اسمش انتخابات استانی است و هدفی که دنبال میکند، معطوف کردن حواس و توان نمایندگان مجلس به سمت مسائل و منافع ملی است، به جای پرداختن آنها به مسائل و مشکلات مردم. سازوکاری نیز که برای انتخابات استانی تعریف شده، پیچیده است به این نحو که هر نامزد ابتدا باید درحوزه انتخابیه فرعی (شهرستان) 15 درصد آرا را کسب کند و سپس وارد یک فهرست حزبی شود. بعد از رایگیری هر نامزدی که بالاترین رای درحوزه انتخابیه اصلی (استان) را کسب کند به عنوان نماینده حوزه انتخابیه فرعی به مجلس راه پیدا میکند که البته به عنوان نماینده استان فعالیت خواهد کرد.
در انتخابات استانی هر فهرست حزبی یکسهمیه مشخص از صندلیهای مجلس دارد، بنابراین اگر یک فهرست در یک حوزه انتخابیه مثلا 30 درصد از آرا را کسب کرده باشد و این حوزه انتخابیه در مجلس 15 کرسی نمایندگی داشته باشد، آن وقت پنج صندلی از 15 صندلی نمایندگی به این فهرست حزبی تعلق میگیرد.
این شیوه تعیین نامزدها، این نوع از انتخابات و این نحوه ورود نمایندگان به مجلس در کشورمان اتفاق تازهای است که افکارعمومی به آن عادت ندارد و نیاز است تا بیش از پیش برای مردم تبیین شود. اما این که همین مردم در فرآیند انتخابات استانی و بعد از جاگیر شدن نمایندگان در مجلس چه جایگاهی دارند از مهمترین مباحثی است که این روزها مطرح میشود و البته حرف وحدیث دربارهاش زیاد است.
سرنوشت مردم
از دید موافقان، با استانیشدن انتخابات همه چیز به سامان میشود، به قول نماینده قائمشهر وکلای ملت به مسائل کلان و ملی معطوف میشوند و قوه مقننه به ریل اصلیاش که قانونگذاری است برمیگردد و به قول نماینده ملایر، جمهوریت نظام تقویت میشود و جامعه به سمت تحزب پیش میرود.
از دید مخالفان اما استانیشدن انتخابات، هم قانون اساسی را زیرسؤال میبرد، هم مشارکت مردم در انتخابات را کاهش میدهد و هم جلوی ورود نیروهای کارآمد و نخبه به مجلس را میگیرد. دراین بین نماینده مهاباد در مجلس دهم نگران شدت گرفتن دستهبندیهای قومی و قبیلهای و مذهبی در استانهاست و نماینده مردم خمینی شهر نگران رای دادن مردم به نامزدهایی که از آنها شناختی وجود ندارد.
اظهارات نماینده مردم ساوه در مجلس نیز موجود است که به خانه ملت گفته است، استانیشدن انتخابات باعث حذف تصمیم و اراده مردم شهرهای کوچک ومناطق حاشیهای میشود و ارتباط نمایندههایی که ازحالا به بعد باید ملی فکر کنند را با مردم و جامعه ضعیف میکند. نماینده مردم آبادان نیز که استانیشدن را به نفع دولت میداند و عامل پیگیری نشدن خیلی از مطالبات مردمی از دولت، حرفش این است که نقطه اتصال مردم دهکهای پایین با مجلسیها با این شیوه انتخابات قطع میشود و دغدغهاش به این ترتیب خیلی شبیه دغدغه محمدابراهیم رضایی، عضو فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس میشود که گفته است با استانیشدن انتخابات، سرکشی نمایندهها به حوزههای انتخابیه و دیدارهای مردمیشان بهشدت کم میشود.
ما نیز که با کارشناسان مختلف گفتوگو کردیم، انتقادها بیشترحول و حوش همین موضوعات میچرخید و کارشناسان به اتفاق نگران سرنوشت مردم بهویژه ساکنان شهرهای کوچک و روستاها پس از استانیشدن انتخابات هستند. با این که کارن روحانی، استاد حقوق دانشگاه به ما گفت استانیشدن، مغایر قانون اساسی نیست و مجلس اختیار اعمال چنین تغییری در قانون را دارد، اما محسن جلیلوند، استاد روابط بینالملل دانشگاه به ما میگوید، انتخابات ایالتی یا استانی شاید برای کشوری مانند آلمان که فدرال است یا برای آمریکا که هرکدام از ایالتهایش مجلس خود را دارد، مناسب باشد، اما برای کشور ما که انتخابات قومی و قبیلهای دارد، چندان مناسب نیست و اگر هم مناسب باشد، نیاز به چند دوره اجرای آزمایشی دارد.
