دقیقتر که به جلدش نگاه کردم، نوشته بود خاطرات اسارت یک محافظ و همین برای ورق زدنش کافی بود. کتاب شرحی بود از مقطعی خاص از زندگی یک آزاده ایرانی؛ آزادهای که با همه همرزمانش تفاوت داشت و همین تفاوت او و سرگذشتش را برای روایت جذاب کرده بود.
راوی کتاب پاسداری بازنشسته با نام حسین اصغری است؛ از پاسداران سپاه حفاظت انصار. فردی که در دهه 60 مسؤول حفاظت شخصی چهرههای برجسته سیاسی زمان خودش از جمله نخستوزیر و رئیس مجلس و ریاستجمهوری بوده است، اما عشقش به همراهی با سایر بسیجیان سال 1364 او را به جبهه و در نهایت راهی اسارت میکند.
کتاب از جایی بیشتر خواندنی میشود که شرح تلاش او را برای مخفی نگاه داشتن هویت کاریاش به نمایش میکشد و روایت بکر و دستنخوردهای که او از اردوگاههای اسارتش بازگو میکند. کتاب را نشر کتابستان قم منتشر کرده و محسن صالحیخواه مصاحبه و تدوین آن را انجام داده است.
اما نشر مروارید نیز در هفته قبل کتابی قطور، اما جذاب از جمال میرصادقی منتشر کرد؛ کتابی که در آن این نویسنده بیش از 60 نویسنده از زنان نسل سوم داستاننویسی در ایران را که بهطور عمده در سالهای پس از انقلاب اسلامی رشد کردهاند، معرفی میکند. شیوه این کتاب برای مواجهه با مخاطبش ارائه یک داستان کوتاه از نویسنده به همراه یک بیوگرافی کوتاه از اوست و پس از آن میرصادقی که از استادان و منتقدان کهنهکار ادبیات داستانی در ایران است به تحلیل خود درباره این نویسنده و داستان پرداخته است.
کتاب با وجود حجم بالایی که دارد به مثابه یک آیینه تمامنما از زنان داستاننویس ایرانی در سه دهه گذشته عمل کرده و شناخت و بینش عمیقی برای مخاطب نسبت به آنها خلق میکند.
اما نشر نو نیز در هفته قبل کتابی تازه از جولین بارنز، نویسنده انگلیسی نامدار و برگزیده جایزه ادبی بوکر در سال 2011 را با عنوان فقط یک داستان منتشر کرد. کتابی که ترجمه آن را سهیل سمی از مترجمان پرکار این روزها بهعهده دارد و درونمایه آن را نیز داستانی عاشقانه شکل میدهد. بارنز برای مخاطبان ایرانی پیش از این با کتابهای «هیاهوی زمان» و «درک یک پایان» بیش از پیش شناخته شده است.
حمید نورشمسی
روزنامهنگار
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.