حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
روانشناسان میگویند که اهمالکاری یعنی به تعویق انداختن انجام کارهای ضروری، یعنی این که یک فرد با این که میداند بعضی از کارها برایش اولویت دارد، اما بازهم انجام آن را به تاخیر میاندازد و به جای آن به فعالیتهای غیرضروری میپردازد. البته همه ما با درجات مختلف به این ویژگی دچاریم، اما میزان اهمالکاری در بعضی از افراد آن قدر بالاست که این خصلت به زندگی شخصی و اجتماعی یا مسیر شغلی و تحصیلی آنها آسیب وارد میکند. اما بروز این ویژگی در افراد میتواند دلایل مختلفی داشته باشد، از جمله این که بعضی از افراد رسیدن به لذتهای کوچک را به منافع بلندمدت خود ترجیح میدهد. البته این نکتهای است که فرشاد شیبانی، روانشناس بالینی به ما میگوید و در این زمینه دانشجویی را مثال میزند که باید در زمانی مشخص روی پایاننامهاش کار کند، اما بهدلیل سختی این کار، انجام آن را به تعویق میاندازد و به جایش به تفریحات زودگذر میپردازد. او توضیح میدهد این کار، ناشی از اجتناب آن دانشجو از انجام کارهای سخت است و تاکید میکند که از نظر روانشناسی، اجتناب از انجام کارها به این دلیل رخ میهد که بعضی از افراد از روبهرو شدن با هیجانات منفی و شرایط دشوار پرهیز میکنند.
اهمالکاری البته میتواند دلایل دیگری هم داشته باشد. از جمله این که گاهی افراد به کمالگرایی بیش از حد دچار میشوند، به این معنا که میخواهند هر کاری را بدون هیچ عیب و نقصی انجام دهند که معمولا در عمل این اتفاق نمیافتد. شیبانی درباره این دسته از افراد میگوید: چون افراد کمالگرا، معیارهای بالایی را برای موفقیت در انجام یک کار در نظر میگیرند، انجام آن کار برایشان سخت میشود و از سویی دیگر، چون هیچ گاه تمایل ندارند که در کارهای خود شکست بخورند، از پرداختن به اینگونه فعالیتها طفره میروند و به نوعی به اهمالکاری روی میآورند. همچنین از نظر این روانشناس بالینی، دلیل دیگر اهمالکاری میتواند نداشتن برنامهریزی صحیح باشد. او در این زمینه بازهم از دانشجویان مثال میزند و میگوید: دانشجویی را در نظر بگیرید که برای خود تعیین کرده است که باید در طول یک شبانهروز 200 صفحه درس بخواند، اما وقتی این کار را شروع میکند، متوجه میشود که قادر به انجام این کار نیست. به همین دلیل، این دانشجو دچار سرخوردگی میشود و از انجام کاری که مد نظرش بوده، دست میکشد.
اهمالکاران ذره ذره میمیرند
برخی روانشناسان اهمالکاری را به عنوان یک خصلت درونی معرفی میکنند، اما تاکید دارند که این ویژگی بهصورت ژنتیکی به افراد منتقل نمیشود، بلکه بیشتر مولفههای تربیتی، خانوادگی و محیطی روی بروز این ویژگی در افراد تاثیر میگذارد. بنابراین از نظر این دسته از روانشناسان، اهمالکاری به ویژگیهای شخصیتی افراد بازمیگردد و بر این اساس میتواند دلایل متفاوتی نیز داشته باشد.
فریده حمیدی، عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی که یکی از همین روانشناسان است، بهطور کلی افراد را از نظر مقابله با تنشها به سه دسته تقسیم میکند. دسته اول، افراد اجتنابی، یعنی کسانی که از موقعیتهای دشوار یا تنشزا فرار میکنند و به قول معروف به دنبال پاک کردن صورت مساله هستند. دسته دوم نیز افرادی هستند که در مقابل شرایط سخت، واکنشهای عاطفی مثل پرخاشگری یا افسردگی را از خود بروز میدهند. اما دسته سوم، افرادی هستند که به جای فرار کردن یا نشان دادن واکنشهای عاطفی به حل مساله میپردازند. حمیدی از این تقسیمبندی نتیجه میگیرد که بیشتر افراد اهمالکار، در دسته اول قرار دارند، یعنی چون نمیتوانند حد بالایی از تنش را در هنگام بروز یک مشکل تحمل کنند، فرار را بر قرار ترجیح میدهند و از روبهرو شدن با شرایط سخت پرهیز میکنند. عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی البته این را هم اضافه میکند که در روانشناسی دیدگاه دیگری وجود دارد که اهمالکاری را به باورهای نادرست افراد ربط میدهد. به این معنی که ممکن است این باور در یک فرد شکل گرفته باشد که اگر در برابر تنش مقاومت کند، یا برای انجام کاری تلاش کند، حتی در درازمدت نیز طعم موفقیت در آن کار را نخواهد چشید، بنابراین از آن فعالیت دست میکشد یا در انجام آن اهمال میکند. او همچنین تاکید دارد که مهمترین تاثیر اهمالکاری روی زندگی افراد، این است که مانع رسیدن آنها به اهدافشان میشود و در نتیجه آنها را در معرض ابتلا به افسردگی قرار میدهد. به گفته حمیدی، چون این افراد احساس رضایتمندی از زندگی خود ندارند، بهتدریج عزت نفسشان نیز کاهش پیدا میکند و رفته رفته از پس انجام سادهترین کارها نیز برنمیآیند.
برای درمان، بپذیر که اهمالکاری!
اهمالکاری نیز مانند هر ویژگی روانی منفی دیگر راه درمان دارد، اما به این شرط که فرد اهمالکار اول از همه این واقعیت را بپذیرد که دچار اهمالکاری است. اما فرشاد شیبانی تاکید دارد که بسیاری از این افراد، عموما دچار بودن به این ویژگی را انکار میکنند و با انواع و اقسام توجیهات سعی دارند علتهای دیگری را برای به تاخیر افتادن کارهای ضروریشان معرفی کنند. آنطور که این روانشناس بالینی میگوید، اگر این افراد نگاهی واقعگرایانه به زندگی گذشته داشته باشند، خواهند فهمید که اهمالکاری یکی از مهمترین دلایل دور شدن آنها از اهدافشان بوده است. در این شرایط به گفته او، اهمالکاران برای درمان این ویژگی منفی خود، باید مشخص کنند که عموما از انجام چه کارهای مهمی اجتناب میکنند و بعد با یک حساب سرانگشتی ببینند که این اهمالکاری در کوتاهمدت چه چیزی را عاید آنها کرده و در بلندمدت چه چیزهایی را از آنها سلب کرده است. شیبانی توضیح میدهد که مرحله بعدی درمان اهمالکاری، این است که افراد با مرور جزئیات زندگی خود، بررسی کنند که وقتی از انجام کارهای ضروری طفره میروند، چه کارهایی را جایگزین آن میکنند. او به افراد اهمالکار توصیه میکند که بعد از انجام این کار، تا حد ممکن راههای فرار از انجام کارهای ضروری را برای خود مسدود کنند و سعی داشته باشند که ساعتهای کمتری از روز، خود را مشغول انجام این کارها کنند. گام دیگری که این روانشناس بالینی به عنوان راهکار درمان اهمالکاری پیشنهاد میکند، یادداشت کردن کارهای ضروری باقیماندهای است که شخص اهمالکار تا امروز انجام آنها را به تاخیر انداخته است. بعد از این کار نیز نوبت به هدفگذاری منطقی و برنامهریزی دقیق براساس اهداف تعیینشده و بعد هم پرداختن به کارهای باقیمانده است. البته شیبانی تاکید دارد که این برنامهریزی باید انعطاف داشته باشد، زیرا همواره این احتمال وجود دارد که بروز بعضی از مشکلات، افراد را از پرداختن به برنامههایشان عقب بیندازد. در این شرایط اگر این افراد برنامه منعطفی نداشته باشند، ممکن است عقب ماندن از برنامههایشان دوباره از آنها افرادی اهمالکار بسازد.
جسور باش
برخی روانشناسان ریشه اهمالکاری را در استرس میدانند و میگویند وقتی افراد برای انجام یک کار بیش از حد اضطراب داشته باشند، آن را به تاخیر میاندازند. در این زمینه حسین بهلولی، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی دلایل مختلفی را برای این استرس معرفی میکند. او میگوید افراد اهمالکار بعضی از فعالیتها را آن قدر در ذهن خود بزرگ میکنند که همواره از این که قدمی در راستای انجام آن بردارند، میترسند. این در حالی است که به لحاظ روانشناسی، باید کارها را جزء جزء کرد و بعد برای انجام آن برنامهریزی نمود. بهلولی تاکید دارد که این کار، یکی از مهارتهای حل مساله است و اگر افراد این مهارتها را بلد باشند، کمتر در انجام کارهایشان دچار مشکل میشود. این روانشناس بالینی همچنین توضیح میدهد یکی از دلایل استرس برای انجام یک کار، تجربه شکست خوردن در حین انجام آن کار است. او معتقد است که وقتی افراد مهارت حل مساله را نیاموخته باشند، شکست خوردن برای آنها به ناامیدی منجر میشود، زیرا یکی از مهارتهای حل مساله، بالا بردن تحمل در برابر شکستهاست. اما راه افزیش این تحمل چیست؟ بهلولی در پاسخ به این سوال میگوید که تحمل افراد وقتی افزایش پیدا میکند که انگیزههای درونیشان تقویت شود و راه تقویت انگیزههای درونی نیز چیزی نیست بهجز بالا بردن جسارت. او توضیح میدهد که جسارت افراد نیز زمانی بالا میرود که آنها دل به دریا بزنند و برای شروع کارهایی که همواره از انجام آن هراس دارند، قدمی کوچک بردارند. این روانشناس بالینی تاکید دارد که اگر انسانها کاری را شروع کنند و آن را تا مرحلهای پیش ببرند، خود به خود میفهمند که جسارت داشتن، حل سختترین مسائل را هم سهل میکند و بنابراین نباید در انجام کارها اهمال کرد.
محمدحسین خودکار
جامعه
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....