حسین علیزاده، هم سنت موسیقی را خوب میآموزد و هم میداند چگونه سنتهای موسیقایی را در دل نوآوریهای منحصر بهفردش یک گام به جلو هدایت کند. او میشود آهنگساز و نوازندهای که علاوه بر نوشتن چند کتاب آموزشی و سرپرستی گروههای عارف، شیدا و... موسیقیهای بینظیری هم برای فیلمهای سینمایی کشورمان میآفریند.
در کنار موفقیتهای داخلی و خارجی متعددش، خلقیات خاص خودش را هم دارد. بهراحتی به جایزه «شوالیه» فرانسویها نه میگوید و دست رد به سینهشان میزند، اما وقتی در یک برنامه در شهر شیراز به او عنوان شهروند افتخاری این شهر را اعطا میکنند، با اشتیاق میپذیرد و آن را از شوالیه ارزشمندتر میداند. او موسیقی را زندگی میکند. از هر آنچه موسیقی را تحتتاثیر قرار دهد یک قدم فاصله میگیرد. آلوده سیاست و موقعیتهای فریبندهای که میتواند در مسیر هر هنرمند شناخته شدهای قرار بگیرد، نمیشود. با هنر آغاز کرده، با هنر میماند و هنرمندانه ادامه میدهد. او سختترین کارها را انجام میدهد تا تسلیم سادهترهایی که میتوانند از هنر دورش کنند، نشود. حالا فکرش را بکنید چقدر حسین علیزاده بودن دشوار است.
در میان آلبومهای موسیقی و اجراهای صحنهای علیزاده که اغلب کارهایی درخشان و قابل تامل محسوب میشوند، «نی نوا» جایگاه دیگری دارد. اثری ارزشمند و قوی که مخاطبان موسیقی از عوام گرفته تا خواص و افرادی با سلیقههای مختلف دوستش دارند و در حافظه ایرانیان جایگاه خاص خود را دارد. اثری که البته به گفته سید عباس سجادی مدیر عامل بنیاد آفرینشهای هنری نیاوران، اشتیاق مخاطبان را نه تنها در ایران که در آن سوی مرزها نیز برانگیخته و بهعنوان یکی از به یادماندنی ترین آثار موسیقایی ملی ایران دارای شهرتی جهانی است.
«پارتیتور دستنویس نینوا» یعنی همین اثر ایرانی و جهانی علیزاده عصر روز جمعه در فرهنگسرای نیاوران رونمایی شد، جمعی از استادان برجسته موسیقی دور هم جمع شدند، از علیزاده، آثارش و ارزشمندی «نینوا» حرف زدند و پارتیتور دستنویس این اثر را هم رونمایی کردند. علی بوستان، مدیر اجرایی موسسه «تار و پود» که این اثر را منتشر کرده هم در این آیین مورد تحسین حاضران قرار گرفت و از او خواستند در موسسه رویه انتشار چنین آثاری را ادامه دهند.
فارغ از اینکه در این آیین رونمایی چه گذشت و حاضران چه گفتند، میرویم سراغ اینکه «نی نوا» از کجا آغاز شده، ایدهاش چگونه در ذهن علیزاده شکل گرفته و چطور تبدیل شده به یکی از ماندگارترین نواهای موسیقی ایران.
هر چند به نظرات بزرگان موسیقی درباره انتشار پارتیتورهای این اثر، موسیقی و همچنین خالقش میپردازیم، اما مفصلش را میتوانید در خبرگزاریها و سایتها بخوانید و ببینید در این آیین چه گذشته است.
1. ماجرای «نی نوا»
برویم سراغ ماجرای «نی نوا»؛ آلبومی که مهر ۶۲ توسط موسسه فرهنگی - هنری ماهور روانه بازار موسیقی شد. خیلی زود محبوبیت عمومی پیدا کرد و حتی موجب شد علیزاده در سطح بینالمللی هم بتواند خود را بیشتر بشناساند. در این آلبوم، نی، نقش یک راوی را دارد و مصرع نخست از نینامه مولوی، یکی از مواردی بوده که علیزاده از آن ایده گرفتهاست. تکنوازی نی در این آلبوم توسط جمشید عندلیبی انجام شدهاست.«نینوا» دومین اثری بود که علیزاده برای ارکستر ساخت و به دلیل علاقهاش به دستگاه نوا، از این دستگاه برای نوشتن این قطعه استفاده کرد. هر چند نی نوا را خیلیها قطعهای کاملا مذهبی میدانند اما علیزاده خودش میگوید نوعی خاطرهنویسی موسیقایی از سالهای آغازین دهه 60 است که در آن آیینهای مذهبی هم الهامبخش بوده است.
«نینوا» زمانی پخش شد که پیش از آن هنرمندان مختلف عمدتاً از آواز به عنوان عنصر اصلی در موسیقی خود استفاده میکردند و از اینرو که یک آلبوم ایرانی تنها با تکیه بر سازهای گوناگون بتواند به محبوبیت فراگیر در جامعه برسد، در نوع خود بااهمیت جلوه میکرد. استفاده از ریتم، سازآرایی گوناگون و فرم چندصدایی که مورد آخر در آن زمان در بین آثار ایرانی تازگی داشت، از عواملی هستند که منتقدان در موفقیت اثر از آن نام میبرند.
2. علیزاده از «نینوا» میگوید
بنا به گفته علیزاده، نوشتن نینوا حدود دو سال و ایده ساختنش حدود چهار تا پنج ماه زمان برده است. نتیجه و فکرهای اولیه نینوا برای او در ۲۳، ۲۴ سالگی شکل گرفته و او این ایده را در تکنوازیها واجراهایش به شکلهای گوناگون اجرا میکرد.
او در یکی از مصاحبههایش میگوید، زمانی که این قطعه را میساخته، به دلیل جنگی که در آن دوره بین ایران و عراق وجود داشت و مبهم بودن نتیجه جنگ، همراه با نوشتن نتها اشک میریخته: «من همیشه نتایج این جنگ را میدیدم و همه چیز را درهالهای میدیدم که مثلاً نتیجه جنگ چیست؟» او بر این باور است که در آن دوره، خیلیها مسائل هیجانبرانگیز جنگ را دیدند، اما او جنایت دشمن را میدید و «نینوا» را مربوط به حس و حال آن زمان میداند.
علیزاده همچنین میگوید: «نی نوا» تجربه جالبی بود، برای اینکه آن را از خواص و عوام، همه دوست داشتند. من یک عمر کار کرده و به ردیف مسلط بودم. میدانستم کجاها و به چه شکلی از ارکستر استفاده شود و کجا نِی بیاید که شنونده احساس نکند در کنار ملودیهای ایرانی، ارکستر یک شکل اضافی دارد. ملودیها طوری است که برای گوش ایرانی خیلی آشنا و نوازشگر است. ضمن این که آثاری که به وجود میآیند، به شرایط آن دوره و سنخیت با آن شرایط بستگی دارند. به نظرم، «نینوا» بازگوکننده شرایط خودش هست و برای مردم یادگار دورانی است که تلخی و شیرینی زندگیشان را در آن میبینند. شاید هم تلخیاش بیشتر باشد. البته من غمی که در نینوا هست را دوست دارم. یعنی این حسی بود که من خودم داشتم و فکر میکنم آن موقع به شکلی همزبان و همدل شدن با مردم بود. مردم این را خیلی خوب جذب کردند.
3. آهنگساز و نوازنده جوان
علیزاده زمان انتشار آلبوم 32 سال دارد و جمشید عندلیبی نوازنده جوان نی 26 سال، اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، کاری میکنند کارستان. عندلیبی برحسب علاقهاش برای همکاری در کار جدید با محوریت نی، پیشنهاد همکاری نواختن نی در نینوا را به علیزاده میدهد و در این کار از نی هفتبند که ریشه در اصفهان و مرکز ایران دارد، استفاده میکند.
علیزاده درباره استفاده از نی در این آلبوم میگوید: شاید انگیزه من آن زمان این بود که ساز نی را به نوعی به صحنه بیاورم. چون ساز نی نسبت به سازهای دیگر در آن زمان خیلی مهجور بود، با اینکه نی ساز مهمی در موسیقی ایرانی است، ولی تنها در تکنوازی از آن استفاده میشد و انگیزه من ترکیب این ساز با سازهای دیگر بود.
از طرف دیگر عندلیبی در تازه ترین گفتوگویش با عباس سجادی که در فضای مجازی منتشر شد، میگوید: علیزاده آهنگساز هوشمندی است، اجازه میدهد نوازنده هم نظر بدهد و نظرش را اعمال میکند، برای همین ممکن است از برخی بخشها چند برداشت مختلف ضبط شده و آنها را بعدا بررسی میکند، نتیجه کار هم میشود اینکه هنوز از کشورهای خارجی مرا دعوت میکنند و میپرسند چطور برای این قطعه نواختهام که این همه ماندگار شده است.
4. مسابقات هنری!
علیزاده در آیین رونمایی از «پارتیتور دست نویس نینوا» هم حرفهای جالبی میزند. او میگوید: متاسفانه ما درگیر روزمرگی هستیم و به عنوان هنرمند درباره پرواز خیالمان با هم صحبت نمیکنیم. او میافزاید: در هنر مسابقه معنی ندارد و با مسابقه راه برای ابراز عشق از میان میرود. ما هنگام پرداختن به هنر و خلق اثر هنری گوهری را به هم امانت میدهیم. کاش به جای صحبت از کمبودها درباره ذهن و قلبمان صحبت کنیم و دریابیم که چه شد که این قطعه
ساخته شد.
میبینید که... هنوز هم امیدوار است، هم به مسیری که رفته و میرود و هم به فرداهایی که هر چند حالا در دل مسابقات پولسازی خوانندگان و شرکتهای موسیقی تیره و تار به نظر میرسند. هنر که جای مسابقه نیست، «نی نوا» که محصول یک مسابقه نیست، محصول عشق است و صحنه هم هیچ وقت از عشق خالی نمیشود.
زینب مرتضاییفرد
ادبیات و هنر