بی دل و دماغ شده ایم و از این نوسانات به دلشوره ایم . از خشایار سوال فرمودیم مگر همین چند ماه پیش جناب پرزیدنت در گفتوگو با میرزا رضاخان رشید پور نفرموده بودند خیالمان از بابت دلار تخت باشد ؟
عارض شد: چه عرض کنم قربان چرا فرمودند ولی انگار اوضاع از دست شده است و دلار بی رحمانه می تازاند.اصلا بی خیال کاغذهای رسیده از وطن شده ، بنشینیم در ارابه برویم به تفرج و تماشا .
فرمودیم: تفرج و تماشای کوفت . هرچه نقود از وطن آورده بودیم این سه روزه درصد معتنابهی اش سوخت شده رفته هوا آن وقت میگویی تفرج و تماشا ؟
اصلا امروز دل و دماغ نگاشتن نداریم همین چند سطر را قلمی کردیم که صفحه لخت نماند وگرنه که ما زیر هزار لغت نوشتن برایمان افت دارد . ملتفتی که ...زیاده فرمایش نداریم.