یک خانهتکانی برای پایان تابستان بود که مادرم ریخت و ریزهای سه ماهه ما و بلاهایی که سر کمد و گنجههایش آورده بودیم را جمع و جور میکرد. یک خانهتکانیاش برای عید غدیر بود که معتقد بود به اندازه نوروز باید بزرگ و باشکوه باشد و یک خانهتکانیاش هروقت که میخواست مهمان بزرگ و رودربایستیداری بیاید.
تمام کمد و کابینت و کشوها را بیرون میریخت. حتی آنها که به ظاهر مرتب بودند. انباری را که تمیز میکرد، کیسههای زباله را از وسایلی که قابل استفاده نبودند، پر میکرد و چقدر بیرون ریختن و دوباره چیدن برایش راحت بود. اصلا کسانی که خراب میکنند و دوباره میسازند، بیرون میریزند و دوباره میچینند، چقدر شجاعاند. چقدر میشود به حوصله و صبرشان غبطه خورد. آنها که بیتعارف با خودشان هرچه درونشان هست را بیرون میکشند و با دقت نگاهشان میکنند. اگر مرتب و تمیز نباشند، بیدرنگ تمیزش میکنند و دوباره سرجایش میگذارند.
خانه بعد از خانهتکانی حال عجیبی دارد. خانه انگار روشنتر میشود.
همه جا برق میزند. کمد و کابینتها تمیز شدهاند، اما تو هستی که احساس سبکی و نشاط داری.
روانشناسها بهش چه میگویند؟ فنگشویی؟! دقیق نمیدانم اما چند سال است که این حال را روز بیست و سوم ماه رمضان هم دارم. آرزو میکنم شما هم داشته باشید.
زهرا کاردانی
نویسنده
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد