اگر گلستان سعدی را خوانده باشی بهتر میفهمی که انتخاب با خودت است. میتوانی به بالشت لولهای خلیجی لم بدهی و دشداشهات زیر نوازش کولر گازی باد بخورد. بدهی یک پیمانکار خارجی نفتت را بیرون بکشد و با پولش برایت صنعت بخرد. یا دکمه لباس کار سر همی را سفت کنی و به مصاف آتش بروی. زیر دمایی که آهن تاب ماندن ندارد عرق پیشانیات با آهن مذاب یکی شود و شکل بگیرد و صنعت را بسازی. انتخاب با توست. مثل دو برادر حکایت سعدی که یکیشان به آن یکی گفت: به دست آهن تفته کردن خمیر/ به از دست بر سینه پیش امیر