مشکل فوتبال ما رفاقت نکردن من و دایی نیست

علی کریمی: فلسفه مربیگری من مبتنی بر رفاقت است

دنیای مربیگری دنیای پیچیده‌ای است. بسیاری از بازیکنان و ستاره‌های بسیار محبوب در مسیر جدید آنچه را در دنیای بازیگری کسب کرده بودند از دست دادند و با شعارهای حیا کن و رها کن بدرقه شدند. بسیاری هم آن چه را که در دنیای بازیگری بدست نیاورده بودند روی نیمکت پیدا کردند و به محبوب سکوها تبدیل شدند.
کد خبر: ۱۱۱۲۰۶۱

علی کریمی با وجود این که یک سال است به این دنیا نزدیک شده اما هنوز در آستانه اولین قدم جدی سرمربی گریاش است تا نشان دهد در این زمینه، چند مرده حلاج است و قرار است از کدام گروه باشد. تا اینجای کار کریمی رکورددار کوتاهترین همکاری با تیمهای باشگاهی و ملی است. آنچه در ادامه میآید بخشهای از مصاحبه بلند این ستاره فوتبال با سایت نود:

هدف من همیشه این بوده که حتی اگر یک هفته جایی هستم مفید باشم و کاری کنم که اتفاق مثبتی بیفتد.

خبرنگاران در کنفرانس مطبوعاتی از من پرسیدند چرا ریسک میکنید و چنین تیمهایی را انتخاب میکنید؟ زندگی کلا ریسک است. من که نمیتوانم صبر کنم تا رئال مادرید و بارسلونا به من پیشنهاد بدهند.

مربیانی که قهرمانیهای زیادی داشتند از آخرین قهرمانیشان چند سال میگذرد؟ الان قلعهنویی و دایی و جلالی که همیشه هم تیمهایشان تیمهای خوبی بوده چند سال است در لیگ قهرمان نشدهاند؟ چند مربی بزرگ در دنیا داریم که مدتهاست نتیجه نگرفتهاند؟ الان مورینیو در منچستر یونایتد با بهترین تیم و بهترین امکانات نتیجه نمیگیرد. در نتیجه یک تیم خوب و کارنامه پرافتخار نمیتواند برای کسب موفقیت کافی باشد.

فلسفه مربیگری من رفاقت و دوستی است. به نظر من تیمی موفق است که رفاقت داشته باشد. خیلیها میگویند مربی باید جذبه داشته باشد و بازیکن بترسد ولی من این را قبول ندارم. مربی باید با بازیکن دوست باشد.

در مربیگری خیلی به دنبال آنالیز و اینکه بگویم فلان تیم را آنالیز کردیم و فلان تیم را بررسی کردیم نیستم. به هر حال هر کسی سبکی دارد. شما میتوانید بروید و ده نفر آنالیزور را هم بیاورید وقتی بازیکن من در زمین روزش نباشد آنالیزور کاری میتواند انجام دهد؟

من قبلا هم این حرف را زدم و متاسفانه به یکسری از آقایان برخورد. مهمترین کار یک مربی آمادهکردن بازیکن از نظر روحی و روانی است. من توی بازی نیستم که به بازیکن بگویم توپ را چطور بزن تا گل بشود یا چطور سانتر کن. اما اگر از نظر روحی و روانی و از نظر بدنی در شرایط خوبی باشند خودشان در زمین میتوانند بهترین تصمیم را بگیرند.

من قبلا هم گفتم کیروش از نظر تمرین و کارفنی مربی خوبی بود. همیشه هم بعد از آن جریان میگفتم که کاشکی رابطه من و کیروش همان رابطه بازیکن و مربی میماند. قطعا این یکی از افسوسهای من است.

ما به جامجهانی میرویم که با تیمهای بزرگ بازی کنیم. مگر در شرایط دیگری غیر از جامجهانی فرصتی برای ما پیش میآید که بخواهیم با تیمهای اسپانیا و پرتغال بازی کنیم؟ اگر قرار باشد برویم جامجهانی و آنجا هم با تیمهای درجه دوم بازی کنیم که فایده ندارد.

در حال حاضر ما از کشورهای عربی بدتر شدهایم. یک مربی تا سه هفته نتیجه نمیگیرد همه تیتر میزنند فرصت آخر سرمربی. همه این اتفاقات دست به دست هم میدهد که یک مربی در طول بازی محتاطتر باشد و بازی بستهتری را انجام بدهد.

در بایرن مونیخ بارها پیش اومده مثلا اولیورکان و بالاک با هم دعوا کردند اما فردا هیچ روزنامهای تیتر آنچنانی نزده. شما همین دعوای فرشاد احمدزاده و منشا را ببینید چقدر بزرگش کردید. این اتفاقات در همه جای دنیا میافتد.

در حال حاضر مشکل فوتبال ما قطعا رفاقت کردن یا نکردن من و علی دایی نیست. آنقدر مشکلات داریم که این مساله کوچکترین اهمیتی نداشته باشد.

بله! من یک لگد به ساک زدم. آدم اشتباهی که کرده را قبول میکند اما یک سوال دارم. زیدان مگر با سر به سینه بازیکن حریف نزد؟ من که لگد زدم به یک ساک بیجان. آن هم بیرون از زمین. زیدان که آن حرکت را کرد پس باید اعدامش کنند؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها