واقعیت را اگر بخواهیم چیزی غیر از این نیست. ما به عنوان شیعیان و دوستداران علی بن ابیطالب، نهجالبلاغه ایشان را که گردآوری مرحوم سیدرضی است و بخشی از سخنان ایشان است - که از نظر سیدرضی در بلاغت برجسته بودهاند - چقدر خواندهایم؟ کتابی که بزرگان تاریخ درباره آن حرف زدهاند و مترجمان برجسته آن را به فارسی یا زبانهای دیگر برگرداندهاند.
علاوه بر این چقدر نهجالبلاغه به ما معرفی شده است و چقدر در معرفی این کتاب کوشش کردهایم؟ مگر این نیست که جورج جرداق مسیحی میگوید که شبها نهجابلاغه را زیر سر میگذارم و میخوابم ، او که از سنین پایین روی این کتاب کار کرده بود و کتاب «الامام علی صوت العداله الانسانیه» را بر اساس این کتاب بزرگ در پنج جلد نوشت. کتابی که یک مسیحی در اثر انس با آن اینطور به شخصیت صاحب آن ارادت پیدا کرده و مهمترین کتابش را حول آن نوشته است.
حالا ما که حتما خود را دوستدار علی بن ابیطالب امیرالمومنین(ع) میدانیم و حاضر نیستیم ذرهای تردید کنیم چقدر برای این کتاب مهم تلاش کردهایم و چقدر فرصت کردیم آن را مطالعه کنیم؟ کتابی که حکمت از آن فوران میکند و چهبسا خواننده خطی را امروز بخواند و فردا دریافتی تازه در خوانش دوباره آن داشته باشد. کتابی که امیرکلام در آن با شما سخن میگوید و لقبش «برادر قرآن» است.
شاید اگر گفته شود، این کتاب به درد زندگی ما میخورد برخی از ما باور نکنیم، بهخاطر اینکه آن را نخواندهایم و با آن مانوس نبودهایم. کتابی که برنامه زندگی در دنیاست؛ دنیایی که از اتفاقات سیاسی و اجتماعی تا شخصی و فردی تشکیل شده و تمام آنها در زندگی ما نقش دارند وگوینده سخنان این کتاب، برای تمام آنها دستورالعمل و برنامه داشته است.
برای همین باز هم باید تکرار کرد و تکرار کرد که «نهجالبلاغه همیشه تازه و جدید است!» و چه افسوس بزرگی که ما آن را نمیخوانیم!
حسام آبنوس
دبیر قفسه
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)