مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
خونها به جوش آمد؛ خون میلیونها نفر ایرانی که هرلحظه در اسارت بودن خرمشهر، خواب شب را از آنها ربوده بود؛ بیشتر، جوانان خونگرم خوزستانی و خرمشهری که در درونشان رستاخیزی به پا شده بود؛ جاداشت که سرها برود اما خرمشهر نه. هزاران نفر؛ هزاران دلاور مرد عاشق، از جان گذشته و عاشق مام میهن از سراسر ایران دلشان پرکشید سمت خرمشهر. جان دادند و جانفشانی کردند و عشقبازی، ماههای پیاپی، هرکدام که خونشان بر زمین جاری میشد و دو بال میشد برای اوج گرفتن به سمت آسمان، بخشی از خونین شهر به خاک وطن بازمیگشت. خونفشانی بیش از 50هزار شهید لازم بود تا خونین شهر از اسارت آزاد شود و به آغوش وطن بازگردد؛ 50 هزار شهیدی که آمار میگوید بیشترینآنها زاده اصفهان و خوزستان و تهران بودند. و اماخوزستانیها برای آزادی خرمشهرشان کولاک کردند. خرمشهر که آزاد شد اما خون بیش از 50 هزار شهید در آن از جوشش و غلیان عشق و استقامت نایستاد؛ جوشش در آب و خاک و هوای شهر برای همیشه تاریخ جاری شد و نسلهایی به بار نشاند که همگی سرگشته و عاشق پیشهاند. چه ایران در خطر باشد، چه هر سرزمین اسلام و مظلوم دیگری، دل عاشق و درغلیان فرزندان خرمشهر دیگر تاب تحمل ندارد، پر میکشد آنجا؛ آنجایی که باید بساط ظلم و جور برچیده شود. اصلا مقاومت شده خصلت جاری در رگهای کودکان و جوانان و پیران خرمشهری؛ درس اول و آخرشان. قصه مقاومت و ایستادگی از تلاش برای آزادسازی خرمشهر غمزده آغاز شد و تا ابد در سینه تک تک خرمشهریها جاری است؛ مقاومتی که امروز عطر آن از سرزمین شام و عراق به مشام میرسد و از روح به پرواز درامده شهدای مدافع حرم خرمشهری که تاب ماندن در این عالم خاکی را نداشتند و هجوم داعش و داعشیان بهانهای شده بود برای پیوستنشان به خیل شهدا؛ به کاروانی که آغاز حرکتش قیام پرشور و عاشقانه سال 61 هجری بود و ایستگاه نیمه راهش خرمشهر سال 61 شمسی و پایانش همراهی و وصل با اصحاب امام زمان(عج).
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.