فرح دیبا (پهلوی) مسوول کمیته فرهنگی در ستاد برگزارکننده جشن و رکن اصلی این نمایش بود. او هم خود را برای اجرای نقش ملکه باستانی آماده می کرد و لازم بود حتی چهره او به شیوه ملکه های شرق آراسته شود ؛ یعنی از یک اندام لاغر و گونه های برجسته برخوردار باشد - که به رژیم غذایی خاصی نیاز داشت - و نیز تاج خود را همچون تاج ملکه های هخامنشی و ساسانی سفارش دهد.
فرح در مصاحبه های خود با نشریات می گفت: «ما می خواهیم مردم ایران امروز ببینند که کشورهای دیگر این همه پول برای روابط عمومی و تبلیغات خرج می کنند، ولی ما رایگان! آن را تمام کردیم.»
وی همچنین می گفت: «مقصود اصلی ما کسب مباهات و غرور بیشتر برای ملت ایران است. جشن 2500 ساله شاهنشاهی خاطره افتخارات گذشته را زنده می کند. این میراث گرانبها که با رنج اجدادمان به دست آمده است ، اگر از آن غافل بمانیم ، رفته رفته فراموش خواهد شد.»
این سخنان او در حالی در نشریات داخلی و خارجی به چاپ می رسید که همه واقف بودند ایرانیان در طول حکومت پهلوی از هر گونه آزادی و حقوق بشر محروم بوده اند. اسدالله علم به عنوان ریاست شورای جشن شاهنشاهی ، با بیش از 300مرکز در سراسر کشور، برگزاری جشن را آغاز کرد. پایتخت باستانی کوروش به عنوان مرکز مراسم برگزیده شد و در مراکز استان ها و همچنین در شهرستان ها شورای هماهنگی تاسیس شد. با تهیه و انتشار کتاب ، تشکیل جلسه سخنرانی ، نمایش فیلم و نامگذاری خیابان ها و میادین ، افکار عمومی را در داخل کشور مهیا و کمیته هایی در کشورهای فرانسه ، اتریش ، هلند، سوئیس ، یونان ، دانمارک ، ژاپن ، هند، پاکستان ، کانادا، آرژانتین ، مراکش ، ایتالیا، آلمان ، واتیکان ، برزیل ، اسپانیا، شوروی ، ترکیه و اردن تحت ریاست سلاطین و روسای جمهور تشکیل شد. تاریخ برگزاری جشن 20 مهر ماه سال 1350 به مدت 8 روز در سراسر کشور و نمایندگی های ایران در خارج از کشور اعلام شد.
مراسم جشن صبح روز 20 مهر با پیام محمدرضا پهلوی در سراسر کشور آغاز و سال 1350 به نام کوروش کبیر نامگذاری شد. تعداد میهمانان ، وسایل پذیرایی ، مخارج سفر و بلیت های رفت و برگشت که برعهده ایران بود، با تایید محمدرضا پهلوی به تصویب رسید. شورای شهر تهران به منظور تهیه لباسها و تجهیزات ادوار مختلف شاهنشاهی ، مقادیر زیادی پارچه ، موی مصنوعی و چرم سفارش داد. در میدان شهیاد (آزادی) بنایی به این منظور و به همین نام به شکل طاق ساسانی به ارتفاع 45 متر ساخته شد که توسط شاه و فرح افتتاح شد. پیامی از طرف مجلسین سنا و شورای ملی تهیه و به شکل لوح یادبود جشن 2500 ساله به نیابت از ملت ایران به شاه هدیه شد. همچنین آرم ویژه ای با علامت عقاب برای این جشن برگزیده شد و سپس پلاکها و نشانهای مخصوص منقش به آرم ویژه ، برای هدیه به میهمانان و مدعوین داخلی و خارجی و مقامات کشوری و لشکری تهیه شد.
نمونه های استوانه ای شکل کوچکی از گل پخته ، منقش به خط میخی حاوی فرمان کوروش مبنی بر اعطای آزادی به مردم پس از فتح بابل که اصل آن در موزه بریتانیا نگهداری می شود، تهیه و برای اهدا به مدعوین درنظر گرفته شد. علاوه بر این ، 36 جلد کتاب تاریخی مربوط به ادوار مختلف تاریخ ایران برای اهدا به چاپ رسید. اسلایدهای مناظر تخت جمشید و پاسارگاد برای تهیه کارت پستال های دعوت ، مورد استفاده قرار گرفت و فیلمهایی از زندگی محمدرضا پهلوی و رضا پهلوی (ولیعهد) تهیه و در سراسر کشور انتشار یافت.
در همه شهرستان ها، میدانی به نام میدان شاهنشاهی نامگذاری شد. ریاست شورای مرکزی جنبش شاهنشاهی ایران را به جواد بوشهری ، از متمولین ایرانی و پدر همسر اشرف پهلوی سپردند، اما برنامه اصلی توسط اسدالله علم و فرح دیبا طرح و اجرا می شد. در دستورالعمل های ابلاغی به تمام وزارتخانه ها، ادارات و انجمن ها وظیفه و نقش هر کدام مشخص شد. در 17 مهر ماه یک سوارکار با لباس دوره هخامنشی در مقابل مجلس سنا پیامی را تحت عنوان پیام ملت ایران که بر روی پوست آهو نوشته شده بود، از طرف رئیس مجلس سنا دریافت کرد تا به تخت جمشید برده و به شاه تحویل دهد. در این جشن 22 پادشاه ، 5 ملکه ، 21 شاهزاده ، 16رئیس جمهور، 3 نخست وزیر، 4 معاون نخست وزیر و 2 وزیر امور خارجه شرکت داشتند. تمامی غذاها و میوه و شیرینی موردنیاز این جشن سفارش داده شده بود تا از خارج از کشور تهیه گردد. جالب این که در این میان تنها چیزی که اثری از آن یافت نمی شد، غذاهای اصیل ایرانی و شیرینی های سنتی این مرز و بوم بود. میلیون ها دلار صرف دستگاه امنیتی شد که نظارت بر جشنها و سازمان های برگزارکننده را برعهده گیرد و این سازمان امنیتی با مجهزترین دستگاه های الکترونیکی ، کشور را محافظت می کرد.
نطق پهلوی در پاسارگاد
محمدرضا پهلوی طی نطقی سراسر آکنده از غرور در برابر آرامگاه کوروش گفت: «ما امروز در برابر آرامگاه تو گردآمده ایم تا به تو بگوییم آسوده بخواب زیرا که ما بیداریم...» ؛ ادعایی که 7 سال بعد بطلان آن به اثبات رسید. او با مستمسک قرار دادن کوروش ، از حقوق بشر سخن می گفت ، در حالی که همزمان در نزدیکی محل سخنرانی او، یعنی در شیراز، بیش از 200 دانشجو به جرم اعتراض به این جشنها دستگیر و زندانی شدند. درآمدهای هنگفتی که از طریق فروش نفت ، عاید ایران شده بود و پس از جنگ جهانی دوم سیر صعودی نیز داشت ، به جای آن که صرف عمران و آبادانی مناطق محروم و دورافتاده شود، اینچنین برای فخرفروشی شاه و درباریان مورد استفاده قرار گرفت. شاید اگر تنها نیمی از بودجه ای که صرف برگزاری جشنهای 2500 ساله کردند، برای رسیدگی به مشکلات اقتصادی طبقات پایین جامعه و توسعه طرحهای زیربنایی کشور هزینه می شد، مردم ایران از آن فقر و فلاکت حاکم بر روستاها و حلبی آبادها نجات می یافتند. محمدرضا پهلوی برای سرپوش گذاشتن بر معضلات اقتصادی کشور در نزد افکار عمومی جهانیان ، سعی می کرد با برگزاری این جشنها و جلب توجه دنیا به افتخارات ادعایی شاهان ساسانی و هخامنشی ، از کشور ایران تصویری مترقی و فارغ از هر گونه معضل اقتصادی و اجتماعی ارائه دهد، در حالی که در همان زمان که انواع غذاهای فرنگی تازه و گرم و آشامیدنی های الکلی از پاریس به تخت جمشید حمل می شد، بیشتر مردم ایران به یک وعده غذا برای سیر کردن اعضای خانواده خود محتاج بودند و حتی طبق اسناد و منابع موجود، در همان حوالی محل برگزاری این جشنها، صدها راس از دامها و احشام مردم به خاطر فقدان آب و علوفه در معرض تلف شدن قرار گرفته بود و یا همچنین در استان های محرومی همچون سیستان و بلوچستان ، مردم حتی غذا و آب آشامیدنی برای سدجوع در اختیار نداشتند ؛ چنان که نزدیک به یکصد هزار نفر از مردم آن استان مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند.
محمدرضا پهلوی غافل بود که با این گونه اقدامات از یک طرف و سرکوب اعتراض ها و انتقادهای مخالفان از طرف دیگر، بذر انقلاب و یک نهضت فراگیر را در کشور می افشاند. گروههای مبارز دانشجویی در داخل و خارج از کشور به مبارزه پرداختند و تظاهرات عظیمی در شیراز و سایر شهرها علیه این جشن برگزار کردند. این تظاهرات توسط ماموران انتظامی سرکوب و عده زیادی از دانشجویان دستگیر شدند. در روز برگزاری جشن ، بمبی در کنسولگری ایران در سانفرانسیسکو منفجر شد و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور بلافاصله مسوولیت آن را برعهده گرفت و در تظاهرات عظیمی در برابر کنسولگری ایران ، شعار مرگ بر شاه سرداده شد.
مهمترین این مخالفت ها که در پایه های رژیم شاهنشاهی لرزه افکند از نجف اشرف و از گلوی روحانی تبعیدی به نام آیت الله خمینی بیرون آمد: «شنیده شده که درباره جشنهای شاهنشاهی ، میلیون ها تومان خرج شده است که فقط هزینه چراغانی تهران 80 میلیون تومان برآورده شده است. گویا متخصصان اسرائیلی هم عهده دار کارهایی بوده اند. چگونه ملت می تواند برای کسی که به اسلام خیانت می کند، جشن بگیرد؛ جنایات پادشاهان تمام تاریخ را سیاه کرده است. از نظر پیامبر اسلام ، کلمه پادشاه نفرت انگیزترین کلمه است. اصول اسلام با سلطنت مخالف است. کاخهای شاهنشاهی را ویران کنید. سلطنت از شرم آورترین و زشت ترین نوع ارتجاع است. ایران 150 هزار طلبه دارد. اگر یکصدا سکوت را می شکستند، آن وقت پیروز می شدند. بیدار شوید.»
نتیجه گیری
جشنهای شاهنشاهی گرچه تنها عامل سقوط رژیم پهلوی نبود، ولی با بلعیدن بخش عظیمی از درآمدهای کشور و افزایش شکاف طبقاتی ، به موج فزاینده اعتراض ها و نارضایی مردم از وضع موجود و بی توجهی به ارزشهای دینی و سنتی جامعه از سوی رژیم دامن می زد. جشنهای 2500 ساله ، نه تنها نتوانست مردم آگاه و مبارز ایران را فریب دهد ؛ بلکه خود انگیزه ای دیگر برای توسعه جنبش انقلابی مردم شد. اعتراض های مردم ، روحانیون و دانشجویان و همین طور مبارزه مسلحانه گروههای اسلامی ، همه مبین این بود که مردم کمر همت به از بین بردن رژیم منحط پهلوی بسته اند ؛ چنان که در نهایت نیز در بهمن سال 1357 ، این مبارزات به رهبری امام خمینی (ره) به بار نشست و کاخ رویاهای شاه و متحدان غربی او درهم شکسته شد.
| ریخت و پاش بی حد در ضیافت جشنهای 2500 ساله ، شاه از تمامی رهبران جهان دعوت به عمل آورد ؛ اما فقط کسانی در این جشن شرکت کردند که همگی همچون خود شاه از قدرت واقعی و مردمی برخوردار نبودند و حتی روسای کشورهای امریکا، انگلستان و فرانسه به عنوان نزدیک ترین متحدان شاه ، صرفا به اعزام نمایندگانی اکتفا کردند و این خود از پوشالی بودن جشن حکایت داشت. اسراف در این جشن که هزینه آن بالغ بر سیصد میلیون دلار برآورد شده است موضوعی نبود که قابل چشم پوشی باشد. خیمه های گرانقیمتی توسط ژانس (دکوراتور فرانسوی) طراحی شد. آرایشگران طراز اول سالنهای کارتیا و الکساندرا به تخت جمشید آمده بودند. الیزابت گاردن ، یک نوع کرم صورت به نام فرح تولید کرده بود که در جعبه های مخصوص به میهمانان هدیه می شد. رابرت هاپلند، فنجان و نعلبکی هایی ساخت که فقط یک بار با آنها از میهمانان پذیرایی می شد. لانساول ، یونیفورم های جدیدی را برای کارمندان دربار تهیه کرد که با بیش از یک ونیم کیلومتر نخ طلا دوخته شده بودند. تهیه غذا نیز به رستوران ماکسیم پاریس سپرده شد که همزمان با برگزاری جشن ، توسط هواپیما از فرانسه به ایران انتقال می یافت. نکته جالب توجه این که برای این مراسم ، یک کیک عظیم چندطبقه به شکل پاسارگاد با تاج شاهی ساخته شده که قبل از بهره برداری ، همچون طاق ایوان کسری سقوط کرد و همان موقع می شد این حادثه را برای شاه به فال بد گرفت که خبر از سقوط قریب الوقوع رژیم پادشاهی او می داد. به هر حال این جشن ، جز جدایی بیش از پیش شاه و خاندان سلطنتی از مردم ، رهاوردی با خود نداشت. |
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دکتر محمد هادی همایون | استاد دانشگاه
دکتر فواد ایزدی/کارشناس ارشد مسائل آمریکا
محمد قادری/ کارشناس مسائل راهبردی
نیما نکیسا در گفتوگو با جام جم آنلاین: