این کتاب یک داستان عاشقانه و خانوادگی و تاحدودی جنایی است. رابرتز خواننده را به سفری در غرب مانتانا میبرد. مزرعه و تفرجگاه «بودین» که یک کسب و کار خانوادگی و مکانی ایدهآل برای عاشقان سوارکاری است، جایی که زوجهای جوان آن را برای گذراندن تعطیلات انتخاب میکنند. اداره تفرجگاه به عهده بودین لانگبو است. او به سختی تلاش میکند با کمک برادران و کارکنانش، همه کارها را به بهترین شکل پیش ببرد. اما در فاصله نه چندان دورتر، کسی هست که هیچوقت حق انتخاب نداشته است. دختر دیگری از خانواده بودین که در مسیر پر پیچ و خم خود هرگز زندگی را آنطور که دوست داشت تجربه نکرده و هیچ کس خبری از او ندارد. سالها پیش، آلیس دختر 18ساله سرکشی بود که به دنبال آزادی و ماجراجویی از خانه گریخت... همه چیز با پیدا شدن جسد نیمه منجمد یک زن جوان در زمینهای تفرجگاه تغییر میکند. کالن مورد سوءظن معاون کلانتر قرار میگیرد و... .