هیچ کودکی مجرم به دنیا نمی آید

از دیدگاه حقوقی ، جرم ، هر فعل یا ترک فعل است که در قانون برای آن مجازات پیش بینی شده و مجرم کسی است که مبادرت به ارتکاب فعل یا امتناع از انجام فعلی می کند که جرم بر آن مترتب است
کد خبر: ۱۱۱۱۷۷
و مجازات نیز مجموعه تنبیهات و عقوبت هایی است که قانونگذار برای حفظ نظم جامعه و ایجاد امنیت و نیز به عنوان اهرم نمودار عواقب ارتکاب آن به بزهکاران بالقوه و بالفعل و نیز اطلاع رسانی به عموم مردم وضع کرده است.
رفته رفته با افزایش جمعیت و شروع زندگی اجتماعی و وجود حرکتهای ناهنجار، هر روز شاهد وضع قانون و ایجاد محدودیت در جامعه بوده ایم و با افزایش میزان جرایم و پیچیده شدن آنها قوانین نیز همواره دستخوش تحول شده و روز به روز پیچیده تر می شوند.
ادامه این بحث مجال مناسبی را می طلبد، ولی با در نظر گرفتن همه این مسائل ، این پرسش مطرح می شود که چه چیزهایی باعث می شود انسان از فطرت پاک خود دور شود و برخلاف جریان مسیر خلقت حرکت کند؛ در بررسی علل و عوامل ارتکاب جرم می توان به برخی موارد اشاره کرد. از مهمترین عوامل وقوع بزه و پیدایش بزهکار و بزهکاری همانا عدم پایبندی به مسائل و اعتقادهای دینی است که منشا آن خلقت و فطرت است. هر کس با هر فکر و عقیده ای لاجرم معتقد به مسائل ایدئولوژی است و بر این باور می تواند باشد که او چون مخلوق است و خالقی دارد، پاک آفریده شده و منزه و باید به برخی اعتقادهای درونی که آثار آن در بیرون نیز خودنمایی خواهد کرد، ملزم باشد. احترام به مالکیت ، عدم تجاوز به حقوق دیگران ، زندگی در سایه صلح و آرامش ، احترام به آزادی های دیگران و غیره از جمله مسائلی است که با همه اختلاف عقیده ها و سلایق همه به آن متعرف هستند و ناقض آن را فردی غیرسالم تلقی می کنند. پس غور در اعتقادها موید این مساله است که حتی مرتکبان جرایم و متجاوزان به حقوق دیگران این ارتکاب و تجاوز را موضوعی پسندیده تلقی نمی کنند، بلکه همواره آن را توجیه می کنند، پس پایبندی به اصول و اعتقاد از جمله امور مهمی است که از ارتکاب جرایم جلوگیری می کند.

انگیزه های شرافتمندانه


حوادث غیرمترقبه نیز از عواملی است که در پاره ای موارد می تواند از علل وقوع حوادث و بروز بزهکاری تلقی شود، در زمانهای قحطی و بحران افرادی که هیچ وقت تصور ارتکاب جرم را نمی کردند به یک مجرم تبدیل می شوند و با ارتکاب اعمالی برای رفع نیازها یا نجات خود مجرم می شوند یا افراد در شرایطی قرار می گیرند که ناگزیر به ارتکاب جرم هستند، وجود منافع قانونی ، جهل به قانون یا وجود انگیزه شرافتمندانه از مواردی است که فرد را به سوی بزهکاری سوق می دهد ؛ هر چند این علل نمی تواند مجوز ارتکاب جرم باشد، ولی قاضی می تواند با در نظر گرفتن شرایط و اوضاع و احوال حاکم برای فرد بزهکار مساعدت هایی در نظر داشته باشد. حدوث برخی جرایم ناشی از نوعی مشکلات و کمبودهای درونی است. مواردی سراغ داشته ایم که بزهکار علی رغم داشتن امکانات شغلی و وضعیت مالی مطلوب ، مرتکب سرقت شده است و گاهی با داشتن تخصص لازم در خلاف جهت علمی و عملی آن گام برداشته است. فردی که می تواند با به کارگیری مهارت خود در توسعه و پیشرفت موضوع یا موضوعاتی سهیم باشد جاعل از کار درمی آید یا این نبوغ ذاتی خود را برای سرقت ، کلاهبرداری و موارد مشابه به کار می گیرد. وقتی از چنین گروه یا افرادی مصاحبه به عمل می آید برای کار خود توضیح و توجیهی ندارند ؛ هرچند در صورت پرورش این استعدادها و نظارت مستمر بر چنین افرادی می توان آنها را در مسیر صحیح به کار برد.

مجرمان احساساتی


بررسی برخی پرونده ها نشانگر آن است که بعضی جرایم بر اثر احساسات و عواطف انجام می شود. ممکن است فردی تحت تاثیر سخنان یا اعمال یا صحنه های اطرافیان قرار گیرد و مرتکب بزهکاری شود. بتازگی خانمی که به خاطر کیف قاپی دستگیر شده در پاسخ این پرسش که با وجود تمکن مالی و تحصیلات عالیه چرا مرتکب چنین جرمی شده ای؛ اظهار کرد: وقتی به لحظه قاپیدن یک کیف فکر می کنم احساس غلبه می کند و فکر می کنم بهترین لحظه من است و از آن لذت می برم و آن لحظه برای من بسیار دوست داشتنی و ارزشمند است. ممکن است این احساس به شکل دیگری گریبانگیر مرتکب شود. شخصی که در طول عمر خود حتی مرتکب نزاع لفظی نشده است ، در وضعیتی قرار می گیرد که از خود بی خود می شود و دست به کاری می زند که نباید بزند. می بیند در کوچه فردی طفلی را مورد آزار و اذیت قرار می دهد. برای نجات او بناچار مرتکب جرم ایراد و ضرب ، فحاشی و قتل می شود. به خانه مراجعه می کند می بیند مادر، خواهر، همسر یا فرزند او گریه می کند. علت را جویا می شود. می گویند فردی مزاحم آنها شده است ، بی اختیار به سوی فرد مقابل می رود و مسائلی به وجود می آورد. برای مثال در پرونده ای فردی در یکی از شهرستان ها با مراجعه به یک واحد نجاری با صاحب مغازه درگیری لفظی و در نهایت فیزیکی پیدا کرده بود. فرزند 18 ساله نجار که این وضع را مشاهده کرده بود و شاهد کتک خوردن پدر پیرش بوده است با یک وسیله نجاری ، ضربه ای به طرف مقابل وارد می کند و همین ضربه باعث مرگ او می شود. در جلسه محاکمه وقتی درخصوص این موضوع از وی بازجویی شد، اظهار کرد: وقتی دیدم پدرم را می زنند، احساسی بر من غلبه کرد و ناخواسته ضربه ای به او وارد کردم. من قصد قتل او را نداشتم ، ولی این اتفاق افتاد. چون ارکان تشکیل دهنده جرم کامل بود، حکم اعدام او صادر شد.

جرمی برای تفریح


برخی جرایم ممکن است به عنوان تسکین و سرگرمی مطرح شود، نداشتن تفریحات سالم ، نداشتن دوستان خوب ، نبود امکانات رفاهی ، نداشتن انگیزه تحصیل و امثال آن می تواند از علل عمده این بخش تلقی شود. بیکاری ، قماربازی ، ایجاد مزاحمت های خیابانی ، کبوترپرانی ، استفاده غیرمجاز از اینترنت ، ماهواره و بویژه اعتیاد از این قبیل است. بیشتر معتادان در توجیه کار خلاف خود همواره به عنوان تفنن و سرگرمی یا تسکین دردهای جسمی و روحی خود یاد می کنند و گاهی در لابه لای گرفتاری های خانوادگی و برای فرار از مسوولیت گرفتار چنین بلایی می شوند غافل از آن که این جریان ناشی از انگیزه های ساده فوق در مدت زمان نه چندان طولانی به یک معضل اجتماعی تبدیل شده و خانواده ها و در نهایت جامعه را از هم می پاشد و در این خصوص سوداگران مرگ و مودیان فساد فرهنگ های ابتذال نیز نهایت استفاده را از این نگون بختان می کنند. دیدن چهره های فرسوده ، نگران ، سرشار از غم و اندوه خانواده های مبتلا به مواد مخدر بروشنی موید این مطلب است.

