رمان «دکتر ژیواگو» اثر بوریس پاسترناک یکی از همین آثار است که توانسته نوبل ادبیات بگیرد و برای خوانندهای که به یک جایزه ادبی اعتماد میکند مورد خوبی است تا سراغ آن برود و یک رمان 840صفحهای را بخواند، ولی در پایان نهتنها انتظارش برآورده نمیشود، بلکه خواننده خود را بابت فرصت 840 صفحهای که پای این کتاب گذاشته، ملامت میکند.
کمال مطلوبی که به ابتذال گرایید!
پاسترناک این رمان را در نقد حکومت دیکتاتوری استالین نوشته و در بدو کار در روسیه اجازه انتشار پیدا نکرد. اثری که تا توانسته از انقلاب بلشویکی بدگویی کرده و تا حدودی هم از یهودیها تعریف و تمجید کرده و در مظلومیت آنها داد سخن سرداده است و این دو عامل مهمی است تا به کتابی در این سطح توجه شود و به نویسندهاش نوبل ادبیات داده شود. حالا اگر همین کتاب را یک نویسنده ایرانی نوشته بود آن را با برچسب شعاری بودن طرد میکردیم ولی خب حالا که پاسترناک ایرانی نیست!
اثری کشدار و طولانی که تمام حرفش این است، انقلابها زمینه هرج و مرج را فراهم میکنند. این در حالی است که راوی کتاب در حکم دانای کل پیش از وقوع انقلاب بلشویکی پیشبینی میکند که با پیروزی انقلابیون و بر صدر نشستن آنها، کشور عرصه تاخت و تاز و خونریزی آنها میشود و ظلم و تبعیض رشد میکند. شاید اگر این کتاب مانند دیگر آثاری که در دوران حاکمیت سرخها تولید و منتشر شدند علیه وضع موجود نبود هیچگاه به صورت گسترده مورد توجه قرار نمیگرفت و برصدر نمینشست.
پاسترناک در این کتاب حین روایت شرح زندگی دکتر ژیواگو حرفهایی که میخواسته را زده و در دل داستان زندگی وی تا توانسته بیانیه داده و علیه انقلابیون نوشته است.
«آنچه را که کمال مطلوب تصور میکنند، خشن و ناهنجار میگردد و به ابتذال میگراید.» این جملات در آخرین سطرهای این رمان مشهور نقش بسته و تصویری تمامنما از کتاب قریب به 900صفحهای پاسترناک است. تبلیغات و سر و صدایی که حول این کتاب همواره وجود دارد سبب میشود تصور کنیم با یک اثر در کمال مطلوب روبهرو هستیم، ولی وقتی با آن مواجه میشویم به عمق سخیف بودن آن پی میبریم.
فیلمش را نبینید!
در ادامه باید تاکید کرد اقتباسی سینمایی از این رمان اندکی پس از انتشار تولید میشود که توصیه میکنم سراغ فیلم هم نروید؛ اقتباسی مغشوش و بیسر و ته از رمان و مخاطبی که کتاب را خوانده باشد متوجه نمیشود چطور از روی آن اقتباس شده و این فیلم محصول نهایی آن اقتباس است؟ به عبارتی اگر خیلی کنجکاو هستید دکتر ژیواگو را تجربه کنید توصیه میکنم رمان را بخوانید بهجای اینکه فیلم سینمایی آن را تماشا کنید. فیلمی که تنها بخشهای عاشقانه زندگی ژیواگو را نشان میدهد و خیلی گذرا به آرا و اندیشههای روشنفکرانه او علیه انقلاب میپردازد. فیلمی که دیوید لین آن را کارگردانی کرده و بازیگران مشهوری در آن ایفای نقش کردهاند.
مطالعه تکمیلی
برای اینکه به نقش غرب در برجسته شدن این کتاب پیببرید توصیه میکنم کتاب «ادبیات علیه استبداد» که قالب مستندنگاری دارد را بخوانید تا ببینید نقش سیا (CIA)در مطرح شدن این کتاب و حمایتهای مالی و رسانهای از آن تا کجا بوده است. کتابی که نشان میدهد در دوران جنگ سرد میان شوروی و آمریکا، دستگاههای اطلاعاتی آمریکا بیکار ننشسته بودند و علیه سیاستهای شوروی برنامهریزی میکردند.
ترجمه اصغر خبرهزاده، مناسبتترین ترجمه موجود از این کتاب است که در دسترس است، ولی در خبرها از ترجمه سروش حبیبی نیز مطالبی دیده میشود که سالهاست خبری از آن نیست.
یونس فردوس
روزنامهنگار