مختارپور اهل حرفهای شاذ و آوانگارد نیست. این خصیصهاش شاید به دلیل دمخور بودن با کتاب و اهالی کتاب باشد که نسبت به دیگر حوزههای فرهنگ، کمتر اهل تیتر رسانهها شدن و صحبتها و حرفهای تند و تیز باشند. بگذریم، اینکه در جلسه چه گذشت و حاضران چه گفتند، شرحش بماند برای وقت و مجال مناسب.
لابهلای صحبتهای آقای دبیرکل اما حرفهای جالب و شنیدنی هم به گوش رسید که نوید آینده شیرینی را میدهد. حسب نقل قول آقای دبیرکل، یک سری از کتابخانههای عمومی کشور شروع کردهاند و رفتهاند سراغ فعالیتها و برنامههایی که کتابخانه را از حالت صرف مکانی برای خانه کتاب بودن خارج میکند. یعنی چی؟! خب اجازه بدهید سادهتر و سرراستتر بگویم. کتابخانههای عمومی در وضعیت فعلی صرفا مکانهایی هستند که مخاطب به قصد کتاب میآید و نهایت بعد از یک گفتوگوی کوتاه با کتابدار یا مشورت سرپایی، یک یا چند کتاب را انتخاب میکند و به امانت میگیرد و میرود تا مراجعه بعدی.
حالا طبق چیزی که دوستان نهاد کتابخانهها میگویند ظاهرا برخی از کتابخانهها شروع کردهاند و بعضی دورهها و کلاسهایی مانند مشاورههای اجتماعی و خانوادگی را برگزار کردهاند. جالب این که برای این کار هم سراغ بعضی استادان مطرح این حوزه رفتهاند تا خروجی این طرح بتواند یک نسبت واقعی با آسیبهای اجتماعی برقرار کند. مثلا لابهلای حرفهای جناب دبیرکل نامی از دکتر گلزاری معروف هم به میان آمد که برای اجرای چنین طرحی اعلام آمادگی کرده و در یکی از کتابخانههای عمومی شهر تهران این کار را آغاز کرده است. راستش را بخواهید به عنوان یک روزنامهنگار و خبرنگار فرهنگی که البته حوزه اصلی و تخصصیاش «کتاب» است، نمیتوانم از شنیدن این خبرها خوشحال نشوم.
شاید در نگاه اول بگویید این کتابخانه و نهاد کتابخانهها هم در این طرح دنبال صید ماهی خودشان هستند. در جواب میگویم چه اشکالی دارد کتابدار و کتابخانه موردنظر هم در این طرح ماهی فرهنگی خودش را صید کند؟ اصلا به این فکر کنیم نهادهایی مانند مسجد، کتابخانه عمومی یا فرهنگسراها که ریشه در محلات دارند، نبض و پاتوق اصلی زندگی اجتماعی و فرهنگی محلات باشند. مگر چیزی بهتر از این هم میشود که نبض اتفاقات اصلی یک منطقه از شهر یا روستای محل زندگیمان در این مکانها بزند و زندگی شهریمان با این فضاها گره بخورد؟ حتی تصورش هم شیرین است.
محمدصادق علیزاده