بارها شده که در سریالها یک کارمند را در حالی میبینیم که در یک خانه شیک و مدرن زندگی میکند. آخر چطور میشود یک کارمند معمولی بتواند در یک خانه اشرافی زندگی کند؟ یک کارمند معمولی خیلی که هنر کند بتواند در یک آپارتمان 50متری گذران زندگی کند مگر اینکه پدری پولدار داشته یا برنده جایزه میلیاردی شده باشد.
بخشی از وظیفه ناظران کیفی هم همین است یعنی باید علاوهبر بررسی ممیزیهای مختلف درباره تناقضات فیلمنامهها، به سازندگان نیز مشاوره دهند. منطق حکم میکند در سریالهای رئالیستی با زبان مردم درباره مردم حرف بزنند و طوری حرف بزنند که تناقضبرانگیز نباشد.
اینکه میگویند به جایی رسیدهایم که هر چیزی از هر کسی برمیآید نافی مسؤولیت تولیدکنندگان در حذف تناقضها از داستان و شخصیتپردازی نیست. در اوج تناقضات مختلف هم باز باید منطقی نسبی در داستان و روابط آدمها برقرار باشد.
همیشه که برای جلب مخاطب نباید کارهای خارقالعاده کرد. همینکه سعی کنیم تناقضات را بیشتر رفع کرده و بیشتر و بیشتر منطق را به داستان وارد کنیم بیشتر و بیشتر میتوانیم مخاطبان را جلب کنیم.
جلب مخاطب صدها راه و روش دارد و با دهها گونه میتوان تولید انجام داد ولی تقریبا در تمامی این روشها و گونهها باید مخاطب را باهوشتر از خود پنداشت و کاری نکرد مخاطب تناقضات را برجسته ببیند.
اتابک نادری
بازیگر