یادداشت

به اینها نگوییم شعر!

من این ترانه‌ها را نشنیدم چون راستش را بخواهید می‌خواهم از ذوقم محافظت کنم. ضمن این‌که شعر در این گونه آثار تقریبا هیچ کاره است. بنابراین نگرانی درباره سخیف بودن این اشعار در این آثار چندان جایی ندارد. اصلا نباید اسم کلامی را که روی این موسیقی وجود دارد شعر گذاشت. این به نوعی بی‌احترامی به ساحت شعر است. نهایتا می‌توانیم اسم این کار را کلام موزون بگذاریم. با هر تعریفی شعر چارچوب مشخصی دارد. آن هم در مملکتی که یک سر آن حافظ، سعدی و سردیگرش فردوسی و مولاناست اگر بخواهیم به این افراد پایبند باشیم یعنی سطح سلیقه ما خیلی بالاتر از آن است که بخواهد کلام‌های سخیفی همچون ترانه‌های این خواننده آن را دستخوش تغییر کند.
کد خبر: ۱۲۰۶۱۷۵

در موسیقی‌های غربی هم حتی به چنین افرادی که برای این ملودی‌ها ترانه می‌نویسند شاعر اطلاق نمی‌شود و آنها را write singer می‌نامند،‌ یعنی کسی که روی موسیقی کلام می‌نویسد. در ایران هم باید چنین قاعده‌ای وجود داشته باشد. من یک بار به شورای شعر وزارت ارشاد پیشنهاد دادم که بسیاری از این افراد علاقه‌مندی که روی ملودی‌ها کلام می‌گذارند شاعر نیستند و کلام آنها هم شعر نیست در نتیجه پشت آلبوم حق ندارند بنویسند شاعر. حتی بین ترانه سرا و این افراد هم تفاوت‌هایی باید قائل بود، به هر حال ترانه‌سرا هم کسی است که روی یک ملودی و موسیقی ساخته شده کلام مناسب می‌نویسد. او هم به عنوان یک ترانه‌سرا باید وزن و قافیه را بداند، ضمن این‌که در این بازار عجیب موسیقی به همه این افراد هم نمی‌شود ترانه‌سرا گفت. این که یک «آن» را بگوییم «اون» یا یک «جان» را بگوییم «جون» که نمی‌شود ترانه! اینها کلام موزون است و توقع ما هم از این کلام موزون با چیزی به نام شعر باید فرق داشته باشد.
چیزی که باعث اقبال کودکان دبستانی به چنین کاری شده است ارتباطی به همین کلام سوار موسیقی هم نیست و به دلیل ملودی آن است. شما اگر چند شاعر را پیدا کنید که کلام موزون بی ربط روی همین ملودی ترانه ساسی مانکن بگذارند وضعیت به همین شکل خواهد بود. به این مفهوم که کسی کاری ندارد چه چیزی خوانده شده و بیشتر اقبال این نسل به ریتم و موسیقی آن است.
در دنیای امروز هم ریتم‌ها شارپ و شاد و تند است و اقتضای سنی این افراد هم ایجاب می‌کند که جذب چنین ریتم‌هایی شوند. این درست مثل یک لکوموتیو و یک واگن است،‌ لکوموتیو این ماجرا همان ملودی است و واگن آن کلام روی ملودی. این واگن حامل هر چه باشد برای این لکوموتیو مهم نیست چرا که راه خودش را می‌رود. نکته مهم اما این است که اسم این کلام را نباید شعر بگذاریم چرا که شعر یک ساحت قدسی دارد. نکته مهم دیگر این که چندان نباید نگران سخیف بودن این کلام‌ها باشیم، البته که بدتر از این‌ها هم در حوزه فرهنگ بوده است.
درست مثل بسیاری از کتاب‌های بعضا پرفروشی که در نمایشگاه کتاب هر سال به عنوان شعر عرضه می‌شود اما روندی در مسیر ادبیات ایران ندارد. بسیاری از ورزشکاران، مجری و بازیگر با 200 کیلو دنبال‌کننده! کتاب شعر منتشر می‌کند و بسیاری هم برای خرید آن صف می‌کشند، اما هیچ تاثیری در جریان ادبی ما ندارد. وقتی ما محمود دولت‌آبادی را به عنوان رمان‌نویس می‌پذیریم فلان سلبریتی که دلنوشته‌هایش را چاپ می‌کند تاثیری در این حوزه ندارد. این‌ها یک موج است که خیلی زود آرام می‌گیرد،‌ وقتی مرحوم پاشایی از دنیا رفت من پیش خودم گفتم انقلاب شده است! اما بعد از دو سه ماه تب این خواننده فروکش کرد در حالی که موسیقی اصیل و کلاسیک ایران به راه خودش ادامه داد.

سعید بیابانکی
عضو شورای شعر و موسیقی وزارت فرهنگ

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها