگر نه این که طبق بند 3 از پاراگراف یک اساسنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی ، آژانس به عنوان تنها نهاد دارای صلاحیت قانونی توافقنامه ها و رژیم های پادمانی در زمینه منحرف نشدن مواد و فعالیت ها به سوی مقاصد غیر صلح آمیز براساس مقررات آژانس به رسمیت شناخته شده است.
اما اکنون ارجاع فعالیت های یک کشور عضو آژانس به شورای امنیت به عنوان یک نهاد فرادستی تر از آژانس نه تنها تحقیر و نادیده گرفتن آشکار این نهاد قانونی است بلکه در علم سلب صلاحیت از آژانس به عنوان مرجع رسیدگی به مسائل هسته ای است.

ایست به مسکو

امریکا بارها تلاش کرده است تا حمایت اعضای دائم شورای امنیت را برای اعمال تحریم های گسترده علیه ایران ایجاد کند که البته در این راه بارها ناکامی و شکست خود را درخصوص ناتوانی برای ایجاد یک جبهه واحد بین المللی به نظاره نشسته است.
اما ما شاهد بودیم در جریان صدور قطعنامه اخیر تلاش های کاخ سفید بیشتر بر روی اعضای غیر دائم نظیر پرو، پاناما و حتی قطر متمرکز بود در حقیقت امریکا خواست بدون حمایت چین و روسیه و با تکیه به رای اعضای غیر دائم شورای امنیت تحریم ها را وسعت بخشد.

سران کاخ کرملین نیک می دانستند که پرونده ایران ، بستر مناسبی است که مسکو بتواند دوباره وزن بالای سیاسی خود در نظام بین المللی را به رخ بکشد

در حقیقت واشنگتن در جریان تصویب این قطعنامه چین و روسیه را کنار گذاشت و خاویر سولانا و یورو را نیز از دور خارج کرد. رفتار مسکو بعنوان تنها حامی دیپلماتیک و سرمایه گذار تاسیسات هسته ای در برخورد با قطعنامه اخیر یادآور یک نکته تامل برانگیز است و آن این که زمان روی مانور حمایت و توازن روسها هر چند که خیلی وقت است به سر آمده است ، اما در این برهه ، عملا مهر تاییدی بر پایان رسیدن این حمایت بود.
مقامات روسیه همواره با استناد به بازرسی ها و گزارشات آژانس بین المللی انرژی اتمی از برنامه های ایران ، آن را صلح آمیز و بدون تهدید تلقی کرده اند، البته این موضوع در حالی بود که مسولان کاخ کرملین نظیر پوتین و لاوروف در موضع گیری های خود از برنامه صلح آمیز ایران حمایت کرده اند و اظهار نظرهای آنها نرم بوده است ، اما در مواقع حساس نظیر رای گیری های شورای حکام و شورای امینت ، ما شاهد مواضع منفعل و دور از انتظار روسها بوده ایم.
اما در جریان دور جدید تحرکات کاخ سفید که عملا از قطعنامه 1696 شروع شد روسها دیگر حتی بر مواضع اولیه خود نیز اصراری نداشتند و از همان ابتدای کار با واشنگتن هم آواز می شدند. شاید تجربه 3قطعنامه علیه فعالیت های هسته ای ایران در کمتر از یک سال یاد آور این مساله باشد که دیگر روسیه نباید جایی در دیپلماسی هسته ای ما به عنوان حامی دیپلماتیک داشته باشد. گفته های سعیدی معاون سازمان انرژی اتمی پس از بازگشت از مسکو در ماه گذشته گویای این واقعیت است.
حقیقت امر این است که سیاستمداران پراگماتیک (عملگرای) روسیه از پروسه پرونده هسته ای ایران برای ارتقاء جایگاه بین المللی مسکو استفاده کرده اند و به تعبیری این فقط اهرمی برای چانه زنی بوده است.
در این خصوص روسیه ، ایران را کشوری مهم در تنظیم روابط با غرب و جایگاه روسیه در نظام بین المللی می داند و درصدد تعامل با غرب و ایران جهت تامین منافع ملی خویش است. سیاست یک بام و دو هوای مسکو باعث شده است همواره با اتخاذ سیاستی مبهم اعلام کند که از هرگونه راه حل دیپلماتیک برای حل مساله هسته ای ایران حمایت خواهند کرد و به گونه ای به رفتار سیاسی خویش تداوم بخشیدند که بتوانند به صورت همزمان از ایران و غرب امتیاز بگیرند. سران کاخ کرمیلن نیک می دانستند که پرونده ایران بستر مناسبی است که مسکو بتواند دوباره وزن بالای سیاسی خود در نظام بین المللی را به رخ بکشد و اکنون این موضوع محقق شده است و از همین روست که دیگر ما اثری از آن همراهی پیشین مسکو را سراغ نداریم . به هر حال واضح است در این برهه ایران ، بدون یک متحد قابل اعتماد و اتکا در عرصه تحولات بین الملل است ، اما وزنه های دیگر ما نظیر منابع عظیم انرژی ، آنقدر اعتماد برای تهران ایجاد کرده که می شود بر روی چین حساب های باز کرد، اما در این میان تمایل نداشتن پکن به آشکار شدن نیت واقعی اش و نمود یافتن آن محافظه کاری همیشگی آنها، نشان دهنده سنگین بودن انتخاب و همراهی با ایران برای این کشور است.
به هر حال باید دانست که کنار زدن نگاههای آژانس و شورای امنیت بر سر پرونده هسته ای ایران به نظر نمی رسد که با تداوم رفتارهای اعتماد ساز به سرانجامی برسد و منوط به دلایل حقوقی باشد چرا که به قول پل اینگرام ، پژوهشگر ارشد شورای کمیسیون اطلاعاتی امنیتی بریتانیا و امریکا، سقف و خواسته اعتماد سازی مورد قبول غرب در مواجهه با برنامه هسته ای ایران تنها صرف نظر کردن از تمام داشته ها و دست آوردها است و تحقق این مساله نیز صرفا نیاز به مصالحه و یک معامله سیاسی دارد و البته این امری موضوعی است که برای تهران قابل توجیه نیست.
از این رو تنها می شود گفت ؛ مگر این که ایران به جایی برسد که دنیا را در مقابل کار انجام شده قرار دهد و این نقطه تعیین کننده است هم برای تهران و هم برای غرب.


ارسلان مرشدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها