اجیر کردن ابلیس سیاه برای قتل پدرخوانده

مرد جوان که برای قتل پدرخوانده‌اش، یکی از مجرمان حرفه‌ای به نام ابلیس سیاه را اجیر کرده بود، چند ساعت پس از جنایت بازداشت شد. با دستگیری قاتل اجیرشده و همدستانش راز سرقت‌های سریالی از خانه زنان و مردان سالخورده فاش شد. ابلیس سیاه چهار ماه پس از آزادی از زندان، مرتکب این جنایت شد.
کد خبر: ۱۱۹۱۹۸۸

به گزارش جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از ساعت یک بامداد یکشنبه 21 بهمن و به دنبال قتل پیرمردی در بلوار دریا در دستور کار پلیس قرار گرفت. ماموران پس از حضور در محل با جسد مرد 68 ساله‌ای در طبقه چهارم رو‌به‌رو شدند که دست و پا و دهانش با پارچه‌ای بسته شده بود.
در ادامه با دستور بازپرس شعبه پنجم دادسرای جنایی تهران، جسد به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات برای کشف راز قتل آغاز شد. پسر مقتول که موضوع را به پلیس خبر داده بود در تحقیقات گفت: از ساعت 14 تا 17 شنبه 20 بهمن با اعضای خانواده‌ام در خانه پدری بودیم. بعد از آن به خانه خودم در کرج بازگشتم. با پدرم تماس گرفتم تا رسیدنم را خبر دهم که پاسخگو نبود. ساعت 12 شب نگران راهی خانه پدر شده و پس از بازکردن در با به‌هم‌ریختگی وسایل رو‌به‌رو شدم. خانه را جست‌وجو کردم و در اتاق با جسد پدرم در حالی که دست و پا و دهانش بسته شده بود رو‌به‌رو شدم.
کارآگاهان در ادامه به پسرخوانده 30‌ساله مقتول به نام حمید مشکوک شدند. حمید حاصل ازدواج دوم پیرمرد بود و از چندی قبل با پدرخوانده‌اش اختلاف داشت.
رازگشایی از قتل
حمید در تحقیقات دچار تناقض‌گویی شد و بازپرس دستور بازداشتش را صادر کرد. متهم همچنان منکر قتل بود تا این‌که پس از سه روز لب به اعتراف گشود و گفت پدرخوانده‌اش توسط یکی از اراذل و اوباش محله ستارخان به نام علی 35 ساله به قتل رسیده است.
حمید در ادامه درباره نقشش در جنایت گفت: روز حادثه طبق قراری که با علی داشتم، همراه اعضای خانواده‌ام و به بهانه مهمانی به خانه پدرم رفته و در همان ساعات در خانه را باز کرده و علی و همدستانش به پشت‌بام رفتند و آنجا مخفی شدند تا بعد از خروج خانواده از خانه نقشه را عملی کنند.
ردپای ابلیس
تحقیقات روی علی نشان داد، او از مجرمان سابقه‌دار سرقت، زورگیری، ضرب و جرح و آزار و اذیت است. او آخرین بار سال 91 به اتهام آزار و اذیت پسری دستگیر و در آن پرونده به ابلیس سیاه معروف شد و حدود چهار‌ماه پیش از زندان آزاد شده بود. علی دو‌سال قربانی‌اش و خانواده او را تهدید می‌کرد تا شکایت نکنند تا این‌که سال 91، با شکایت این خانواده دستگیر شد. با شناسایی محل تردد علی در ستارخان، روز سه‌شنبه ماموران او را دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل کردند. مرد شرور پس از مواجهه حضوری با پسر مقتول به جنایت اعتراف کرد و با معرفی دو همدست خود در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: چندی پیش با حمید آشنا و در صحبت‌هایش متوجه شدم پدرش رفتار مناسبی با وی ندارد. یک روز مدعی شد پدرش در خانه گاوصندوقی پر از پول، طلا و اسناد مالکیت دارد و از من خواست در پوشش سارق به خانه‌ پدرش بروم و محتویات داخل گاوصندوق را سرقت کنم و اسناد مالکیت را به او و طلا و جواهرات داخل گاوصندوق به خودم برسد.
متهم به قتل ادامه داد: روز حادثه حمید در را برای ما باز کرد و به پشت‌بام رفتیم. وقتی فرزندان پیرمرد رفتند، به در خانه‌اش رفتیم و خودمان را همسایه معرفی کردیم. وقتی در را باز کرد، با زور وارد خانه شده و او را به اتاقی برده و دست و پا و دهانش را بستیم. خانه را گشتیم اما گاوصندوقی پیدا نکردیم. در نهایت محل نگهداری پول و طلاها را پیدا و با سرقت آنها از خانه فرار کردیم.
دو همدست متهم به نام فرهاد 29‌ساله و امیر 30 ساله در محله‌های پارک وی و ستارخان شناسایی و در دو عملیات جداگانه دستگیر شدند. در بازرسی از مخفیگاه آنها، مقداری از طلاهای سرقتی و تعدادی فرش و طلاهای متعلق به دیگران هم از متهمان کشف شد.
راز سرقت‌های سریالی
با بازجویی از متهمان مشخص شد سه متهم اصلی با شناسایی خانه زنان و مردان سالخورده به سرقت‌های به‌زور از خانه‌ها اقدام می‌کنند و با بررسی پرونده‌های مشابه، تعدادی از محل‌های سرقت در تهران شناسایی و مالباختگان به پلیس آگاهی تهران بزرگ دعوت شدند. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ همچنین دریافتند، سارقان قصد داشتند با شناسایی تعدادی محل سرقت در شهرستان‌های تبریز و اصفهان، سرقت‌های مشابه دیگری انجام دهند که پیش از هرگونه اقدامی دستگیر شدند.
سردار لطفی، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ در این باره گفت: با توجه به اعتراف پسر مقتول به مشارکت در جنایت و اعتراف سرکرده گروه سارقان و دیگر متهمان به سرقت به‌عنف منجر به جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس دادسرای جنایی تهران صادرشد.

پول نزول زندگی‌ام را سیاه کرد

«شاید اگر به مرد نزول‌خوار 20 میلیون تومان بدهکار نمی‌شدم و وسوسه تصاحب اموال پدرخوانده‌ام به جانم نمی‌افتاد، اکنون او زنده بود و دستبند به دستانم نبود، مانده‌ام به همسری که ده سال با من زندگی کرده و دختر پنج ساله و پسر شش ساله‌ام چه بگویم. »این گفته‌های حمید 30 ساله است که برای قتل پیرمرد، آدمکش اجیر کرد. او در گفت‌وگو با جام‌جم به تشریح انگیزه اش برای قتل پرداخت که در ادامه می‌خوانید.
چه کاره‌ای؟
کارمند یک شرکت خصوصی‌ام و به‌عنوان کارشناس بازاریابی و عقد قراردادهای آنجا مشغولم. ماهی 1/5 میلیون تومان درآمدم بود.
تحصیلکرده‌ای؟
مدرک دکترای مدیریت استراتژیک بازاریابی و مدرک «دی بی ای» دارم. دیپلم افتخارم در زمینه بازاریابی را از آکسفورد گرفتم. در همایش‌های بین‌المللی مربوط به بازاریابی و تجارت که در مرکز همایش‌های صداوسیما برگزار می‌شد، سخنران بودم.
از آشنایی با مقتول بگو.
چهار سال بعد از مرگ پدرم، مادرم با مقتول ازدواج کرد و همسردومش شد. 15 سال زندگی مشترک داشتند که مادرم سال 87 براثر بیماری سرطان فوت شد. ارتباطم با پدرخوانده‌ام همچنان ادامه داشت. بعد از ازدواجم و تولد دو فرزندم همچنان با هم رفت و آمد داشتیم. او تنها فردی بود که از خانواده برایم مانده بود. اختلاف آنچنانی نداشتیم. قرار نبود به قتل برسد .
با عامل جنایت چطور آشنا شدی؟
علی دوست 20 ساله‌ام بود. سه ماه پیش که از زندان بیرون آمد باندی را تشکیل داد و دوباره می‌خواست سرقت کند و سراغم آمد و نقشه سرقت از خانه پدرخوانده‌ام را طراحی کرد. اول قبول نکردم. از سویی به پول احتیاج داشتم. تهدید کرد که باید با آنها همراهی کنم در غیر‌این صورت دو فرزندم را می‌کشد که از ترس جان آنها قبول کردم. بعد از سرقت که با علی تماس گرفتم گفت طلا، پول و اموال قیمتی را سرقت کردند. دست و پای پدرخوانده‌ام را بسته‌اند و حالش خوب است.
چرا پول لازم داشتی؟

دو میلیون و 500 هزار تومان از نزول‌خوار پول گرفتم، اما نتوانستم پولش را پس بدهم. چندبار از پدرخوانده و پسرش که وضع مالی خوبی داشتند پول خواستم که توجهی نکردند و پولی به من ندادند. به‌خاطر سود پول، بدهی‌ام 20 میلیون تومان شد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها