به این جمله خوب دقت کنید: «با تحقق چشم انداز 20 ساله گردشگری مبنی بر جذب 1.5 درصد گردشگران بین المللی که آن هم تقریبا معادل 20 میلیون گردشگر خواهد شد
کد خبر: ۱۱۱۶۶۷
، وابستگی کشورمان از اقتصاد تک محصولی نفت کاهش می یابد» با این تصور وقتی می خواهی با بالاترین مقام اجرایی گردشگری کشور به گفتگو بنشینی ، بند دلت پاره می شود که مبادا یکدفعه حرفی بزنی که خدای ناکرده باعث شود یک نفر از این رقم کم شود و باز برگردیم به اقتصاد تک محصولی.
از نفت که بگذریم ، می رسیم به رقمی معادل یکهزار میلیارد دلار که قرار است سالانه گردشگران عالم به
جیب صاحبان صنعت گردشگری دنیا بریزند.
گفتگو با محمد شریف ملک زاده ، معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری
کشور نیز شاید تنها به این دلیل شکل گرفت که بدانیم سهم کشورمان از این یکهزار میلیارد دلار در
دوره ای که حاکمیت گردشگری را یکی از محورهای توسعه قرار داده ، چقدر است.
پیش از هر چیز فکر نمی کنید بهتر بود ایران هم مانند بسیاری کشورها وزارتخانه مستقلی برای توسعه
بخش گردشگری اختصاص می داد؛
با این مساله موافقم ; چراکه در کشورهایی که آثار و جاذبه های گردشگری آنها به اندازه ایران عزیز ما
نیست ، وزارت گردشگری وجود دارد.
در دنیای آینده صنعت گردشگری حرف اول را خواهد زد. لذا ادغام 2 سازمان میراث فرهنگی و
ایرانگردی و جهانگردی و تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، قطعا گامی رو به جلو است.
حتی باید در آینده نزدیک بخشهای لازم دیگر نیز به آن ملحق شود، زیرا بعضی دستگاه های اجرایی
دیگر رابطه نزدیک و تنگاتنگی با مقوله گردشگری دارند و بعضی دیگر در دیدگاه انسجام یافته مدیریت
گردشگری با این مقوله در ارتباط هستند. به هر حال ، ما ناچاریم انسجام ، یکپارچگی ، جامعیت و تفاهم
را در نظام گردشگری دخیل کنیم و نمی توان بخشی از مراجع درگیر با مقوله گردشگری را نادیده گرفت ،
ضعیف شمرد و یا آن را حذف کرد، بلکه هر یک در جای خود اهمیت دارند. همه باید همانند اعضای
بدن ، هماهنگ عمل کنند تا نتیجه مطلوب حاصل آید.
باید گفت ادغام 2 سازمان پیش گفته با صنایع دستی و تشکیل سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و
گردشگری انتظار همه را بالا برده و همه خواهان تحقق یک تحول جدی در آن هستند.
برای تحول در گردشگری امروز ایران گردشگران ورودی به ایران هم باید افزایش عددی یابند و از سویی
هم باید زیرساخت های حضور ایشان در کشور فراهم شود.
چه کار کنیم که گردشگران به کشور بکشانیم؛
با این بحث موافقم که با توسعه کیفی و کمی گردشگری می توان دچار تحول شد; اما ما نمی گوییم که
اکنون گردشگری ایران با کشورهای اروپایی رقابت کند - که البته زمینه ها و ظرفیت های انجام این رقابت در کشورمان وجود دارد - بلکه حداقل با بعضی کشورهای منطقه می توانیم رقابت داشته باشیم.
از سوی دیگر، باید به سمتی برویم که افزایش درآمد حاصل از گردشگری برای کشور مشهود باشد. این
افزایش و توسعه درآمد گردشگری در جهت گسترش تورهای ورودی به کشور و گردشگری داخلی قابل
توجیه است.
با کمی واقع بینی باید گفت ایران می تواند از 900 تا 1200 میلیارد دلار درآمدی که در جهان از راه
گردشگری ایجاد می شود، حداقل 30 میلیارد دلار را به خود اختصاص دهد و شاهد آن باشیم که رتبه
پایین تورهای ورودی ایران در صنعت گردشگری جهان دستخوش تحولی مثبت و ارتقای درجه شود. به
یاد داشته باشیم ایران در میان کشورهای نخست دارای جاذبه های گردشگری فراوان قرار دارد.
کسب حتی یک دلار از این ارقام نجومی که شما به آن اشاره کردید، نیازمند منابع انسانی برای میزبانی
صحیح و مدیریت بهینه در این زمینه است. تصور می کنید این توانمندی در ساختار گردشگری ما وجود
دارد؛
ببینید مدیریت نظام گردشگری ایران شامل مجموعه ای از مدیران مربوط به متولیان نهادهای دولتی و
خصوصی است که اگر نخواهیم موجب ناراحتی برخی دوستان ، همکاران و مدیران این بخش بشویم
(که براستی بار اصلی گردشگری به دوش آنها بوده ، هست و خواهد بود) باید اقرار کنیم در زمینه
مدیریت گردشگری دچار مشکل هستیم ; بنابراین ما نیازمند یک تحول اساسی و ریشه ای درمدیریت های گردشگری هستیم ; زیرا مدیریت جدید گردشگری قصد دارد در دنیایی رقابت کند که روز به روز این رقابت فزاینده تر و شدیدتر می شود و لذا باید با تمام بینشها، تفکرات ، رفتارها و ایده های نوین و جدید مدیریت گردشگری وارد این صحنه رقابت شود.
