حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تا جایی که دو روز پیش با برخی هنرمندان تمام مناطق سیلزده در ارتباط بودم متوجه شدم مستقیما آسیبی به خودشان وارد نشده است. با این حال من نگرانی و آشوب و اضطرابی عمیق را در صحبتهایشان متوجه میشدم. تا جایی که خودم هم دچار تشویش مضاعف شدهام و فکر میکنم در شهری که با گِل یکسان شده چگونه بار دیگر موسیقی میتواند جریان پیدا کند و هنرمندان به زندگی عادی و روند سابق هنری خود بازگردند؟
گرچه بخشی از موسیقی مناطقی که گرفتار سیلاب شدند حزین بوده است؛ اما ممکن است درپی این اتفاق سوز و ناله و اندوه مضاعفی به کل جهان این موسیقیها افزوده شود. به عنوان نمونه باور دارم که درد و رنجی که این سیلاب در خوزستان تولید میکند، بیشتر و عمیقتر از زخمهای به جای مانده از جنگ است و موسیقی به زودی این را اثبات میکند. حالا تصور کنید موسیقی همیشه بغضآلود خوزستان عزیزمان از این به بعد چگونه خواهد بود.
همانگونه که پس از اتفاقات نابودگر هیروشیما و ناکازاکی شاهد تولد انواع جدیدی از هنر نمایش و موسیقی در ژاپن نظیر بوتو بودیم، تصورم بر این است که عمق رنج اقوام ایرانی که درگیر سیل و ویرانی و بیخانمانی شدند، در موسیقی و تئاتر و انواع هنرهای آنان و هنرمندان ایرانی تبلوری عمیق خواهد یافت. چنانچه این زخمها عمق بیشتری پیدا کند، درمانشان ناممکن یا بسیار دشوار خواهد شد.
در کنار این موارد همواره وقتی صحبت از کمک میشود جنبه مادی آن در ذهن میآید، اما حالا بیش از اینها، هنرمندان نیاز به همدردی دارند. به عنوان مثال در همین وضعیت سیل، گاهی یک تماس کوچک و پرسیدن حال و احوال آنان و مردم دیار آنان، دلشان را شاد میکند.
فکر میکنم ارگانهای مرتبط با موسیقی میتوانند به هنرمندان موسیقی مناطق سیلزده پیشنهاد تولید آثار هنری بدهند و برای هنرمندانی که توانایی یا قصد تولید یا ضبط کاری دارند شرایط و تسهیلاتی را برایشان فراهم کنند.
بیمه کردن هنرمندان جزو وظایف نهادهای دولتی است؛ آنها باید طبق قانون و حقوق شهروندی به تکاپو بیفتند و ببینند چه کسانی هنوز بیمه نشدهاند و آنها را بیمه کنند. این موضوع ربطی به سیل ندارد. مگر باید سیل بیاید که هنرمندان بیمه شوند؟
علی مغازهای
پژوهشگر موسیقی اقوام
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....