قنبری برای سالروز تولد جناب ابراهیم خان حاتمیکیا در پی آن بود که با یکی از سینماگرانی که در این چهار دهه تجربه همکاری با حاتمیکیا را دارند به گفتوگو بنشیند و کمی حجاب از چهره حاتمیکیا بردارد، اما جایتان خالی هر چه زد به در بسته خورد. جالب است که خود قنبری هم با خنده میگوید این به دربسته خوردنها خودش یک گزارش است.
راستش را بخواهید ایده جذابی هم میشد. فقط تصورش را بکنید که خبرنگار پرتلاش سینمایی ما برای تولید آنچه که در ادامه در صفحه 11 خواهید خواند با بیش از ده نفر از سینماگران اعم از بازیگر و نویسنده و آهنگساز و تصویربردار تماس بگیرد. خلاصه که روزی داشتیم در نوع خودش بینظیر! بعید میدانیم که خانواده و سر و همسر خود ابراهیمخان هم برای سالروز تولد استاد اینقدر به زحمت افتاده باشند که قنبری دیروز افتاد. اجمالا اما به قنبری و حاتمیکیا تبریک میگوییم و شما را دعوت به خواندن دیدگاههای تهیهکننده فیلم «به وقت شام» میکنیم که تا این لحظه جدیدترین و آخرین تولید سینمایی حاتمیکیا محسوب میشود. در این روزها که آقای کارگردان درگیر پیشتولید فیلم جدیدش است، خواندن از بعضی روحیات کاری و شخصی حاتمیکیا خالی از لطف نیست.
و اما زینب مرتضاییفرد خبرنگار اینترنشنال صفحات فرهنگی جامجم که گزارشهای فرهنگی دیپلماسیطورش را پیش از این با موضوع افغانستان دیده بودید این مرتبه سری زده به کشور همسایه غربیمان تا ببینید صنایع فرهنگی و بعضا غیرفرهنگی ایرانی چه سهمی در بازار عراقیها دارند. مرتضاییفرد که اتفاقا یکی از اقوامشان هم اهل عراق است و از کربلاییهای ساکن ایران، حسابی برای این گزارش وقت و انرژی گذاشته و یک صفحه و محتوای بینقص را تقدیم شما کند. این شما و این گزارش مرتضاییفرد که برای بستن صفحه 12 سلیقه زیادی هم به خرج داده و در آینده هم سراغ دیگر کشورهای منطقه خواهد رفت.
در صفحه 10 امروز هم سراغی گرفتهایم از یک مستند درباره مردی که برای خیلی از ماها آشناست. صحبت از بهروز بقایی است که خیلی از آدمهای نسل ما از او خاطره و نوستالوژی دارند. بقایی این روزها وضعیت جسمی مناسبی ندارد. با همه اینها مستندی درباره او ساخته شده. مستندی که میخواهد از مردی بگوید که همیشه برای خانواددههای ایرانی دست پری داشت. روایت اصحاب فرهنگی جامجم را از این مستند در صفحه 10 بخوانید.