مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
کلاغ رو به مترسک کرد و گفت: «ای مترسک، اگر مغز نداری چطور فهمیدی من کلاغم؟ اساسا اگر مغز نداری پس چطور حرف میزنی؟»
مترسک گفت: «نمیبینی که خیلی از آدمها هستند که بدون اینکه مغز داشته باشند ساعتها حرف میزنند و آسمان را به زمین و زمین را به ریسمان و مجددا ریسمان را به آسمان میبافند؟ مگر چی من از آنها کمتر است؟»
کلاغ گفت: «میبینم. آیا با این حرف میخواهی به افراد جامعه نقد وارد کرده و یک متن فکاهی را به یک متن طنز تبدیل کنی؟»
مترسک گفت: «ای کلک، درست فهمیدی.»
وی افزود: «خود تو چی؟ تو که آدم نیستی، پس چطور حرف میزنی؟»
کلاغ گفت: «من حرف نمیزنم، من قار قار میکنم.»
مترسک گفت: «پس این حرفها که تا الان زدی چی بود؟»
کلاغ گفت: «ها. به راستی که اگر تو مغز داشتی میفهمیدی اینها که گفتم حرف نبود، بلکه قار قار بود.»
مترسک گفت: «اوه چه زیبا. من این مکالمه را ضبط کردهام. اجازه میدهی نسخهای از آن را پس از پیادهسازی در کانالم در پیامرسان داخلی درج کنم؟»
کلاغ گفت: «قار قار و سپس خاموش شد!»
امید مهدینژاد
طنزنویس
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.