حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از بیست و چهارم مرداد ۹۶ بهدنبال شکایت یک مرد جوان به نام امیر که راننده تاکسی بود در دستور کار پلیس قرار گرفت. امیر به ماموران گفت: من راننده تاکسی در ایستگاه کوهک در حوالی میدان رسالت هستم. آخر شب مشغول مسافرکشی بودم که یکباره مرد جوانی به نام پیمان که او را از قبل میشناختم همراه یکی از دوستانش ساسان و پدر و عمویش سراغم آمده و به من حمله کردند. چون میدانستم پیمان سابقهدار است سریع به سمت ماشین رفتم ولی او مانع شد. شیشه ماشین پایین بود و سوییچ روی آن قرار داشت .آنها میخواستند ماشینم را بدزدند که مقاومت کردم و با چاقو و چوب به من حمله کردند .پیمان ضربات زیادی با چاقو به سر و گردنم زد .عموی او هم با چوب مرا زد که بیهوش شدم و داخل جوی آب افتادم. دو نفر از آنها با موتور فرار کردند و دو نفر دیگر ماشینم را سرقت کردند. ساعتی بعد در بیمارستان به هوش آمدم و حالا بعد از بهبودی نسبی آمدهام تا از آنها شکایت کنم .
بهدنبال اظهارات راننده تاکسی، پیمان و پدر و عمویش بازداشت شدند اما ردی از ساسان به دست نیامد .وی به مکان نامعلومی گریخته بود.
در بررسیهای پلیسی مشخص شد عموی ثروتمند پیمان که صاحب فرزند نبود اموالش را به راننده تاکسی داده بود تا برایش زمین بخرد اما او به وعده اش عمل نکرده بود و همین موضوع باعث انتقامگیری شده بود. در حالی که متهمان زخمی کردن راننده تاکسی با انگیزه سرقت را انکار کرده بودند پرونده شان برای رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. ابتدای این جلسه که به ریاست قاضی رحمانی و با حضور یک قاضی مستشار برگزار شد امیر به تشریح ماجرا پرداخت. وی گفت: پیمان، پدر و عمویش و دوستش به من حمله کردند و با چاقو به سر و گردنم زدند. ممکن بود در این ماجرا کشته شوم. آنها مرا به داخل جوی آب انداختند و رفتند. من از آنها شکایت دارم. حالا سه شاهد را به دادگاه آوردهام که شهادت دهند پیمان و همدستانش مرا کتک زدند.
سپس پیمان که دو فقره سابقه تحصیل مال مسروقه در پروندهاش دارد به دفاع پرداخت و منکر اتهاماتش شد.
وی گفت: من قبلا سه بار ازدواج کردم اما هر بار ناموفق بودم. اینبار میخواستم ازدواج موفقی داشته باشم به همین خاطر وقتی با زن جوان آشنا شدم ابتدا او را صیغه کردم. ما برای آشنایی بیشتر از ۲۲ مرداد 96 تا ۳۱ مرداد ماه همراه زن صیغهایام به شمال رفته بودیم. نمیدانم چرا امیر من را به عنوان متهم معرفی کرده است. من از اختلاف قبلی او با پدر و عمویم بی اطلاع هستم و نمیدانم چه کسی او را زده و ماشینش را سرقت کرده است.
وی ادامه داد: عمو و پدرم از سالها قبل با من اختلاف دارند. آنها بهخاطر کینهای که از من به دل داشتند به محض اینکه دستگیر شدند همه جرمها را گردن من انداختند. عمویم وقتی با وثیقه آزاد شد فرار کرد و حالا هیچ کسی از مخفیگاه او اطلاعی ندارد. پدرم هم چون به تریاک معتاد است در اداره آگاهی جرمش را گردن من انداخت چون میترسید نتواند بدون مواد مخدر چند روز را در اداره اگاهی دوام بیاورد.
سپس وکیل مدافع پدر پیمان به دفاع پرداخت و گفت: موکلم نتوانسته در دادگاه حاضر شود اما من از طرف او میگویم جرمی مرتکب نشده و پسرش مجرم است.
سپس قضات دادگاه از شاهدانی که وی به دادگاه معرفی کرده بود، خواستند تا آنچه را دیدهاند برای آنها تشریح کنند.
همسر صیغهای متهم نیز آخرین نفری بود که به عنوان مطلع در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: من و پیمان از مدتها قبل با هم آشنا شدیم. صیغهنامه نداریم و صیغه را شفاهی خوانده بودیم. آن زمان که شاکی ادعا میکند پیمان دست به سرقت زده ما در شمال کشور در سفر بودیم.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....