راپورت‌های میرزا ادریس‌

به‌ هر حال باید تازیانه بخورد !‌

الیوم بعد از چاشت دراز کشیده درحال استراحت بودیم، دیدیم خشایار پدرسوخته چنان قهقهه‌ای سر داد که چرت ما که هیچ چرت رعیت دو کوچه آن ورتر هم پاره شد. عصا پرت کردیم به کمرش اصابت کرد، نعره خوبی زد، خنده‌اش خفه شد الحمدلله!
کد خبر: ۱۰۹۸۵۳۸

معروض شد، قبله عالم چرا می‌زنید؟

فرمودیم پدرسوخته، نمی‌بینی خوابیم؟ کوری؟ صدا انداختی توی سرت عین چی عربده می‌زنی؟

عارض شد: آخر مطلبی دیدیم که ترکیدم از خنده!

فرمودیم نوکر جماعت به پوست خربزه هم می‌خندد، نشانم بده چه بوده که خندیدی اگر ما را خنداند تفقدت می‌کنیم اگر نه می‌دهیم به صلابه ات بکشند.

عارض شد: چشم! بعد ماسماسک آورده در آن فوتوی یک مردک از ولایات چین و ماچین بوده که یک دستمال سفید به سر بسته به افق‌های دوردست نظاره می‌کند! اولین پسی‌اش را زدیم، فرمودیم فلان‌فلان شده این کجایش خنده داشت؟

معروض کرد: تصدقت گردم این یک فوتوی معمولی نیست. توضیح خواستیم گفت: گویا در قصبات گرگان ممالک محروسه خودمان مسابقات کبدی نسوان بوده و مربی بانوان ولایات تایلند از رجال بوده. فلذا برای ورود به سالن و حضور در میان نسوان چادر چاقچور کرده حضور یافته! خندیدیم اما پسی دوم را هم زدیم که پررو نشود که قبله عالم را خندانده است.

بعد فرمودیم به خشایار که کاغذ بفرستد به والی گرگان راپورت بخواهد که علت چه بوده؟ اگر قصد به سخره گرفتن حجاب و چارقدچاقچور نسوان ممالک محروسه داشته، بدهیم چهار میخ ببندندش کهنه با سمبه به گلویش تپانده دیگر غلط زیادی نخورد. اگر هم قصد احترام گذاشتن به قوانین ممالک محروسه گذاشته باز هم بدهیم چند ضربه تازیانه دم موشی بزنندش که می‌خواهی احترام بگذاری یک روسری بته‌جقه‌دار ترمه ابریشمی چیزی سرت کن نه یک تکه حوله چرک پر از بوی عرق. ضمنا فرمودیم کاغذ بیاورند، بنگارند احدی از اجانب و بیگانگان بخواهند بای نحو کان با قلم یا قدم یا رفتار و کردار به نسوان عزیزتر از جان که نوامیس جنابمان هستند کمتر از گل بگوید بلایی سرش می‌آوریم که جناب بناپارت با یوروپ نکرد. زیاده فرمایش نداریم. باقی بقایمان دنیا فدایمان.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها