مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
تاجر و پارچهفروش بودم که بعد از ورشکستی در این اواخر با تاکسی کار میکردم. سند خانه 422 متریام در غرب تهران را سالها پیش به نام همسرم زدم و او هفت واحد آپارتمان در آنجا ساخت. ماهی 12 میلیون تومان اجاره میگرفت. از چهارسال پیش اختلافهایمان شروع شد. بعد از بازگشت از سفر مرا به خانه راه نداد و نزد بچههایم بودم . وی افزود: همسرم از فروردین امسال در تلگرام با پسر 25سالهای در اردبیل آشنا شده و مدعی بود که با او در معاملههای ساختمانی همکاری دارد. اماحرف وحدیثهای دیگران مرا دچار سوءظن کرده بود.
روز جنایت چاقوی سلاخی خریدم. او را سوار خودرویم کرده و به بوستان بردم. دفترچهای که از کارهایش نوشته بودم نشانش دادم و خواستم سهم بچهها از آپارتمانها را بدهد که قبول نکرد و گفت طلاق غیابی میگیرد. با چاقو چند ضربه به او زدم که باعث مرگش شد.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.