از زاویهای دیگر اما رشید جعفرپور، جامعهشناس سیاسی به وضعیت مردم پس از استانیشدن انتخابات مجلس فکر میکند و تحلیلش این است که مناطق ضعیف و محروم، در این روش نمیتوانند نماینده کارآمد معرفی کنند و مثلا در استانی بزرگ همچون فارس، شهری مانند شیراز قدرت و تأثیر بیشتری نسبت به سایر شهرهای کوچک دارد؛ پس نتیجه این میشود که مناطق محروم، محرومتر میشوند. او نگران کم شدن مشارکت مردم در انتخابات نیز هست و توضیحش این است که هرچه سطح انتخابات بالاتر برود مردم بیشتری از دورترین نقاط استانها و شهرها درآن شرکت میکنند، اما اگر مردم امیدی به انتخاب نماینده خود نداشته باشند، میزان مشارکت درانتخابات نیز کمتر خواهد شد.
این جامعهشناس اما برخلاف موافقان استانیشدن که میگویند با این روش حواس و تمرکز نمایندهها به جای مطالبات مردمی معطوف به مسائل کلان و ملی میشود، معتقد است این هم نقطه ضعفی است چون پیگیری مشکلات و مطالبات مردم حوزههای انتخابیه از وظایف هر نماینده مجلسی است نه کاری که اضافه بر سازمان انجام شود.
البته هنوز فرصت هست، هنوز فرصت هست تا نواقص کار دیده شود و محاسن و معایب استانیشدن انتخابات مجلس در دو کفه ترازو قرارگیرد و خوبیها و بدی هایش سنجیده شود و آن وقت ماحصل بررسیها چیزی شود به نفع مردم. حالا نگاهها همه به شورای نگهبان است که برخی پیشبینی کردهاند رای مثبت به استانیشدن انتخابات مجلس نخواهد داد.
توپ و تشرهای مجلسی
مثل همیشه باید نمایندگان مجلس را به دو گروه موافق ومخالف تقسیم کرد، حتی به دو گروهی که درموضوع استانیشدن انتخابات رودرروی هم قرارگرفته و از بیان برخی جملات علیه هم دریغ نکردهاند. درصحبتهای حسین مقصودی، نماینده مردم سبزوار در مجلس که با خانه ملت گفتوگو کرده است، آمده که برخی نمایندگان که برای مردم کاری نکردهاند، مقبولیت ندارند و مطمئنند که در انتخابات یازدهم رای نمیآورند، استانیشدن انتخابات را دنبال میکنند تا بلکه رقبای خود را از این طریق محدود کنند.
در جبهه مقابل اما عبدا... رضیان، نماینده مردم قائمشهر است که به همین سایت خبری گفته است که برخی نمایندگان از بیم کم شدن حضورشان در دید مردم، همان کسانی که میخواهند با واردشدن به برخی مقولات، رضایت مردم حوزه انتخابیه را جلب کنند و در راهروهای مجلس در پی چانهزنی با مدیران اجراییاند بر سرحل مشکلات کوچک مردم، مخالف استانیشدن انتخاباتند.
در واقع توپ وتشرهای مجلسیها به هم این روزها همه ازاین جنس است و موافقان، مخالفان را به پیگیری کارهای عوامانه متهم میکنند و مخالفان، موافقان را به نداشتن جایگاه مردمی و تلاش برای رفع این نقص.
اما ورای همه این اظهارات، مردمی هستند که سالهاست عادت کردهاند از نماینده شهرشان مطالبه کنند و حالا دو به شک ماندهاند که با استانیشدن انتخابات آیا میتوانند بازهم به وکلای خود رجوع کنند یا این که آیا یک شهر کوچک یا یک روستا از این پس درمجلس دیده میشود یا خیر.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)