همچون در یک آینه

ششمین دوره لیگ برتر ، گامهای اولیه را برمی داشت که مساله تعلیق فوتبال ایران مطرح و از زوایای مختلف بررسی شد.
کد خبر: ۱۲۲۸۵۷

طیفهای گوناگونی در جامعه فوتبال به تحلیل این موضوع پرداختند که بیشتر آمیخته با نظرات و منافع شخصی و جناحی آنها بود و این مساله لیگ را که از ارکان اصلی فوتبال ملی است ، تحت الشعاع خود قرار داد ، در حالی که مشتاقان فوتبال مسابقات را تعقیب می کردند ، موضوع تعلیق جو فوتبال کشور را به تشنج و نگرانی کشیده بود. در کنار این رخداد ، توقف های گاه و بیگاه لیگ از جنس موجه یا غیرموجه ، باشگاه های ایران را به چالش کشاند. تغییرات پی در پی در تاریخ مسابقاتی که پیش از زمان برگزاری آن اعلام شده بود ، عضویت بازیکنان در تیمهای ملی بزرگسالان و امید و کشمکش میان فدراسیون و باشگاه ها که بدرستی به بازیکنان خود نیاز داشتند و آن را در اختیار تیم ملی قرار نمی دادند و عملکرد چندگانه سازمان لیگ درباره تیمهایی که در محدوده یاد شده قرار داشتند بر معضلات می افزود.

اکنون که پایان نیم فصل و شروع تعطیلات زمستانی تیمهاست. با نگاهی به جدول مسابقات 3 تیم تهرانی را در صدر جدول و در سکوهای اول تا سوم مشاهده می کنیم و از ردیف چهارم تا هفتم جدول اختصاص به تیمهای شهرستانی دارد و 4 نماینده دیگر تهران به جز پیکان در نیمه پایینی جدول قرار دارند و در این میان وضعیت پاس بسیار دشوار می نماید ، این تیم با 7 شکست و کسب تنها 16 امتیاز در مکان دوازدهم جدول قرار دارد به طور کلی تحلیل نیم فصل را از تیمهای تهرانی شروع کردیم که بیشترین نماینده را در لیگ دارد ، از جمع 16تیم 7 تیم از پایتخت هستند که آنها را ارزیابی می کنیم.
پیکان نماینده دیگر تهران از وضعیت متعادلی برخوردار است ، حتی می توان گفت که خیلی بهتر از توانایی خود و ذهنیتی که نسبت به این تیم وجود داشت نتیجه گرفته است. آنها با 7 برد و 7 باخت و تنها با یک تساوی در جایگاه هشتم هستند ، این آمار دقیق به این بالانس و تعادل اشاره می کند. پاس و صباباتری همسایه یکدیگرند و در مکانهای 12 و 13 جدول. هر 2 باشگاه وجوه مشترکی هم دارند. هر 2 تیم مربیان خود را که از اتفاق روزگار برندگان 2 جام از 5 جام قهرمانی هستند ، تعویض کرده و 2مربی ایرانی دیگر را جایگزین آن کردند که تا به حال به هیچ نتیجه مثبتی دست نیافته اند بویژه در پاس که کادر جدید از 4 مسابقه 3 شکست و یک تساوی داشته است و تنها یک امتیاز دریافت کرده اند ، در اینجاست که به طور دقیق نظریه پردازان و ایدئولوگ های فیفا قدرت تیم بیرونی را به درستی رمز موفقیت تیمی که به میدان می رود و از سوی تماشاچیان دیده می شود می دانند. تعویض و انتخاب مربی جدید ، بستگی به شرایط تیم دارد. «تایمینگ» و زمان تغییر مربی ، افکار و اندیشه های مربی در راه از عناصر اصلی تصمیم گیری در این خصوص است. در سراسر دنیا تعویض مربیان به مفهوم ضعف آنان نیست چه کسی می تواند لوگزامبورگو ، هیتسفلد ، اریکسون ، هکتور کوپر ، دل بوسکه ، سربابی رابسون و دهها مربی دیگری را که سمتهای خود را از دست داده اند ضعیف و ناتوان بداند؛
تعویض مربی به مفهوم این است که اندیشه و تفکر موجود پاسخگوی نیازهای تیم نیست و تفکر نوینی باید جایگزین آن شود و حالا شما بهتر می توانید تعویض مربی در پاس را قضاوت کنید و آخرین تیم تهرانی یعنی راه آهن یک تیم ریشه دار قدیمی که بازیکنان بزرگی را به کشور عرضه داشته ، اینک به جای صادر کردن بازیکن به یک واردکننده تبدیل شده است ، قابل تاسف است که باشگاهی مولد به یک تیم مصرف کننده بدل گردیده است.

نارنجی ، پررنگ تر از سرخ و آبی


در مکان نخست ، تیم سایپا قرار دارد که به مقام قهرمانی ؛ اما غیررسمی نیم فصل باشگاه های ایران دست یافته است. اگر بخواهیم عوامل این موفقیت را بررسی کنیم بدون تردید ابتدا باید نقش تیم بیرونی سایپا را در نظر بگیریم که به عنوان تیم ماموریت لجستیکی خود را بخوبی انجام داده است و پس از آن نقش علی دایی به عنوان مربی و بازیکن قابل انکار نیست.
سایپا تیمی بدون حاشیه است که درباره آن حرف و حدیثی وجود ندارد و از سویی دیگر نیروهای فشاری هم در کار نیست که این تیم را تحت تاثیر قرار دهد. این فشارها می تواند از سوی تماشاگران و رسانه ها باشد که در حال حاضر روی 2 تیم پرطرفدار تهرانی یعنی پیروزی و استقلال متمرکز شده است ؛ اما دوقلوهای تهرانی که از همه مواهب بهره مند هستند بویژه پرسپولیس دور از اندازه های لازم قرار دارند ، مرفاوی با استقلال و با توجه به تجربه کم او ، خوب نتیجه گرفته است و می توان به او نمره قبولی داد ، استقلال در فاصله 4 امتیازی صدرنشین است که قابل جبران است ؛ اما پیروزی با 25امتیاز در جایگاه سوم قرار دارد که در این مکان با استقلال اهواز شریک است.
تغییرات پی در پی روی نیمکت ، نداشتن نیمکت غنی از بازیکن که دست مربی را باز بگذارد ، تراکم بازیکن در منطقه چپ و تهی از بازیکن در سمت راست کار را به جایی رسانده است که یکی از چپ پاهای پرتعداد این تیم ، مانند پژمان نوری را به یک پست کلیدی و غیرتخصصی یعنی مدافع آخر برده است. شما دقیقا به تعداد بازیکنان چپ پای این تیم توجه کنید و انبوه چپ پاها را خواهید دید: نیکبخت واحدی ، الونگ الونگ ، ساها ، پژمان نوری و معدنچی

ابقای راه آهن در لیگ برتر به سود فوتبال ملی است که در این راه مسوولان محترم این باشگاه باید راهی را بروند که سالها پیش مرحوم مددنوعی ، امیر ابوطالب و اردشیر لارودی رفتند و در یکی از نقاط پرجمعیت تهران بازیکن سازی کردند آن هم با دست خالی و همتی والا.
از تهران که بگذریم به 2 تیم جنوبی استقلال اهواز و فولاد می رسیم که نمایندگان استان خوزستان هستند ، خوزستانی که منبع تمام نشدنی استعدادهاست ، متاسفانه قهرمان چهارمین دوره لیگ در قعر جدول قرار دارد و این از نوع نگرش مدیران این صنعت عظیم سرچشمه می گیرد که به محدودیت ها اعتقاد دارند وگرنه آقای رضاییان که توانایی اش را سالهاست ثابت کرده است ؛ اما استقلال اهواز فعلا سنگینی نام خوزستان را به تنهایی به دوش می کشد ، جایگاه چهارمی این تیم می تواند نگاه ما را به این تیم از بخش خصوصی خوشبین کند ، اگر از جنوب مستقیم به شمال برویم تیم ملوان که همه عزت فوتبال گیلان را طی سالیان طولانی پاس داشته است در شرایط بسیار بدی قرار دارد ، 14 امتیاز و مکان چهاردهم جدول.
بندرانزلی همواره چشمه جوشانی از بازیکنان مستعد بوده است و همه ساله با زحمات مربیان این تیم بازیکنان بسیاری ساخته می شوند و چون توان اقتصادی برای حفظ آنان ندارند این بازیکنان به تاراج می روند و سالهاست که مشکلات مالی حریف اول این تیم بوده است ، تیمی که از حمایت معنوی مردم انزلی برخوردار است.
در مرکز ایران 2 تیم اصفهانی سپاهان و ذوب آهن به ترتیب در مکانهای پنجم و نهم قرار دارند و هیچکدام چهره یک مدعی را ندارند ، تکیه آنها هم از نظر مالی به صنایع بزرگ کشور است. آنها باید حمایت شوند بویژه سپاهان که نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیاست ؛ اما نادر دست نشان ، جور همسایه کویری خود یزد را کشید و نگذاشت کویر به آن عظمت و ستاره هایی که شب کویر را بی بدیل ساخته اند بدون نماینده بماند. او تیم را به لیگ برتر رساند و هم اکنون در نیمه بالای جدول قرار دارد ، اضافه شدن مربیان جوان به چرخه لیگ یعنی ، جسارت ، طراوت و حرکت به جلو. امیدوارم دست نشان ماموریت خود را به خوبی به پایان برساند که برای خود او ؛ بلکه برای فوتبال ایران مفید خواهد بود ما باید به لیگ خودمان نگاه کنیم ودر پایان فصل ببینیم چند بازیکن ، چند داور ، چند مربی برای فوتبال کشورمان تولید کرده است لیگ را باید گسترده تر ببینیم ؛ اما در خراسان رضوی روزگار ابومسلم هم بد نیست ، این تیم همسایه مس کرمان است و می تواند نقش داوری را داشته باشد که قهرمان را تعیین می کند و سرانجام شیراز با 2 تیم فجر و برق که علاوه بر همشهری بودن ، هسمایه هم هستند که در مکانهای دهم و یازدهم قرار دارند.
جای زیاد بدی نیست ، فجر را یک عاشق هدایت می کند و برق را یک مربی آکادمیکال آنها در طول 5 دوره مسابقات و همچنین نیم فصل کنونی هرگز به صف مدعیان راه نیافتند ، آنها به تیمهای بالاتر و پایین تر از خود آزاری نمی رسانند ؛ اما گهگاه کاری می کنند کارستان.
کوشیدم نگاهی گذرا به هر 16 تیم لیگ برتر بیندازم و هر کدام از آنها را جداگانه تحلیل کنم ؛البته بعضی تیمها بیشتر و بعضی دیگر کمتر. اگر تیم ملی را فرزند مسابقات باشگاهی بدانیم آن گاه به اهمیت نظم ، برنامه ، توانایی فنی ، سعه صدر بیشتر پی می بریم.
لیگ ششم نیم فصل دوم خود را از هفته اول بهمن شروع می کند و امیدوارم به عظمت بهمن هم باشد ، پازل تیم ملی از تکه های ، رسانه ها ، تماشاگران ، مربیان ، بازیکنان و داوران و مهمتر از همه فدراسیون فوتبال درست می شود ، همه ما موظفیم در این تصویرسازی مشارکت داشته باشیم و چهره این لیگ را مخدوش نسازیم.

امیر حاج رضایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها