امیرکبیر: همه هم و غم ما آسودگی خاطر همایونی است. ایران رو به موت است، به حال احتضار افتاده، نیم نفسی نمانده.
ناصرالدین شاه: تنها چیزی که ما باید بدانیم در دست و بازوی شماست. به ما بگویید ایران به چه احتیاج دارد.
امیرکبیر: جسارت است اما واگویه آن در این روز میعاد مقدر است.
ناصرالدین شاه: پروا نکنید، بگویید. ما گوش به شما سپردهایم. بگویید بدانیم ایران به چه احتیاج دارد؟
امیرکبیر: به من! (سریال امیرکبیر)