آرمان رفاه

توزیع عادلانه امکانات و توازن معقول بین طبقات و لایه های اقتصادی و اجتماعی جامعه ، هدف مطلوب یک نظام حاکمیتی است.
کد خبر: ۱۱۴۴۱۳

شکافهای عمیق و فزاینده اقتصادی بین دهکهای پایین و بالای جامعه ، خوشایند هیچ نظامی نیست. سرخوردگی ، ناامیدی و یاس ، خشمهای فروخورده ، بی رغبتی در مشارکت مدنی و سیاسی ، آستانه تحریک پایین و به وجود آمدن زمینه های شورش های اجتماعی و... از اولین عوارض گسترش فقر در جامعه و به وجود آمدن شکاف های عمیق اقتصادی است . شکل گیری اقلیتی ثروتمند که وضعیت رفاه در این طبقه فاصله ای نجومی با وضع اکثریت مردم دارد ، ترسیم کننده تابلویی زنده در جوامع است که پیام تلخ بی عدالتی و ناکارآمدی ابزارهای مدیریت و توزیع امکانات رفاه را منتقل می کند. از این رو ، در مدلهای اقتصادی اجتماعی رفاه ، وضعیت مثلث ، خطرناک ترین وضعیت است . در این هندسه توزیع ثروت ، طبقه کم درآمد و فقیر ، قاعده اصلی مثلث را تشکیل می دهد و در راس آن اقلیت محدود ثروتمند قرار می گیرد. بین قاعده و راس نیز فاصله عمودی عمیق و خطرناکی وجود دارد که به وسیله طبقه کم دامنه متوسط پر می شود. آرمانی ترین مدل اقتصادی اجتماعی رفاه در یک جامعه ، وضعیت «لوزی» است وضعیتی که طبقه فقیر و غنی در دو راس مقابل هم و در گستره ای محدود و مساوی قرار دارند و طبقه متوسط در میانه هندسه رفاه ، قطر اصلی لوزی را تشکیل می دهد؛ وضعیتی متعادل که فاصله معقول بین طبقات فقیر و غنی از طبقه متوسط جامعه را به ثباتی نسبی رسانده و به اعتدال در رفتارهای فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و مذهبی مردم نیز می انجامد. آرمان بزرگ دولتهای رفاه ، رشد و تقویت طبقه متوسط ، کم کردن فاصله عمودی دو راس فقیر و غنی و نزدیک کردن این دو راس به گستره توزیعی طبقه متوسط است . وزارت رفاه و تامین اجتماعی در ایران نیز با همین آرمان بزرگ شکل گرفت آرمانی که در عمل باید منجر به یک کاسه شدن صندوق های بیمه ای ، گسترش دامنه پوشش بیمه ای در ایران ، موثرکردن بیمه در تامین هزینه های درمان ، ایمن کردن دوران بازنشستگی و سالمندی ، هدفمندکردن یارانه ها، شناسایی اقشار آسیب پذیر و حمایت از آنها ، توزیع عادلانه امکانات رفاهی و... می شد. وزارتخانه ای که باید نقش ستادی ، هدایتگر، هماهنگ کننده و سیاستگذار در نحوه کار صندوق های تامین اجتماعی ، خدمات درمانی و بازنشستگی - که 57 میلیون نفر را تحت پوشش دارند - می داشت. 3 سال از تشکیل وزارت رفاه گذشت و سومین مدیر ارشد این وزارتخانه نیز دیروز از مجلس رای اعتماد گرفت . این در حالی است که یکی از پیش شرطهای اصلی برای محقق شدن اهداف این وزارتخانه اجرا نشده است . هدفمندکردن یارانه ها، همزاد آرمان تشکیل وزارت رفاه بود که براساس آن یارانه های چندهزار میلیاردی پراکنده و بی هدف در بخش سوخت ، گندم و... باید با مدیریت وزارت رفاه در مسیری هدایت شده برای ارتقای وضعیت رفاهی دهکهای پایین و رساندن آنها به دهکهای میانی ، قرار می گرفت . تبصره 13 قانون بودجه سال 1385 می توانست اولین گام برای رسیدن به این هدف باشد اما به هر دلیلی چشم انداز روشنی از اجرای این تبصره وجود ندارد. واقعیت تغییرناپذیر این است که سرنوشت وزارت رفاه با سرنوشت هدفمند کردن یارانه ها گره خورده است . این دو همزاد بوده اند و بدون هر یک ، اهداف رفاه تحقق نمی یابد. توفیق وزارت رفاه به توفیق دولت در حل مساله یارانه ها وابسته است و این نیاز به عزمی فرا وزارتخانه ای دارد تا در سایه آن ، طبقه متوسط در هندسه توزیع ثروت تقویت شود.

محمدرضا عزیزی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها