گرچه آزادی بیان یکی از بنیانهای اصلی جوامع مردمسالار محسوب میشود، اما قلمرو این آزادی در جوامع مختلف متفاوت و قابل بررسی است. در حال حاضر تبلیغات تجاری در تمام دنیا از حمایتهای موجود به صورت حقوق اساسی و حقوق بشر برخوردار است؛ در نتیجه محدود کردن تبلیغات جز بر مبنای قانون میسر نیست و برای محدودکردنشان فقط باید راهکارهای قانونی داشته باشیم. در هر صورت با توجه به اینکه ما در صدا و سیمای کشورمان مواجه با تبلیغاتی هستیم که بعضا در برنامههای کودکان هم ارائه میشود، به نظر میرسد باید در این باره فکر کنیم و به دنبال راه حل باشیم. هرچند مسؤولیت مراقبت از کودکان چه به لحاظ جسمی و چه روحی بر دوش والدین است، اما لازم است دولتها هم در این زمینه نقش نظارت و کنترل را بر عهده داشته باشند. راهکارهای متفاوتی برای حمایت از کودکان در برابر تبلیغات تجاری وجود دارد. مهمترین چیز این است که این تبلیغات تلویزیونی باید مقرراتگذاری شوند و در عین حال افزایش سواد رسانهای و تفکر انتقادی چه بین والدین و چه کودکان آموزش داده شود. در خصوص شکل و کمیت تبلیغات و همچنین کیفیت و محتوایشان باید نظارت کامل صورت بگیرد. برای مثال محدودیت در زمان پخششان رعایت شده و آگهیها در زمانهای بخصوصی روی آنتن بروند. در برخی کشورها قانونی وضع شده که بر اساس آن در تکرار تبلیغات محدودیت وجود دارد و همچنین تبلیغات نباید برای کودکان فریبدهنده و گمراهکننده باشد. این آگهیها به سلامت جسمی و روحی کودکان هم نباید آسیب وارد کند. گاهی میبینیم کودکان متاثر از این تبلیغات، برای خرید کالایی خاص به والدینشان فشار وارد میکنند. در برخی از کشورها استفاده از کلماتی چون «صرفا»، «فقط» و «ارزانقیمت» که کلماتی گمراهکننده هستند، در تبلیغات کودکان منع شده است. مثلا در کانادا استفاده از کلمه «جدید» در تبلیغات این کشور محدود شده است و در ایرلند هم مقایسه میان اسباببازیهای جدید و قدیمی در آگهیها ممنوع است. به نظر میرسد در تکنیکهای تبلیغاتی در میان برنامههای کودکان و تبلیغاتی که منحصرا برای کودکان تولید میشود، از اشخاص معروف یا اصطلاحا سلبریتیها هم نباید استفاده کنیم.
اگر هم استفاده میکنیم، باید مراقب باشیم به استفاده ابزاری از این افراد منجر نشود. در انگلستان فروش مستقیم کالاها در تبلیغات کودکان به صراحت ممنوع شده است و همچنین باید در نظر داشته باشیم در برنامههای کودکان، پنهان کردن برخی مفاهیم تبلیغاتی چه به لحاظ تصویری و چه در قسمتی از داستان حتما باید مورد نظارت قرار بگیرد. برای مثال در کشور نروژ قوانین محدودکننده ویژهای در این زمینه برقرار است. باید از تبلیغاتی که برای سلامت کودکان مضر است یا ترویج خشونت و مسائل غیراخلاقی در آنها نهفته شده هم اجتناب شود.
در مجموع با توجه به این موارد، میبینیم در کشور ما قانون خاصی بهمنظور محدودسازی تبلیغات برای کودکان وجود ندارد. البته یک متن قانونی به نام آییننامه تاسیس و نظارت بر نحوه کار و فعالیت کانونهای تبلیغاتی، مصوب 27 اسفند 58 در شورای انقلاب وجود دارد که در یک ماده آن، به ممنوعیت تبلیغ کالاهای بازرگانی و خدمات تجاری برای کودکان دبستانی تا دبیرستانی اشاره شده است. در ماده 57 قانون تجارت الکترونیک هم تبلیغ برای کودکان و نوجوانان زیر سن قانونی به آییننامهای ارجاع شده که این آییننامه هنوز به مرحله تصویب نرسیده است. البته جالب توجه اینجاست که در صدا و سیما دستورالعمل آگهیهای تبلیغاتی خطاب به کودکان وجود دارد؛ اما از نظر اداره بازرگانی صدا و سیما این دستورالعمل صرفا داخلی و از لحاظ حقوقی غیرقابل استناد است.
پس در هر صورت به نظر میرسد باید قوانینی وجود داشته باشد که ضرورت حمایت هرچه بیشتر از کودکان در برابر این تبلیغات را به ما نشان دهد. قانونگذار هم باید کمیت و شکل تبلیغات تجاری خطاب به کودکان را نظاممند کند و هم مقررات ناظر بر محتوا و کیفیت این تبلیغات را مدنظر قرار دهد. بنابراین به نظر میرسد قانونگذاران ایرانی باید با الگو قرار دادن نظامهای حقوقی مطلوب کشورهای مختلف، ضمن بررسی آنها مقررات جامعی تصویب کنند که شرایط را برای حمایت حقوقی لازم از کودکان در کشور ما هم فراهم کند.
دکتر افسانه مظفری
دکترای علوم ارتباطات و عضو هیات علمی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)