و در این میان توجه ویژه سازمان به خصوصی سازی و بخش خصوصی و تقویت آن در همه زمینه ها باید
مدنظر قرار گیرد، منتها ذکر این نکته نیز ضروری است که نتایج تحقیقات و مطالعات نشان می دهد
واگذاری صنعت مهم گردشگری تنها به امید بخش خصوصی ، به دلایل گوناگون امری غیراصولی است و پذیرفته شده نیست ، بلکه تعیین راهبردها و سیاست های کلان و نیز نظارت و حمایت و ایجاد بستر مناسب برای بروز توانمندی های بخش خصوصی در همه زمینه ها به عهده بخش دولتی است و به همین دلیل است که بسیاری از کشورهای مطرح در گردشگری ، با تشکیل وزارتخانه و یا سازمان های خاص گردشگری توانسته اند به موفقیت های چشمگیری نایل آیند.
مدیریت دولتی ، ترکیبی که همیشه باعث شده است در مقابل توسعه یا تحول یک علامت سوال قرار
گیرد. رویکرد جدید سازمان در برخورد با این ترکیب قدیمی در دنیای معاصر چیست؛
اساسا، تصدیگری دولتی مشکلی فراروی گردشگری است ; اما بخش خصوصی نیز باید صنفی فکر کند و ملی عمل کند و با هر گونه شخصی نگری و شخصی سازی به جای خصوصی سازی مقابله جدی کند(همچنان که تاکنون شاهد نمونه هایی از نداشتن توانمندی وسوؤاستفاده ها در این بخش نیز بوده ایم.) زیرا آفت بخش خصوصی در شخصی نگری و شخصی سازی آن است. اگر بنا باشد بخش خصوصی به نفع شخص یا گروه خاصی (که آن هم لزوما بهترین ها در این رشته کاری نباشند) عمل کند، گردشگری کشور ره به جایی نخواهد برد. زمان شعار دادن چه دربخش خصوصی و چه در بخش دولتی خاتمه یافته است. متوقع بودن درکنار پاسخگویی امری مثبت است یعنی تنها نباید حرف زد; بلکه بایدعمل کرد.
به عبارت دیگر، فاصله گرفتن دولت از تصدیگری از یک طرف و بالا رفتن قابلیت های بخش خصوصی
(میزان فعالیت بخش خصوصی در افزایش و توسعه تورهای ورودی) از طرف دیگر، می تواند به منزله 2
بال پرواز برای صنعت گردشگری کشور محسوب شده و هر دو مسوول رسیدن به این وضع مطلوب هستند هر چند همه می دانند بار اصلی کار به عهده بخش خصوصی است . لذا هر یک از 2 بخش دولتی و خصوصی باید پاسخگو باشند و بیلان کاری مناسب و خوبی را بویژه در تورهای ورودی از خود نشان دهند و از انداختن مشکل یا مشکلات به دوش دیگری اجتناب ورزند، چیزی که متاسفانه جز اتلاف وقت سود دیگری برای گردشگری کشور در پی ندارد.
ساده انگاری است اگر درآمدزایی از صنعت گردشگری را در دنیای معاصر یک امر ساده ارزیابی کنیم.
قدر مسلم کار در این صنعت بسیار پیچیده است. شما چطور می خواهید با این پیچیدگی ها روبه رو شوید؛
صنعت جهانگردی کاری تمیز است ; ولی ساده نیست و آن نیز به دلیل پیچیدگی های ماهیتی این صنعت
است. از یک طرف ، سفر کردن در جهان امروز یک نیاز جدی است و قابل صرف نظر کردن هم نیست از
طرف دیگر، گردشگری نیز از حالت معمول و متداول خود خارج شده و حالت نوین و حرفه ای به خود
گرفته است. به نحوی که از صرف یک تفریح و تفرج معمول ، به یک صنعت قدرتمند مبدل شده و ما نیز
باید متناسب با گردشگری روز دنیا با آن برخورد حرفه ای داشته باشیم. لذا دیدگاه حاکم بر گردشگری
باید مبتنی بر یک نگاه تخصصی از کار باشد. ساده انگاری است که گردشگری را امری ساده بدانیم و
مشکل ما نیز تاکنون در این بوده است. در دنیای گردشگری حرفه ای امروز باید حرفه ای بود و حرفه ای
عمل کرد. مدیران گردشگری باید در این رشته متخصص باشند و حداقل انتظار این است که با درایت
خاص خود، با مقوله های گردشگری تخصصی برخورد کنند; زیرا در غیر این صورت ، مدیران و اقدامات
آنان ، خود مانعی فراروی گردشگری شده و کار را دشوار می کنند.
نمی توان بدون ایجاد بستر علمی و تخصصی و صرفا با به کار گرفتن و متمرکز کردن گروهی اندک از
مدیران غیرمتخصص مشکل گردشگری کشور را برطرف کرد.
اگر افراد غیرمتخصص را هر چند موقت و
کوتاه مدت بالای سر متخصص ها بگذاریم ، قطعا موفق نخواهیم بود. گردشگری را امروزه به دیده علم
نگاه می کنند که با خیلی علوم دیگر نیز در ارتباط مستقیم و غیرمستقیم است . لذا شاهد آن هستیم که در
دنیای امروز، گردشگری هر روز تخصصی تر می شود، به حدی که مقوله های متفاوتی برای آن تعریف
شده و هر یک نیز متخصصان خاص خود را در اختیار دارد.
صنعت گردشگری پیش از هر چیز نیازمند تجربه کاری یا همان سابقه کاری مفید در تک تک افراد مشغول
در این صنعت است ، فکر نمی کنید گردشگری امروز ایران اوضاع مناسبی در این زمینه ندارد؛
بخش گردشگری ، مدیریت اجرایی خاص خود را می خواهد و این واقعیت دارد که ما از این حیث
وضعیت مطلوبی نداریم. در گذشته مشاهده می شد که مدیریت اجرایی گردشگری به کسانی سپرده
شده که تعریف درست و جامعی از تور و گردشگر ندارند و با مشکلات فراروی آن آشنا نیستند و به دلیل نبود اطلاع و تجربه لازم ، این افراد با وجود دلسوزی و تعهدی که از خود نشان می دهند، نمی توانند
راهکارهای مناسبی را در اجرا به کار بندند و نتیجه لازم را به دست آورند و خود ناخواسته مانعی فراروی
گردشگری کشور می شوند. بنابراین ، افراد شاغل در گردشگری ، بویژه مدیران گردشگری باید دارای
تجربه اجرایی مفید در برنامه ریزی و انجام تور (بخصوص تورهای خارجی) و امور مربوط به گردشگری
نیز باشند.
آشنایی و شناخت تور و ایجاد رابطه میان گردشگران خارجی و جاذبه های گردشگری کشورمان ایران که
نهایتا به درآمد ارزی و ریالی منجر می شود، نیازمند دانش علمی و تجربی در برنامه ریزی جامع و کامل
تور است . وقتی مدیر درست بفهمد، درست تبیین کند و درست عمل کند، آنگاه موفقیت وی حتمی و
اجتناب ناپذیر است و بعید به نظر می رسد این امر بدون داشتن تجربه لازم تحقق پذیرد. لذا ما باید رفتار
و کردار خود را به لحاظ مدیریتی دستخوش تحول کنیم.
به کارگیری مدیران میانی فعال ، جوان ، مبتکر، خلاق ، دارای ایده ، عملگرا، منضبط و دارای انگیزه بسیار
موثر و نتیجه بخش خواهد بود.
گردشگری در دنیای امروز صنعتی کم هزینه و در عین حال پردرآمدترین صنعت به شمار می رود. دید
اقتصادی به گردشگری نیز بحثی است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. اقتصاد گردشگری در کارکرد
(جدید این معاونت در سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری چیست؛
در ایران ، به علت اتکا به صنعت نفت ، تاکنون صنعت گردشگری زیاد جدی گرفته نشده است ; اما باید
گفت توسعه جهانگردی در کشور و درآمدهای حاصل از آن می تواند به عنوان جایگزینی پایدار برای
درآمدهای نفت که منبع رو به زوالی است ، مورد توجه قرار گیرد. رونق گردشگری به منزله تیر خلاصی به اقتصاد تک محصولی است. از طرفی ، ورود هر گردشگر خارجی به ایران و فراهم کردن گردشگری
داخلی ، علاوه بر ایجاد درآمد، اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم خود را در پی خواهد داشت.
نقش درآمدزایی گردشگری در ایران باید به گونه ای توسعه یابد که رونق اقتصادی ایران به صورت
مستقیم به درآمدهای حاصل از گردشگری وابسته شود.
جذب گردشگران خارجی نیز باید در اولویت
اول کاری دولت قرار گیرد و علاوه بر رفع موانع و ایجاد بستر مناسب کار برای بخش خصوصی فعال و
توانمند، تسهیلات لازم را نیز در اختیار آن بگذارد. در تورهای ورودی از بازارهای مختلف عربی ،
اروپایی و...بین حداقل 5 تا 30 دلار در هر روز به ازای هر نفر توریست سود حاصل خواهد شد و
پیش بینی می کنیم که با استفاده از همه ظرفیت های بالقوه ، این میزان بسیار بالاتر رود. باید منافع ملی را با منافع صنعت گردشگری گره بزنیم. هر رفتار درستی داشته باشیم ، به این منبع اقتصادی بزرگ کمک کرده ایم و آن را گسترش داده ایم و حتی می توانیم آن را جایگزین صنعت نفت کنیم.