علم برای مردم

زوایای ناگشوده علم

یکی از سوالات مهم مرتبط با ترویج علم این است که مروج علم دقیقا باید به شرح و تفصیل کدام جنبه از کار علمی بپردازد؟ آیا ارائه دستاوردها و اطلاعات علمی کفایت می‌کند یا فرضا ترویج بینش انتقادی برآمده از علم آخرین مرز ترویج علم است؟ ممکن است مروجان علم سال‌ها در این حوزه‌ها کوشیده باشند و از شیوه‌های مختلف، مستقیم و غیرمستقیم مردم را به علم علاقه‌مند کرده باشند، اما همچنان تصویری دقیق از کار علمی برای مردم ترسیم نشده باشد. برخی از این زاویه‌های مغفول تنها در فضای گفت‌وگوی مستقیم معلوم می‌شود؛ یعنی میان سوال و جواب‌هایی که مردم با مروجان علم رد و بدل می‌کنند.
کد خبر: ۱۲۱۵۷۷۷

چندی پیش دو نفر از دوستان علاقه‌مند به حوزه دیرینه‌شناسی و سنگواره‌ها از نگارنده پرسیدند آیا علم دیرینه‌شناسی ماهیت تجربی دارد؟ سوالی که پرسیده شد دقیقا این بود: «آیا در دیرینه‌شناسی از روش علمی استفاده می‌شود؟ منظور مقاصدی مثل تعیین سنگواره و از این نوع نیست؛ بلکه بررسی توالی سنگواره‌ها و تغییراتی که در آنها رخ داده صرفا با مشاهده و مطالعه انجام می‌شود یا روش علمی (فرضیه‌سازی و ابطال) هم دخیل است؟»
پاسخ من این بود: «توالی سنگواره‌ها موضوع چندان محکمی برای بررسی نیست، بلکه رابطه میان گونه‌ها (زنده و سنگواره) است که مورد بررسی قرار می‌گیرد و درباره آن فرضیه‌سازی می‌شود؛ فرضیه‌هایی درباره شکل شجره‌نامه تکاملی نمونه‌های مورد بحث که به اصطلاح فرضیه‌های فیلوژنتیک نامیده می‌شوند و همین فرضیه‌ها مدام با انجام مشاهدات و تحلیل‌های جدید، در معرض ابطال یا تأیید آزمون‌های فیصله‌بخش قرارمی‌گیرند».
با این سوال و جواب متوجه شدم یکی از مهم‌ترین جنبه‌های دانش دیرینه‌شناسی، یعنی آنجا که روش «حدس و ابطال» وارد می‌شود، میان حلقه‌های روایت علمی ناپدیده شده است. ما همیشه از سنگواره‌هایی که پیدا شده صحبت کردیم و بعد به نتایج این کشف پرداختیم و سرانجام از جابجایی مرزهای دانش صحبت کردیم. اما فرضیه‌سازی و ابطال‌پذیری این حدس‌ها در کجای این فرآیند واقع می‌شود؟ این حلقه مفقوده‌ای است که من و همکارانم کمتر درباره آن صحبت کرده‌ایم؛ چون تصور می‌کردیم ساده‌سازی یعنی حذف این بخش از مراحل اکتشاف علمی. شاید به همین دلیل باشد که در بسیاری از صفحات مجازی مرتبط با زیست‌شناسی تکاملی و دیرینه‌شناسی که نویسنده‌ای متخصص ندارد، تصویری غیرواقعی از زیست‌شناسی تکاملی ارائه می‌شود. مثلا اغلب نوشته‌های این صفحات مجازی طوری به دستاوردهای اخیر علمی می‌پردازند که گویی هنوز هم پژوهشگران درگیر نبردی ایدئولوژیک برای اثبات نظریه تکامل هستند.
برای نمونه مقاله‌ای که مرتبط با تکامل ژنوم انسان و مقایسه آن با ژنوم شمپانزه بود، در یکی از این صفحات، طوری منعکس‌شده که گویی هدف نویسندگان مقاله راستی‌آزمایی تکامل انسان بوده‌است؛ درحالی‌که این موضوع پیش‌فرض نویسندگان مقاله بوده‌است و هدف از انجام پژوهش و دستاوردهای آن دقیق‌ترکردن تصویرکنونی از ماهیت و مسیر تغییرات ژنوم انسان بوده است. در عمل، انحراف‌های کوچک و بزرگ دیگری هم در این شیوه روایی رخ می‌دهد و تبدیل ترویج علم به عرصه هماوردطلبی ایدئولوژیک، کوچک‌ترین کلمه‌ای است که از نادیده‌گرفتن روش علمی پدید می‌آید.

عرفان خسروی

زیست‌شناس و مروج علم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها