من پنج قسمت این سریال را خواندم و سپس با وحید امیرخانی کارگردان اثر صحبت کردم. به این نتیجه رسیدم که نقشی متفاوت است. همیشه دوست داشتم نقشهای جدی را بازی کنم و متوجه شدم این نقش را میتوانم با خصوصیاتی که از وحید امیرخانی شناختم که بسیار فرد منظم، خوب و کارگردانی عالی است، تجربه کنم.
آرامش خاصی با این نقش پیدا میکردم و با انتخاب آن قصد داشتم ثابت کنم نادر سلیمانی میتواند نقشهای متفاوت هم بازی کند و در تواناییاش هست که بتواند نقش فردی جدی را ایفا کند. تکههای کمدی ملویی هم در این نقش وجود داشت که البته بخشی از آن سانسور شد.
این شخصیت به نحوی نبود که من تلاش زیادی کنم تا با مخاطب ارتباط برقرار کنم. نقش اصلی بر عهده کامبیز دیرباز بود. نقش من، نقش یک مرد خانواده و یک پزشک بود که واقعا در فکر این بود که به خانوادهاش بگوید حق را بگویید.
به نظرم باید زمان تصویربرداری کمی بیشتر میشد تا نقشها بیشتر دیده میشدند، ولی در کل خیلی خوب روی نقشها پرداخت شد و معیار من مردم هستند برای پذیرفتن نقشهایم در کارهای مختلف که امیدوارم خوششان آمده باشد.
شرایط حال حاضر سریالهای طنز بد نیست، ولی عالی هم نیست. متاسفانه اوضاع این سریالها تغییر کرده و زمانی که سریالهای طنز خارجی با ایرانی را مقایسه میکنیم، تفاوتهای زیادی میبینیم. در طنزهای ایرانی اکثر فشارها روی بازیگر است.