ما تا به حال همچو خیال می کردیم به زعم باطلمان که وقتی باران که بنا به اجماع اکثر علما و شعرا «در لطافت طبعش خلاف نیست»
کد خبر: ۱۱۴۶۱۰
از آسمان می بارد ، کل هوای شهر و بخصوص این تهران کلانشهر را پاک و پاکیزه می کند اما اظهارات اخیر مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران ، آب پاکی بر تمام تصورات و تخیلات سابقه دار ما ریخت. جناب آقای «یوسف رشیدی» بفرمایید: «بله ، افزایش 30 درصدی ترافیک و سوخت ناقص بنزین در روزهای بارانی باعث می شود که بارندگی برخلاف تصور عمومی مردم ، نه تنها باعث کاهش آلودگی هوا نشود بلکه بر میزان آن نیز بیفزاید.» (فرهنگ آشتی 9 آبان 85) گذشت آن زمانی که باران ، با سرود (جای ترانه) با گهرهای فراوان ، می خورد بر بام خانه و تمام پشت بام و سطح هوای شهر و حال و هوای شهروندان و توده دوده خورده از لوله اگزوز خودروهای زوج و فرد را تمیز و پاک می کرد. دیگر باران هم هوای ما را ندارد انگار. پیشنهاد ادبی : با عنایت عمیق به آنچه عرض شد ، به نظر می رسد که باید در پاره ای از اشعار معروف و موجود ، اصلاحاتی به عمل آورد که جنبه بدآموزی و غیربهداشتی اش به حداقل ممکن کاهش پیدا کند. شما مثلا به این بخشهای باران دار از شعر صدای پای آب (را درنیاور) از «سهراب سپهری» ، عنایت بفرمایید: «چترها را باید بست / زیر باران باید رفت / فکر را خاطره را/ زیر باران باید برد...»
خب ، الان با توجه به این که گفته اند باران ، هوا را آلوده تر می کند ، اگر کسی به نسخه تجویزی جناب سپهری عمل کند ، فاتحه فکر و صاحب فکر هر دو با هم خوانده نخواهد شد؛ یا اینجاش که می فرماید:«با همه مردم شهر /
زیر باران باید رفت...» اگر بنا باشد تا باران می گیرد ، کل خلق الله بریزند توی شهر ، آن وقت علاوه بر افزایش حجم ترافیک ، تاکسی هم گیر نخواهد آمد و اگر هم گیر بیاید ، عموما «دربست» خورشان ملس است. می گویید نه ، ببینید مدیرعامل سازمان تاکسیرانی تهران چی گفته است.
جناب مدیرعامل بفرمایید : «بله ، هیچ راننده تاکسی حق ندارد در روزهای بارانی از تراکم مسافران در گوشه خیابان سوءاستفاده کند و به دنبال مسافر دربستی باشد. به همین منظور ، واحدهای گشتزنی در روزهای بارانی در سطح شهر به نظارت بر عملکرد رانندگان تاکسی خواهند پرداخت...» (روزنامه ایران ، 9 آبان 85) ملاحظه فرمودید موارد و میزان بدآموزی های موجود در این شعر به اصطلاح نو را؛...