:
تیم ملی امید فوتبال کشورمان در حالی صاحب مدال برنز بازیهای آسیایی 2006 دوحه قطر شد که درست به مانند میزبان قهرمان ، تنها یک باخت را در کارنامه خود ثبت کرد.
کد خبر: ۱۲۰۰۴۵
هر چند دفاع از عنوان قهرمانی دوره گذشته (بوسان) 2002که توسط شاگردان قبراق برانکو ایوانکوویچ به دست آمده بود ، انتظارهای زیادی از امیدهای امسالمان به وجود آورد و اقتدار قاطع تری را مورد طلب قرار می داد.
ایران ایوانکوویچ در حالی قهرمان دوره گذشته بازیهای آسیایی شد که نخستین بار به اجبار ، با تیم امید خود در این مسابقه ها شرکت کرده بود و به جز 2 بازیکن بزرگسال (دایی و گل محمدی) که یکی از آنها نیز از اواسط مسابقه ها از ادامه همراهی تیم بازماند ، از بازیکنان 23 سال به پایین بهره می برد و از این جهت قهرمانی شیرین تر و امیدوارکننده تری را به دست آورد. ایران 2002 پس از انجام دوره های بدنسازی و بازیهای تدارکاتی مناسب به تیم کاملا یکدستی تبدیل شده بود که بازی به بازی بهتر از گذشته عمل کرد و سرانجام پس از رویارویی سخت با قطر و سپس حذف تیم قدرتمند میزبان (کره جنوبی) در فینال ژاپن جوان را براحتی شکست داد. اما در بازیهای آسیایی امسال هیچ چیز بر وفق مراد ما نبود جز شانس ، همت و استعداد جوانان فوتبال ما و شخصیت عبرت آموز مربیان در حالی که متاسفانه اخلاق در ورزش و رسانه های ورزشی ما به پدیده ای غریب و منزوی تبدیل شده است و حرمتها براحتی زیر پا قرار می گیرد و از جمله مربیان ملی و غیر ملی ما با کمترین نتایج عددی منفی ، مورد بی احترامی های زشت واقع می شوند، رنه رودریگز سیموئز برزیلی ، درسهای اخلاقی خوبی به ما که اهالی مهد اخلاق ورزشی هستیم آموخت. وقتی تیم ما در برابر قهرمان شایسته بازیها ، در مسابقه ای که از سطح کیفی بالایی نیز برخوردار بود ، با تمام قوا جنگید ولی نتیجه را به حریف قدرتمندش واگذار کرد ، سیموئز به رغم همه محدودیت ها و ضعفهایی که آنها را به عینه می دید ، مسوولیت باخت را پذیرفت تا فشار را از گرده شاگردانش که بازی مهم رده بندی را پیش رو می دیدند خارج سازد. این در حالی است که طی سالیان اخیر هیچگاه چنین روحیه ای را در بین مربیان ملی فوتبالمان ندیده ایم. ایران در بازیهای دوحه مقتدرانه عمل نکرد ، این تیم حتی در برابر تیمهای متوسطی چون هنگ کنگ و مالدیو هم گل خورد و در هر بازی (از جمله بازیهای نخستش) تعداد زیادی موقعیت گلزنی را به آسانی از دست داد. شاید گل خوردن راحت دفاعمان را بتوانیم به حساب استفاده از راهبرد بازی باز و تهاجمی منظور کنیم ، همچنان که در بازیهایی که با استراتژی دفاعی تری به میدان پا گذاشتیم (مانند بازی با کره) دروازه ایران بسته ماند اما هدر دادن های پیاپی فرصتهای گلزنی را باید مرهون ناهماهنگی و جا نیفتادن فورواردهای تازه وارد به تیم قلمداد کنیم. پرسش منطقی ما این است ؛ در حالی که قطر مرد سال آسیا را به عنوان بازیکن بالای 23 سال در اختیار داشت ، کره از لی چون سو (که در 2 جام جهانی بازی کرده و گل زده است) استفاده می کرد و سایر تیمها از بازیکنان برتر کشورشان سود می بردند ، آیا فدراسیون فوتبال ما توانست از بزرگانی چون مهدوی کیا، کریمی ، هاشمیان ، رضایی ، نکونام ، تیموریان ، عنایتی ، خطیبی و...، 3 بازیکن را در اختیار امید قرار دهد ، تا اکنون تیم ایران بدون دغدغه گلزنی از دوحه طلا به ارمغان آورد؛ پاسخ این است که نه تنها چنین نیازی برآورده نشد، بلکه حتی مسوولان در جذب بازیکنانی چون رحمتی ، معدنچی و اکبرپور نیز ناکام ماندند! نبود بازیهای تدارکاتی کافی نیز از دیگر معضلات تیم المپیک ما بود که مشکلات فراوانی را برایمان پیش بینی می کرد.
سیموئز با پذیرش مسوولیت تنها شکست تیم امید ، درس اخلاقی بزرگی به ما آموخت
چه اشکالی وجود داشت اگر تیم امید ما که در خارج از خانه و در بدترین شرایطش کره جنوبی را برده بود در خانه ، بازی آخر دور مقدماتی جام ملتهای آسیا را با این تیم برگزار می کرد. در این صورت ، کره ای ها را با تعداد گلهای بالاتری می بردیم تا در آستانه بازیهای آسیایی به روحیه و هماهنگی بهتری برسیم. به فرض تقریبا محال هم که در تهران امید ما به امید کره می باخت. ضمن این که ایران به دور نهایی جام ملتهای آسیا صعود می کرد ، نقاط ضعف تیم امید خود را پیش از شروع بازیهای آسیا پیدا می کردیم و با ترمیم تیم ، فاصله اندک تیم تا قهرمانی (ضعف و ناهماهنگی خط حمله) را با جایگزینان مناسب تر ترمیم می کردیم. ضمن این که اگر ملی پوشانی چون هاشمیان ، کریمی ، مهدوی کیا و... را بی جهت برای انجام بازیهای کم اهمیتی مثل ایران تایوان دور برگشت و ایران امید کره جنوبی دور برگشت به تهران و تایوان احضار نمی کردیم چه بسا باشگاه های اروپایی متبوع این بازیکنان ، آنها را برای بازیهای آسیایی در اختیار ایران قرار می دادند. باید به مشکلات فوق ، تعلیق نابهنگام و بدموقع فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) را هم بیفزایید که تیم امید ما را در آستانه رقابت های آسیایی به شوک سنگینی فرو برد و این تیم را در حالت تعطیلی موقت و بلاتکلیفی قرار داد. اتفاق نابهنگام بیماری فرزند سرمربی تیم و بازگشت سیموئز به برزیل نیز از دیگر مواردی بود که تاثیرش در عملکرد تیم ایران به چشم خورد. با همه این معضلات ، کمبودها و مشکلات ، تیم ایران در بازیهای آسیایی فوتبال متفاوت و نسبتا مدرنی را به نمایش گذارد. فوتبال تک ضرب دوضرب و تقه ای در خطوط دفاعی و میانی ، سرعت بالای انتقال توپ از خط دفاع به میانی و حمله ، دوندگی و سرعت بالای بازیکنان ، استفاده از نقاط مختلف زمین ، حمایت خودکار بازیکنان از یکدیگر ، تخصص و بهره برداری عالی از ضربات ایستگاهی و از همه بالاتر قدرت جسمانی مطلوب و آمادگی فیزیکی وافر از نکاتی بود که در تیم امید ما به مراتب بیش از تیم ملی بزرگسالان به چشم آمد. استفاده از برنامه بدنسازی جدیدی که در برزیل بتازگی مرسوم شده لیکن حدود 10 سال در N.B.A به اجرا درمی آید ، تیم امید ما را به آمادگی جسمانی قابل توجهی رسانده بود به گونه ای که نه تنها بازیکنانمان در تمام طول 90 دقیقه سرعت ، استقامت و آمادگی بالایی داشتند ، بلکه در مسابقه هایی که کار به وقت اضافی کشیده می شد (مثل بازی با چین و کره) برتری خود در وقت اضافی را به رخ حریفان می کشیدند. برای تیم پرامید المپیک کشورمان در راه راهیابی به المپیک پکن و حضور آبرومند در آن رویداد مهم پیش رو آرزوی موفقیت می کنیم و در مجالی دیگر به تجزیه و تحلیل فنی تک تک بازیکنان آن و بحث حاشیه ای مرتبط با صغر سنی خواهیم پرداخت.