فقر و فساد در کنار هم


یکی از عوامل مهم وقوع جرایم مسائل و مشکلات اقتصادی است و شاید پس از عدم پایبندی به اعتقادها و مقررات مهمترین عامل باشد. در بررسی بسیاری از پرونده ها، ریشه این عامل پیدا می شود. فقر و فساد در بسیاری از موارد لازم و ملزوم یکدیگرند. فردی که نه شغلی دارد نه جایی برای سکونت و از طرفی هزینه سنگین زندگی بر او تحمیل می شود، لاجرم به سوی ارتکاب جرم رو می آورد. ریشه فقر در جرایم مفاسد اخلاقی ، اجتماعی ، اقتصادی و جرایم عمومی بخوبی پیداست.

شاکی ها هم مجرم می شوند


یکی دیگر از عواملی که باعث ارتکاب جرم می شود، خود بزه دیده است و شاید در ارتکاب جرم علت اصلی را دارا باشد. برخی حرکات و سکنات بزه دیده ممکن است بزهکار را تحریک و ترغیب به ارتکاب جرم کند. گفته بودیم خلاصه صحبت می کنیم ، اما علل دیگری نیز در وقوع جرایم موثر است که به اختصار بدان اشاره می شود. جامعه (عدم پذیرش افراد بزهکار)، مشکلات خانوادگی ، طلاق ، مواد مخدر، خانواده بزهکار، ضعف قوانین ، درآمدزایی برخی جرایم (مانند تکدیگری)، مقررات دست و پاگیر، مشروبات الکلی ، نبود امکانات تفریحی ، نداشتن شغل ، عدم برخورد مناسب با بزهکاران ، عدم اجرای کامل قوانین ، مسوولیت گریزی فردی و اجتماعی ، ثروت ، همسویی با فرهنگ ابتذال ، بی بند و باری.

باز هم مهاجران


از دیگر عواملی که در به وجود آمدن جرم تاثیر دارد، مقوله مهاجرت است. در عصر کنونی که بشر برای ادامه حیات خود به لحاظ بدتر شدن شرایط زندگی با تلاش در جهت زندگی بهتر و سخت شدن وسایل مهاجرت ، شاهد اختلاط فرهنگ ها، قومیت ها، ملتها، سنتها، زبانها و غیره هستیم ، در پاره ای موارد این مهاجرت ها خود به یک معضل تبدیل می شوند. بررسی ها نشان می دهند در استان ها و شهرهایی که مهاجرپذیرترند، میزان رشد جرایم ، بویژه در نقاط مهاجرنشین نیز بیشتر است و مزید بدان علت نیز مهاجرت اتباع یک کشور به کشور دیگر و علت آن نیز بخوبی روشن است. هر فرد یا گروه یا ملتی ، آداب و رسوم ، اعتقادها و سنن خاص خود را دارد. کشور ما نیز یک کشور مهاجرپذیر به شمار می آید و از این قاعده مستثنا نیست و از آن جا که میزان مهاجرت اتباع بیگانه بویژه برای سکونت دراز مدت بیشتر بوده است شاهد افزایش جرایم در زمینه های مختلف از قبیل ورود غیرمجاز، اقامت غیرمجاز، مواد مخدر، قتل ، مسائل خلاف عفت عمومی و سرقت و نظایر آن بوده ایم و این موضوع در مهاجرت های داخلی نیز مصداق دارد.




رضا جعفری - معاون دادستان تهران
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها