نامه‌های بلوغ

احتمالا در این دوره و زمانه کسی را نشود یافت که برای زمان به بلوغ رسیدن بچه‌هایش وقت بگذارد و نامه بنویسد و خیلی از حرف‌هایی را که نتوانسته حضوری به آنها بگوید، روی کاغذ مکتوب کند... ولی خب چنین آدم‌هایی هنوز توی جامعه هستند؛ یکی‌شان همین جناب علی صفایی‌‌حائری معروف به «عین. صاد».
کد خبر: ۱۲۰۴۹۳۱

درست است که تقریبا دو دهه از تصادف نابهنگام مرحوم حائری می‌‎گذرد ولی هنوز که هنوز است، حرف‌هایش شنیدنی است. مرحوم صفایی پنج فرزند دختر و پسر داشته. با خودش فکر کرده و گفته وقتی اینها در آستانه بلوغ قرار می‌گیرند به چنان درجه‌ای از شایستگی می‌رسند که خدا آنها را مخاطب قرار می‌دهد، خب چرا من این کار را نکنم!
همین هم شده که وقتی هر کدام از فرزندانش به این سن رسیده‌اند نشسته و برایشان نامه نوشته. انتشارات لیله القدر هم این پنج نامه را جمع و در قالب یک کتاب به نام «نامه‌های بلوغ» منتشر کرده. راستش را بخواهید این کتاب جان می‌دهد برای خواندن در ماه رمضان. خیلی هم با روح و روان آدم بازی می‌کند. راستش را بخواهید آدم را شرمنده خودش هم می‌کند. شاید بد نباشد بخشی از یکی از نامه‌ها را با هم مرور کنیم:
«منیره جان! نازنین مهربانم، جوانه زنده قلبم! ماه‌هاست که می‌خواهم برای تو، که مثل آبی آسمان و جاری آب‌ها هستی، حرف‌هایی را بنویسم؛ حرف‌هایی که در همین ماه‌ها در دل من جوشیده‌اند و در ذهنم شکل گرفته‌اند... تمام خواسته من، این است که شما همه، نور چشم اولیای خدا و سرور قلب آنها باشید؛ نه سنگی در راه خدا و خاری بر دامان رسول و استخوانی در گلوی علی و ضربه‌ای بر گونه فاطمه. عزیزم! منیره مهربانم! آن‌طور زندگی کن که مرگ مزاحم زندگی تو نباشد و آن‌گونه بمیر که زندگی‌ساز باشی!»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها