فردی هم نام با حکیم سخن که وصیت میکند پس از مرگش در نزدیکترین مکان به خداوندگار سخن دفن شود و چون آن زمان مجوز دفن در محدوده باغ آرامگاه صادر نمیشده، در قبرستان توس برای همیشه آرام میگیرد. این مرد کسی جز دکتر ابوالقاسم بختیار نیست. مردی زاده بروجن، بزرگ شده تهران، تحصیلکرده در کالج آمریکاییهای تهران یا همان دبیرستان البرز و صد البته دانشگاههای کلمبیا، ایووا، داکوتای جنوبی و سیراکیوس آمریکا که در 55 سالگی یعنی سال1305خورشیدی به عنوان نخستین ایرانی فارغالتحصیل در رشته پزشکی و تخصص جراحی از آمریکا نامش ثبت میشود. مردی که در این دوران تنها یک تفریح روزانه داشته و آن هم شاهنامهخوانی بوده؛ تفریحی که ابوالقاسم بختیار هیچ گاه تا هنگام مرگ (یعنی در تمام مدت تاسیس و اداره بیمارستان در تهران، معاونت دانشکده پزشکی تهران، ریاست دپارتمان آناتومی آن مجموعه و فعالیت به عنوان جراح ارشد شرکت نفت ایران و انگلیس در بیمارستان مسجدسلیمان این شرکت) آن را ترک نکرد، تا جایی که حتی وصیت کرد پس از مرگ در توس و در جوار حکیم سخن دفن شود تا به این گونه از فردوسی و شاهنامه دور نشود. وصیتی که البته بعدها در خانواده او همهگیر شد به گونهای که ابتدا هلن جفریز بختیار، همسر آمریکایی او که عنوان موسس نخستین مدرسه پرستاری ایران را به خود اختصاص داده و سپس سیروس بختیار؛ فرزندش و سرانجام فرزند سیروس هم در کنار وی آرام گرفتند تا آنان نیز به دور از فردوسی بزرگ نباشند.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)